كتاب «آرايه‌هاي ادبي به زبان تصوير» (بيان، بديع و قالب‌هاي شعر) منتشر شد.

 در ابتداي اين كتاب كه به كوشش سعيد همايونفر منتشر شده، به بيان اين شيوه‌ي آموزشي، سپس به آموزش تصوير آرايه‌ها و قالب‌هاي شعر پرداخته و در پايان، تمرين‌هايي از موضوع فراهم شده است.


نقش آرايه‌هاي ادبي و آموزش آن، نقش بينايي، نشانه‌ها، تصوير، نقش تصوير در آموزش و... از مطالب بخش نخست هستند كه نويسنده به آن‌ها پرداخته و در ادامه، بخش تصويري و قالب‌هاي شعر فارسي ارائه شده‌اند.



اين كتاب همچنين با بيش از 1700 تمرين و نمونه براي دانش‌آموزان دبيرستان و پيش‌دانشگاهي (همه‌ي رشته‌ها)، دانشجويان و دبيران ادبيات و هنر همراه است.



«آرايه‌هاي ادبي به زبان تصوير» طرح برگزيده‌ي اولين همايش ملي نوآوري‌هاي آموزشي است كه لوح تقدير و جايزه از مجامع علمي - ادبي كشور و ديپلم عالي انتخاب از جامع مبتكرين و مخترعين را در كارنامه‌ي خود دارد.



اين كتاب كه با عنوان «... به جلوه‌ي سادگي، رسايي» به عباس كيارستمي تقديم شده، در 250 صفحه و شمارگان سه‌هزار نسخه از سوي انتشارات مبتكران به چاپ ركتاب «آرايه‌هاي ادبي به زبان تصوير» (بيان، بديع و قالب‌هاي شعر) منتشر شد.

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت |

مروری برآثارداستانی منتشر شده درسال 87

بيژن و منيژه : امسال برخلاف سال گذشته رمان ايراني بيشتر منتشر شد. اما از قديمي تر هاي اين عرصه چندان خبري نبود. که البته بخشي از اين غياب به ماندن کتاب هاي برخي از اين نويسندگان در وزارت ارشاد برمي گردد. از قديمي ترها تنها جعفر مدرس صادقي با رمان «بيژن و منيژه» در صحنه حضور داشت. «بيژن ومنيژه» مانند آثار پيشين مدرس صادقي، رماني است خوشخوان. ماجراي رمان حول مثلثي عشقي شکل گرفته است. سعيد و اردلان دو همبازي قديمي و هر دو عاشق بنفشه (هما) هستند؛ عاشق دختري که هر دو از دوران کودکي او را مي شناختند. مدرس صادقي در «بيژن و منيژه» بار ديگر سراغ طرح رابطه پدر و پسر رفته است يعني همان مقوله يي که در «گاوخوني» هم به آن پرداخته شده بود. ديگر شباهت اين رمان با «گاوخوني»، جايگاه مهم رودخانه در آن است. هرچند در «بيژن و منيژه» هم رودخانه با بار معنايي متفاوتي حضور دارد و هم رابطه پدر و پسر از همان جنسي نيست که در «گاوخوني» بود. مدرس صادقي نويسنده يي است که در آثارش همواره گذشته هم در معنايي تاريخي و هم در معنايي اسطوره يي با زمان حال گره مي خورد و البته در کنار همه اينها گذشته يي ديگر هم هست که گذشته خاص شخصيت هاي رمان است. «بيژن و منيژه» را نشر مرکز منتشر کرده است.

کافه پيانو

امسال «کافه پيانو» رماني بود که رکورد فروش رمان ايراني را شکست و ظاهراً نه فقط بين مخاطب عام که بين منتقدان نيز به رماني پرطرفدار تبديل شد که اول شدن آن در نظرسنجي روزنامه اعتماد از منتقدان و نويسندگان گواه اين مدعا است. «کافه پيانو» اولين رمان فرهاد جعفري است و توسط نشر چشمه منتشر شده است. راوي اين رمان مدير يک کافي شاپ است که آدم هاي مختلفي از هر سنخ و طبقه به آن رفت و آمد مي کنند. يک دليل پرطرفدار بودن «کافه پيانو» شايد نوع قضاوت هاي راوي و جذاب بودن اين قضاوت ها براي مخاطبي باشد که در مواجهه با «کافه پيانو» احساس مي کند راوي هرچند با صراحت در هر موردي نظر مي دهد اما چارچوب هاي متعارف مخاطب را با تعارضي جدي و بنيادين روبه رو نمي کند. اين دليل اصلي احساس امنيت مخاطب حين خواندن «کافه پيانو» و لذت بردن اش از اين رمان است. قضاوت هاي راوي «کافه پيانو» و طرز تلقي او از محيط اطرافش تهديدي عليه طرز تلقي مخاطب نيست. راوي کسي است که تفاوتي بنيادين با اکثريت پيرامون خود ندارد و به همين دليل به راحتي از سوي مخاطب پذيرفته مي شود.

خاله بازي

بعد از «بازي آخر بانو»، خاله بازي دومين رمان بلقيس سليماني است. سليماني در خاله بازي مساله عقيم بودن را مطرح کرده است. ناهيد شخصيت اصلي اين رمان زني نازا است که زني ديگر به زندگي اش پا مي گذارد. وقايع اين رمان در دهه 60 مي گذرد و اين بار هم مثل «بازي آخر بانو»، نويسنده فضاي سياسي - اجتماعي را به زندگي خصوصي شخصيت هاي رمانش پيوند زده است. رمان از منظر دو شخصيت اصلي آن يعني ناهيد و شوهرش مسعود روايت شده است. مسعود به دليل نازايي ناهيد با ستاره ازدواج کرده و ناهيد اين ازدواج را در ظاهر تاب آورده است. سليماني در «خاله بازي» کوشيده است از روابط بين ناهيد- سيما- مسعود به کل يک فرهنگ نقب بزند و تنش هاي برخاسته از يک وضعيت فرهنگي را آشکار کند؛ «وقتي تقريباً يک سال بعد به خواستگاري سيما رفتم و ستاره ماند و تاب آورد، فهميدم دکتر بهتر از من جامعه ايران را مي شناسد.»(ص 185) خاله بازي را نشر ققنوس منتشر کرده است. از سليماني سال گذشته مجموعه داستان بازي عروس و داماد منتشر شده بود که مجموعه يي بود در حال و هوايي متفاوت با رمان هاي «بازي آخر بانو» و«خاله بازي»

رازي در کوچه ها

چهارمين رمان فريبا وفي با عنوان «رازي در کوچه ها» تقريباً همزمان با «بيژن و منيژه» جعفر مدرس صادقي توسط نشر مرکز منتشر شد. وفي نويسنده يي است که آثارش همواره مورد توجه منتقدان و نويسندگان بوده است. ضمن اينکه چاپ متعدد کتاب هايش گواه استقبال مخاطبان غيرنويسنده به آثار او است. وفي يک بار با «پرنده من» جوايز گلشيري، مهرگان و يلدا را گرفت و بعد از آن موفقيتش در جايزه گلشيري را با رمان «روياي تبت» تکرار کرد.«رازي در کوچه ها» در محله يي کوچک مي گذرد؛ محله يي که شخصيت زن رمان بار ديگر پس از سال ها دوري به آن پا گذاشته است تا در روزهاي آخر زندگي پدر بيمارش در کنار او باشد. وفي در اين رمان نيز مثل آثار ديگرش با شمايل يک نويسنده رئاليست با سمت وسويي اجتماعي ظاهر شده است. «رازي در کوچه ها» رماني است که در آن نويسنده کوشيده است وضعيت پرتنش زن در جامعه يي مردسالار را نشان دهد.

آواي نهنگ

«آواي نهنگ» نام تازه ترين مجموعه داستان احمد بيگدلي است. بيگدلي که با چاپ«اندکي سايه» توجه منتقدان را به خود جلب کرد و جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي را گرفت، اکنون «آواي نهنگ» اش روي پيشخوان کتابفروشي هاست. بيگدلي پيش از «آواي نهنگ» در سال گذشته مجموعه «آناي باغ سيب» را منتشر کرده بود که آن مجموعه در حال و هوايي متفاوت با «اندکي سايه» بود. «آواي نهنگ» را مي توان از جهاتي به مجموعه داستان قبلي بيگدلي شبيه دانست چون در بسياري از داستان هاي اين مجموعه هم، خود امر نوشتن به موضوع قصه بدل شده است. در قصه هاي بيگدلي، «نوشته» جايگاهي ويژه دارد. بيگدلي در برخي از اين قصه ها از شکل هاي بياني غيرداستاني مثل فرم مقاله استفاده کرده و گاه کوشيده است بين داستان خود و متن هاي ديگر رابطه يي مکالمه يي برقرار کند. راوي داستان هاي بيگدلي نويسنده يي است که خود توسط متن نگاشته مي شود. گاه اين راوي به درون تاريخ يا افسانه مي رود و گاه به درون موقعيت هايي از جنس ديگر. ويژگي داستان هاي بيگدلي حفظ عنصر روايتگري و داستان گويي در عين آزمودن شيوه هايي نامتعارف براي بازنمايي و روايت است. راوي گاه حين اين بازنمايي سر از يک نقاشي درمي آورد و گاه سر از دنياي افسانه و در همه اين وضعيت ها به سنت نقل و داستان گويي به شدت پاي بند است. «آواي نهنگ» را نشر چشمه منتشر کرده است.

کافه پري دريايي

ميترا الياتي امسال پس از سال ها دومين مجموعه داستانش را با عنوان «کافه پري دريايي» منتشر کرد. مجموعه داستان قبلي او يعني «مادموازل کتي»-که با استقبال هم روبه رو شد- شش سال پيش منتشر شده بود. «کافه پري دريايي» مجموعه هشت قصه کوتاه از اين نويسنده است. قصه هاي کافه پري دريايي همگي قصه هايي خوشخوان هستند. از بهترين قصه هاي اين مجموعه خود قصه «کافه پري دريايي» است. الياتي در اين مجموعه به مضمون هاي اجتماعي در فضايي کاملاً رئاليستي پرداخته است. «خاطره سه شنبه برفي»، «نامه به يک دوست قديمي» و «زير باران» از جمله قصه هاي مجموعه «کافه پري دريايي» است. «کافه پري دريايي» را نشر چشمه منتشر کرده است.

آنها چه کساني بودند؟

پس از مجموعه داستان «غريبه در بخار نمک» و رمان «مرده يي که حالش خوب است»، امسال سومين کتاب احمد آرام با عنوان «آنها چه کساني بودند؟،» منتشر شد. داستان هاي احمد آرام در اين مجموعه دو گونه اند؛ يکي داستان هايي که در آنها عناصر بومي غالب است و ديگري داستان هايي که ذهني تر هستند و به زمان و مکان مشخصي تعلق ندارند. ترکيب شکل هاي گوناگون روايي، حرکت در لايه هاي پنهان و تودرتوي ذهن و واقعيت بيروني، عناصر بومي و اسطوره يي و درآميختن کابوس و واقعيت ويژگي اصلي قصه هاي احمد آرام در مجموعه «آنها چه کساني بودند؟،» است و در کنار همه اينها بايد از طنزي ياد کرد که در برخي از اين قصه ها مثل قصه «نگاه گاو سهل الوصول به مينوتورهاي خاکستري»-که از بهترين قصه هاي اين مجموعه هم هست- نقشي پررنگ دارد. «آنها چه کساني بودند؟،» را نشر افق منتشر کرده است.

نگران نباش

دومين رمان و سومين کتاب مهسا محب علي با عنوان «نگران نباش» نشان از تغييري جدي در نحوه داستان پردازي نويسنده اش داشت. محب علي که پيش از اين مجموعه داستان هاي «صدا» و «عاشقيت در پاورقي» و رمان «نفرين خاکستري» را منتشر کرده بود، در «نگران نباش» نسلي بدون آرمان هاي بزرگ را در مقابل نسلي آرمان باخته قرار داده است. شخصيت اصلي اين رمان دختري است که روز زلزله از خانه بيرون مي زند و در حالي که همه چيز زير پايش مي لرزد، شهر را زير پا مي گذارد؛ شهري که همه از جمله ساقي هايي که قهرمان به دنبال آنهاست، دارند از آن مي گريزند و بچه هاي دبيرستاني مي خواهند آن را به تسخير خود درآورند. از ويژگي هاي اين رمان، روايتگري صريح آن است و همچنين کاربرد زبان و اصطلاحاتي در آن که تکيه کلام آدم هاي امروز است. «نگران نباش» را نشر چشمه منتشر کرده است.

پري فراموشي

بعد از مجموعه داستان «ساراي همه»، رمان «پري فراموشي» دومين کتاب فرشته احمدي است. راوي «پري فراموشي» دختري است در تعارض با محيط پيرامون و به ويژه با دنياي خشک و بسته مادر که با وسواسي بيمارگونه مي کوشد همه چيز را تحت اصول سفت و سخت خود کنترل کند. مکانيسم راوي براي مقابله با دنياي واقعي پيرامون اش توسل به قدرت فانتزي است. او همه چيز را در فانتزي هايي که به عنوان مابه ازاي واقعيت مي سازد، تغيير شکل مي دهد و به شکل دلخواه خود درمي آورد. او در نظم نمادين اطراف خود عنصري ناکارآمد به شمار مي آيد و همين ناکارآمد بودنش ابزاري است که ناخودآگاه او براي مقابله با وضع موجود به کار مي گيرد. خيال براي راوي عاملي است که فاصله او را از ديگران حفظ مي کند و نمي گذارد اين فاصله به هم بخورد. او حتي به کمک همين عنصر خيال از معشوق واقعي اش نسخه بدلي فانتزي ساخته است؛ نسخه بدلي که در اوايل رمان گاه به مراتب واقعي تر از واقعيت معشوق به نظر مي رسد. «پري فراموشي» اولين رمان فرشته احمدي و توسط نشر ققنوس منتشر شده است.

برف و سمفوني ابري

پس از مجموعه «جيب هاي باراني ات را بگرد»، «برف و سمفوني ابري» دومين مجموعه داستان پيمان اسماعيلي است که توسط نشر چشمه منتشر شده است. «برف و سمفوني ابري» شامل هفت داستان است که همگي در فضاهايي غريب مي گذرند. شخصيت هاي برخي از اين داستان ها آدم هايي مرکز نشين هستند که به نقاطي مرزي کشانده شده و در آنجا با حوادث غريبي روبه رو مي شوند. باورهاي خرافي در اين داستان ها نقشي پررنگ در پيرنگ داستان دارند. داستان هاي اسماعيلي در اين مجموعه داستان هايي حادثه محور هستند و موقعيت و حادثه در اين داستان ها بر شخصيت پردازي غالب است. مکان هاي اين داستان ها -حتي آشناترين اين مکان ها در قصه يي مثل يک هفته خواب کامل- همگي مکان هايي هراس انگيز و وهمناک اند. «ميان حفره هاي خالي»، «مرض حيوان» و «لحظات 11گانه سليمان» از بهترين داستان هاي مجموعه «برف و سمفوني ابري» هستند.

آن جا که پنچرگيري ها تمام مي شوند

از حامد حبيبي پيش از اين مجموعه داستان «ماه و مس»را خوانده بوديم. «آن جا که پنچرگيري ها تمام مي شوند» دومين مجموعه داستان او است که توسط نشر ققنوس منتشر شده است. حامد حبيبي نويسنده يي است که از دل مناسبات واقعي و روزمره طنز و فانتزي بيرون مي کشد و مي کوشد با برخوردي بازيگوشانه با واقعيت روي ديگر آن را آشکار کند و مناسبات روزمره و اداري و خانوادگي و گاه دوستانه را دست بيندازد. گاه در اين داستان ها يک اتفاق کوچک و به ظاهر بي اهميت ناگهان به بحراني جدي بدل مي شود. مثل حفره داخل کمد در داستان «اشکاف» که از بهترين داستان هاي اين مجموعه است يا شوخي کارمندان اداره در داستان «شوخي» که ناگهان کل نظم زماني را به هم مي ريزد. در پشت تمام شوخي هاي اين داستان ها يک جور حس ترس و ناامني وجود دارد همين ويژگي گاه طنز داستان ها را به طنزي تلخ و سياه بدل مي کند که يکي از نمونه هايش داستان شکار است.

مرگ بازي

اولين مجموعه داستان پدرام رضايي زاده همان طور که از نامش پيدا است، مجموعه يي است که در آن مرگ به بازي گرفته شده و دستمايه شوخي قرار گرفته است. رضايي زاده در اين مجموعه به مرگ نه به مثابه عنصري خارجي که به صورت قدرتي نگاه کرده که در تمام لحظات زندگي روزمره حضور دارد. او با احضار مرگ به درون زندگي روزمره کوشيده است زوايايي از اين مقوله هراسناک را نشان دهد که در روايت هايي که در آنها هراس از مرگ غالب است، ناشناخته مي ماندند چرا که در آن روايت ها مرگ هميشه در جايگاهي برتر ايستاده بوده است. مجموعه داستان رضايي زاده را مي توان برخوردي با مرگ به شمار آورد که مختص شرايط و دوراني است که در آن نسلي که نويسنده «مرگ بازي» متعلق به آن است، به دليل تجربه يي متفاوت با تجربه نسل قبل از خود نگاهش به مقوله هايي مثل عشق و مرگ و روايتش از آنها تغيير کرده است. بيهوده نيست که در مجموعه «مرگ بازي» حتي فرشته مرگ هم ابهت خود را از دست مي دهد و روزمره مي شود و از جايگاه دست نيافتني خود پايين مي آيد و ملموس مي شود. «مرگ بازي» را نشر چشمه منتشر کرده است.

خنده را از من بگير

از رمان هاي خواندني امسال يکي هم رمان «خنده را از من بگير» جواد ماه زاده است؛ رماني که در آن سرگذشت آدم هايي روايت شده است که نوجواني شان را در دوران جنگ و ميان موشک باران شهرها گذرانده اند. «خنده را از من بگير» رماني است درباره زندگي روزمره در دوران جنگ و نمادهاي فرهنگي و اجتماعي خاص آن دوران. در اين رمان سرگرمي ها، ترس ها، بازي ها و دلواپسي ها همگي مهر آن سال هايي را بر پيشاني دارند که داستان در آن اتفاق مي افتد و در کنار همه اينها آنچه اين رمان را به رماني خواندني بدل مي کند، زبان طنزآميز و فضاي بازي گوشانه آن است. «خنده را از من بگير» را انتشارات هيلا منتشر کرده است.

 نویسنده:علی شروقی برگرفته ازاعتماد 26اسفند 87 سایت گسترش زبان وادب فارسی

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت |

نکته­ها در تعیین تعداد تکواژ و واژه

 

نکات قابل توجّه :

1-    توجّه به نقش نمای اضافه و یک تکواژ  محسوب کردن آن ؛مثل : جهان ِ بدون مرز = ـِـ ( 1 تکواژ ) ، هوایِ پاک = ـِ ( یِ) ( 1 تکواژ ) کشتیِ نوح = ـِـ ( « یِ »  که در واج نگاری می­آید امّا در املا نوشته نمی­شود . ) ( 1 تکواژ )

مصوّت  ـِـ در واژه­های مقابل تکواژ محسوب نمی­شود  بنابر این هریک از آن­ها یک تکواژ هستند   : « برایِ ، مثلِ ، مانندِ »

2-    بی توجّهی به واج­های میانجی :

مثل « ی » در کلمات مختوم به مصوّت ؛ « نامه­یِ ، گویایِ ، دانشجویِ ، کشتیِ » در این مواقع یا ترکیب « ی » به همراه « ـِـ » را یک تکواژ محسوب می­کنیم ( یِ = ( 1 تکواژ ) ) و یا به تنهایی « ـِـ را یک تکواژ محسوب کرده واج میانجی  « ی » را حذف می­کنیم .

واج­های میانجی دیگر ؛ مثل : « ک » در کلماتی مانند « نیاکان ، پلّکان »  ، « ج » در « ترشیجات ، مربّاجات » ، « گ » در «  زندگی ، پرندگان ، جویندگان » ، « د » در کلماتی مانند « بـِدان ، بـِدین » ، « هـ » در کلماتی مانند « بهش ، بهت » ، « و » در کلماتی مانند « آهوان ، زانوان ، بانوان »

نمونه­هایی از تجزیه به تکواژ : دانشجو = دان + ـِش + جو + ان ( یان )  ،  نیاکان = نیا + ان ( کان )  ،  ترشیجات = ترش + ی + ات ( جات )  ،  پرندگان = پر( بن مضارع ) + نده + ان ( گان )  ،  بدان = به + ان ( دان )  ،  بهش = به + ـِش ( هش )( البته ـِش با تغییر تلفّظ یا همان فرایند واجی ابدال به شکل ـِش در آمده است و در اصل ـَش بوده­است . )  ،  آهوان = آهو + ان ( وان ) باید خاطر نشان کرد که در این واژه نیز فرایند واجی اتّفاق افتاده­است .

3-   باید توجّه کرد که برخی از کلمات به دو شکل در واژگان ما ضبط و ثبت شده­اند ؛ مثل : بن­های مضارع « گو ، جو ، آ  .. = گوی ، جوی ، آی ... »  ،  اسمهایی مانند «  خدا = خدای  ،  جا = جای » بنابراین در هر دو صورت ، چه با « ی » چه بدون « ی »  یک  تکواژ محسوب می­شوند . ؛ مثلاً : گویم = گو ( گوی ) + ـَم  یا خدایگان = خدا ( خدای ) + ان ( گان )

4-   توجّه به شناسه­ی صفر ( Ø )و محسوب کردن آن به عنوان یک تکواژ در افعالی که فاقد شناسه هستند ؛ مثلاً : است + Ø  ، نیست+ Ø  ، رفت + Ø  ، گفته بود + Ø  ، شنیده است + Ø  ، دیده بود + Ø  ، می­آمد + Ø  ، برو + Ø  ، نرو+ Ø  ...

نحوه­ی تشخیص شناسه : بهترین راه تشخیص شناسه صرفِ فعل است ، به این صورت می­توان تشخیص داد که واج و یا واج­های پایانی فعل­ها شناسه است یا  نه . در واقع ما از محور جانشینی برای اثبات شناسه بودن و یا نبودن واج پایانی کمک می­گیریم : دید  : دیدم ، دیدی ، دید ـ   چون در پایان فعل سوم شخص چیزی به فعل افزوده نشده­است پس به راحتی می­توان به وجود شناسه­ی صفر ( Ø ) پی برد . مثال دوم فعل « دوید » که گاهی « د » و گاهی « ید » را در آن به عنوان شناسه فرض می­کنند امّا با صرف آن به راحتی به وجود شناسه­ی صفر می­توان پی­برد :  ( دویدم ، دویدی ، دوید Ø  ... ) و یا مثال­های مشابه ...

راه دوم این که به آخر افعالی که شک داریم « ن » مصدری بیفزاییم : دوید = دویدن  ،  دید = دیدن و چون می­توان از این واژه­ها مصدر ساخت پس « د » در این افعال شناسه نیست ؛ امّا از افعالی مانند « رود ، بیند ، جوید » چون نمی­توان مصدر ساخت پس « د » در آن­ها شناسه است .

5-    توجّه به تکواژ­های ماضی ساز و تجزیه­ی آن­ها و محسوب کردن آن­ها به عنوان یک تکواژ .

نحوه­ی تشخیص تکواژ­های ماضی­ساز : باید به این نکته توجّه کرد که تمام افعال از بن مضارع ساخته می­شود امّا با گذشت زمان برخی از افعال از ریشه­ی خود دور شده­اند ولی در تعدادی از آن­ها هنوز بن­های مضارع به شکل اوّلیّه در درون تمامی افعال ، چه ماضی و چه مضارع باقی مانده­است پس می­توان در افعال ماضی هم بن مضارع آن فعل را یافت .باید به این نکته نیزتوجّه کرد که تنها بن­های مضارعی را در افعال ماضی باید تجزیه کرد که بدون تغییر در افعال مضارع کاربرد دارند .

انواع پسوند­های ماضی ساز :

« ید » : خندید ، چرخـید ، گنجـید ، دوید ، پرید ، پاشـید ، جنبـید و ...

« د »  : خورد ، خوانـد ، مانـد ، گردانـد ، دوانـد ، خورانـد ، آورد ، افشانـد ، افکنـد و  ...

« اد » : افتـاد ،  نهـاد ، ایستـاد ، فرستـاد ،

« ست » ( ـِست ) : زیـست ، مانـِست ، آراست ، توانـِست ، گریـست ،

«  ت » : بافـت ، شکافـت و ...

بنابر این لازم است در هنگام شمارش تکواژ­ها به تجزیه و شمارش این پسوند­های ماضی ساز نیز توجّه شود .

6-   توجّه و تجزیه و محاسبه­ی تکواژ گذراساز « ان » به عنوان یک تکواژ : رساند = رس ( بن مضارع ) + ان ( پسوند گذراساز + د ( پسوند ماضی ساز ) + Ø (شناسه­ی صفر )  ، می­جهانیدند = می + جه + ان (پسوند گذرا ساز ) + ید ( پسوند ماضی ساز ) + ـَند ( شناسه ) یا افعالی مانند : رهاند + Ø  ، خوراند + Ø  ، پراند + Ø  ، دواند + Ø  و ...

نکاتی در تعیین تعداد واژه­ها

1-     نقش نمای اضافه یک واژه محسوب می­شود : کتاب کوچک من = 5 واژه ( کتاب/ ـِ / کوچک / ـِ / من / )

2-   افعال چه یک تکواژ باشند و چه چند تکواژ با هم یک فعل را تشکیل می­دهند : گفت ، گفته­است ، گفته بود ، گفته­شده­بود ، گفته باشد ، گفته­­­­ شده باشد و ... هر یک تنها یک واژه هستند .و یا افعال مرکّب با تمامی اجزا یک واژه محسوب می­شوند : آوردن = یک واژه ،  به دست آوردن ( به معنای کسب کردن) = یک واژه ،  به حساب آوردن = یک واژه ، کلاه­برداری کردن = یک واژه  ،  کلاه به سر کسی گذاشتن و امثالهم نیز یک واژه محسوب می­شوند .

3-   مواظب باشیم گروه کلمه را هرچند اجزای کوچکی داشته باشد یک واژه محسوب نکنیم : دلش می­خواست . ( دل =یک واژه و ـَش = یک واژه ) ازم پرسید . ( از = یک واژه  ـَم = یک واژه )

 

اکنون به نحوه­ ی تجزیه­ی  تعدادی از کلمات مشکل  به تکواژ توجّه کنید .

نیست = نی + ست ( است ) +  Ø (شناسه­ی صفر ) /  بجود = ب + جو = ـَد ( شناسه )  /  ماست ( فعل )  = ما + ست ( است ) +  Ø (شناسه­ی صفر )   /  شکافتن = شکاف + ت (پسوند ماضی ساز ) + ـَن ( پسوند صدر ساز ) /  بر­می­آید = بر + می +آ ( آی ) + ـَد (شناسه ) /  ادبیّات = ادب + ی + ات  /  ماندگار = مان + د ( پسوند ماضی ساز ) گار  / تکاپو = تک + ا + پو  / زیبایی = زیب (بن مضارع ) + ا ( پسوند صفت ساز ) + ی ( یی ) ( پسوند اسم ساز )

نمونه­هایی از تجزیه­ی جملات به تکواژ و واژه : ( این جملات در سؤالات کنکور­های گذشته آمده است . )

« در شعر « باغ من » ، شاعر به توصیف پاییز می­پردازد و پاییز را نه فصل بی­حاصلی و خشکی و نازیبایی که مظهر زیبایی و پادشاه فصل­ها می­داند . »

تکواژ­ها = ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ / پاییز /می / پرداز / ـَد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی / حاصل / ی / و / خشک / ی / و / نا/ زیب / ا / یی (ی) / و / پادشاه / ـِ / فصل / ها / می / دان / ـَد /  )

واژه­ها :  ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ / پاییز /می  پرداز َد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی  حاصلی / و / خشکی / و / نا زیبایی / و / پادشاه / ـِ / فصل­ها / می­دانـَد /  )

« نثر تاریخی در قرن پنجم در کتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصّی یافت . »

تکواژ­ها : ( نثر / ـِ / تاریخ / ی /  در / قرن / ـِ / پنج / ـُم / در / کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهق / ی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّ / ی / یافت / Ø /

واژه­ها : ( نثر / ـِ / تاریخی /  در / قرن / ـِ / پنجـُم / در / کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهقی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّی / یافتØ /

« قلمرو خیال آن­ قدر  وسیع و پهناور است که هر چیز غیرممکن می­تواند در آن جاشدنی و بودنی باشد . »

تکواژها : ( قلم / رو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهن / ا / ور / است / Ø / که / هر / چیز / ـِ / غیر / ـِ / ممکن/ می / توان / ـَد / در / آن / جا / شد / ـَن / ی / و / بو 1 /  د 2 / ـَن / ی / باش / ـَد /   (1- « بودن » دو بن مضارع دارد :  « بو   و  باش »        2- پسوند  ماضی ساز است . )

واژه­ها : ( قلمرو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهناور / استØ / که / هر / چیز / ـِ / غیر ممکن/ می توانـَد / در / آن /    جا شدَنی / و / بو دَنی / باشـَد /

« با گسترش شعر فارسی در عراق و توجّه نویسندگان و شاعران به علوم و ادبیّات در شعر و نثر تحوّلی پیدا شد . »

تکواژ­ها : ( با / گستر / ـِش / ـِ / شعر / ـِ / فارس / ی / در / عراق / و / توجّه / ـِ / نویس / ـَنده / ان (گان) / و  / شاعر / ان / به / علوم / و / ادب / یّ / ات / در / شعر / و / نثر / تحوّل / ی / پیدا / شد / Ø /

واژ­ه­ها : ( با / گسترش / ـِ / شعر / ـِ / فارسی / در / عراق / و / توجّه / ـِ / نویسـَندگان / و  / شاعران / به / علوم / و / ادبیّات / در / شعر / و / نثر / تحوّلی / پیدا / شدØ /

« ویژگی نثر عرفانی ،  سادگی و نزدیک بودن آن به زبان محاوره است . »

 تکواژ­ها ­­ : ( /ویژه / ی (گی) / ـِ / نثر / ـِ / عرفان / ی / ساده / ی (گی) / و  / نزدیک / بو / د / ـَن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / است /  Ø /

واژ­ه­ها : ( /ویژگی / ـِ / نثر / ـِ / عرفانی / سادگی / و  / نزدیک بودن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / استØ /

 

برگرفته از:گروه زبان و ادبیّات فارسی استان همدان

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت |

خلاصه   سخنراني خانم دكتر مباشري

« وحدت قوا از ديدگاه عرفاني و فلسفي »
 

خانم دكتر مباشري با استناد به مقاله « وحدت قوا در اشعار مولانا » سخنان خود را با شعري از مولانا آغاز كرد:

بعد از آن در سرّ موسي حق نهفت                                             رازهايي كان نمي آيد به گفت

بر دل موسي سخن ها ريختند                                                        ديدن و گفتن بهم آميختند

در عرفان مبحث مفصلي درباب ادراكات نفساني و اين كه چگونه و درچه مرحله اي از معرفت، شنيدن، گفتن و ديدن يكي مي شوند و اين كه اصولا ماهيت تجرد و روح چيست، مورد بحث قرار مي گيرد.

به طور كلي بيت مورد نظر از سه ديدگاه ادبي، عرفاني و فلسفي قابل بررسي و تفسير است.

علت مطرح كردن اين سه ديدگاه آن است كه بنا به نظر منتقدين ادبيات، شعر بايد بر اساس دو محور جانشيني و هم نشيني تفسير شود. محور هم نشيني بررسي شعراز ديدگاه ظاهر است و در محور جانشيني است كه تفسير و تعبير و گشودن رموز و كشف اسرار مطرح است.

 -  ديدگاه ادبي:

از اين ديدگاه ، بيت مورد نظر در حوزه حس آميزي قرار مي گيرد. « منظور از حس آميزي بياني است كه حاصل آن از آميخته شدن دو حس به يكديگر و يا جانشيني آنها خبر دهد.»

در قلمرو حس آميزي پر امكان ترين حس ها، حس بينايي است كه رنگ مهم ترين عنصر ادراكات اين حس است. علاوه بر اين گاه نمونه هايي را مي توان يافت كه در آن ها شاعران به گونه اي خاص، جاي حسي را به حس ديگر بخشيده اند. از آن جمله فرخي در وصف معشوق خود مي گويد:

 نگاري چو در چشم خرم بهاري                                           نگاري چو در گوش خوش داستاني

همچنين مولوي براي  گزارش آن حالات و لحظه هاي عجيب خود آرزو مي كند كه محسوسات حس شنوايي به گونه مبصرات درآيد يا برعكس تا مخاطب بتواند جهان دروني او را بهتر حس كند.

آينه ام، آينه ام، مرد مقالات نيم                              ديده شود حال من ار گوش شود چشم شما

در شعر فارسي نمونه هاي حس آميزي فراوان و در ادبيات دوره هاي مختلف بسامد استفاده از آن متفاوت است. در شعر« بيدل» شايد بيشترين بسامد را داشته باشد مانند «توان به ديده شنيدن، فسانه اي كه ندارم.»

مولانا در مثنوي و خصوصا درديوان كبير نمونه هايي ازاين دست فراوان دارد.

 ـ ديدگاه عرفاني:

اين كه چگونه ادراكات نفساني در مرحله اي از معرفت نفس  يكسان عمل مي كنند و گاه به جاي يكديگر به كار مي روند در آثار و احوال برخي از عرفا و حكما به طرق مختلف مطرح شده است.

از آن جمله در تائيه ابن فارض عارف نامدار مصري كه در ادبيات گوناگون گزارشي از آن حالات عجيب و چگونگي حصول چنين حالتي را بيان كرده است.

و لمّا تسعتُ الصدعَ و اِلتامت فَطو                                           رُشملٍ يَفرِقُ الوصفَ غيرُ مُشتتٍ

و لم يبقِ ما بيني وبينِ توثقي                                                     بايناس ودّي ما يُودّي لِوحشةٍ

تحققتُ انافي الحقيقة واحدُ                                                   و اثبَتَ صَحُو الجمعَ محوَ التشتّتِ

فكلي لسانُ مسمعُ يدُ                                                            لنطقٍ و ادراكٍ و سمع و بطشهٍ

فعيني ناجَت و اللسانُ مُشاهدُ                                             و يَنطقُ مِني السمعٌ واليد اسقتِ

هنگامي كه در اثر سيرو سلوك حقيقي، مراتب وجد و مراحل سلوك را پشت سر گذاشتم، شكاف هاي جدايي و تفرقه كه در اثر وصف يا اضافه به غيردر وجود من ايجاد شده بود؛ از بين رفت . در اثر اين امر هراس و وحشتي كه در اثر جدايي نفس من از اين ذات يگانه به وجود آمده بود به سبب اعتماد بر انس و محبت ذاتي ميان نفس و ذات يگانه از بين رفت. پس به حقيقت در يافتم كه ما در حقيقت امر يك ذات هستيم. پس اكنون همگي من، بلكه هر جزوي از اجزاي من زبان است و چشم و گوش و دست براي گفتار و دريافت ديداروشنوايي و گيرايي، تا به هر جزوي مي گويم ومي بينم  و مي شنوم و مي گيرم و حكم جمعيت و كليت اين مقام احديت جمع در جزوي و ذره اي از من سرايت كرده است. به سبب اين اتحاد چشم من سخن مي گويد و با معشوق خود مناجات مي كند و زبانم مشاهد جمال مي كند و سخن مي گويد و در من هيچ عضوي نيست كه اختصاص يافته باشد به وصفي معين از اين اوصاف مانند چشم بصيرت كه ديده و جان است، يك قدرت بيش نيست در دل و جان كه نسبت به همه اوصاف يكسان است.

همان گونه كه در اشعار ابن فارض نشان داده شد وي رسيدن به اين مرحله يكساني ادراكات نفساني را ناشي از پر كردن شكاف هاي تفرقه ورها شدن از هر تقيدي و در نتيجه جامع شدن و شمول بر همه خواص و به كار هر يك كار جمله كردن مي داند.

نمونه هاي ديگري از اين دست را آربري مترجم قرآن به زبان انگليسي بيان كرده است. وي در مقدمه جلد دوم از قرآن ترجمه خود به سه نمونه اشاره مي كند و در باب وحي چنين به اظهار نظر مي پردارد: « منطق وحي، منطق مدرسه اي نيست و در پيام هاي نبوي هيچ و قبل و بعدي وجود ندارد وقتي كه اصل پيام درست باشد، صفت جاودان وي  اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد؛ اما هر آن خودش را كاملا و دقيقا آشكار مي كند.»

وي سپس تجربه عارفانه Henry Vaughan را بيان مي كند. بالاترين احساس به يك حقيقت عرفاني Thomas Thaherne  تعلق دارد.
من وجود هيچ تفاله اي يا ماده اي را در روحم احساس نمي كنم
نه حاشيه اي و نه حدي، چونان كه در يك كاسه مي بينم
ذات من ظرفيت بود
 آنكه همه چيز را حس مي كردم...

آربري سپس ادامه مي دهد، تجربه كثرت دروحدت، اين پرواز آني روح جاودان به خارج از زندان زندگي بود كه صوفي مصري «ابن الفريد» را وادار كرده بود در شعر حماسي خود به نام « عروج روح به طرف خدا » به آن اشاره  كند. وي در اشعار خود چنين مي گويد:

تمام من، يك زبان، يك چشم، يك گوش، يك دست
براي گفتن، براي ديدن، براي شنيدن، براي گرفتن
چشمان من، زماني كه زبان من بسته شود،سخن مي گويد
و دست من گوش مي دهد...

آربري پس از نقل اين سه نمونه چنين اظهار مي كند:« خواننده كتاب مسلمين (قرآن ) بايد بكوشد كه به يك درك فراگير دست يابد، نوسانات آني موضوع و حالات ديگر، چنين مشكلاتي را ايجاد نمي كند  چنانكه دور انديشي، منتقدين را سردرگم كرده است كه اقيانوس بلاغت نبوي را به انگشتانه تحليل عاجز، قياس مي كنند. اين كه هر سوره به تنهايي متحد به نظر مي رسد و تمام قرآن به عنوان يك وحي واحد مشخص مي شود يعني تناسب در بالاترين درجه.»

فلوطين نيز چنين تجربه روحي را داشته است و ائناد ( تاسوعات) از قول وي چنين مذكور است: « اغلب در خود احساس بيداري و صحو ميكنم و خود را از قيود جسم مستخلص مي سازم، مستغرق عالم درون مي گردم، از هر چيز بيگانه مي شوم و در آن حال در اعماق وجود خود ، جمال و جلالي اعجاب انگيز مي يابم.»

به اين گونه تجارب عرفاني و خلع بدن كه براي بسياري از عرفا ايجاد شده است در « سرني» نوشته عبد الحسين زرين كوب اشاره شده است. همچنين مؤيد الدين جنيدي  در قصيده فارسي خود در مقدمه نفحةالروح به اين معني اشاره كرده است.

از شيخ الدين حموي و شيخ حسن بلغاري نيز نظير اين تجربه منقول است.

مولانا در ابيات گوناگون به اين حقيقت اشاره كرده است كه: ادراكي وراي اين هستي خاكي وجود دارد و حسي كه آن عالم را مي تواند درك كند و به مرتبه اي رسد كه روح انسان آگاه درآن اسباب و علل مادي را از هم مي درد و ديگر ادراك او نياز به اين عوامل ندارد. چنان كه در دفتر اول در داستان « رفتن گرگ و روباه به شكار در خدمت شير» مي گويد:

اي خدا! جان را بنما آن مقام                                                    كاندراو بي حرف مي رويد كلام

نيز در دفتر دوم در وصف پيران كاملي كه با چشم باطن در هستي مي نگرند و عيان را، ديدن و ادراك بي واسطه و ابزار مي دانند، مي گويد:

آنچه تو در آينه بيني عيان                                                         پير اندر خشت بيند نقش آن...

بنابراين پير كامل و عارف حقيقي به دليل رهايي از ماضي و مستقبل، ادراك جهان غيب را بدون واسطه و ابزار انجام مي دهد و به شهود آن نايل مي آيد.

همچنين در داستان مجاوبات موسي (ع) با فرعون در باب ادراكات حسي در دفتر چهارم مثنوي مي گويد:

چنبر ديد جهان ادراك توست                                                     پرده پاكان حسن ناپاك توست
مدتي حس را بشو زآب عيان                                               اين چنين دان جامه شوي صوفيان

آنگاه مولانا به بيان مقصود نهايي از اين اشعار مي پردازد؛

پس بدانك چون كه رستي از بدن                                      گوش و بيني و چشم مي داند شدن
راست گفتست آن شه شيرين زبان                                           چشم گردد مو به موي عارفان

ديدگاه فلسفي

از اين ديدگاه، يكساني ادراكات نفساني كه به مسئله تجرد روح بسته است و تبيين ماهيت روح و چگونگي كيفيت يكسان عمل نمودن ادراكات حسي در مرحله تجرد از ديدگاه فلاسفه بحث مي شود.

ميرداماد در كتاب القبسات به اين مهم توجه كرده است. وي كه برداشت خاصي از زمان يا به تعبير ديگر ساحت متا فيزيكي جهان دارد قائل به 3 ساحت مختلف در شاكله وجودي عالم هستي است:

1-     سرمد يا ساحت بي زماني كه ساحت وجودي وجود صرف و مطلق يا همان خداست

2-     دهر يا ساحت فرا زمان مند هستي كه ساحت مابعدالطبيعي همه موجودات غير مادي ( مجرد) است. دهر زمان فرا زماني است نوعي قدم كه واسطه بين ساحت بي زماني مطلق و ساحت زمان است.

3-     زمان يا ساحت زمانمند موجودات طبيعي كه ساحت طبيعي همه موجودات زماني است.

اين عوالم سه گانه در طول هم قرار دارند يعني عالم سرمد فوق تمامي عالم و محيط برآنها و عالم دهر فوق عالم زمان و محيط بر آن است و موجودات آن اقواي جواهر و اكمل از موجودات عالم زمان است و عالم زمان كه حوادث آن مادون همه عوالم و موجودات آن ضعيفتر و ناقص تر از همه موجودات عوالم ديگرند.

ميرداماد در رمضه سوم از قبس اول قبسات پس از آنكه نظرات ابن سينا و شيخ اشراق راطرح مي كند براي اينكه نظريه زمان و دهر را از ابن سينا به معلم مشائيان يونان ( ارسطو) پيوند دهد و بدين وسيله، اجماع شيوخ فلاسفه را تحصيل نمايد، عباراتي را از اثولوجيا كه به ارسطو نسبت داده اند – و في الواقع همان تاسوعات فلوطين است – نقل مي كند: وي معقولات و از آن جمله عقل را بلا زمان و حيز دهر مي داند و اشيا عقلي كه در عالم اعلا وجود دارد تحت سلطه زمان نمي داند. همچنين نفس كل نيز در حيز زمان نيست بلكه در حيز دهر است و به اين دليل پديدآورنده زمان است چرا كه دهر فرا زمان است و به همين علت نفس وقتي از حيز زمان به حيز دهر منتقل شد، همچون جواهر عقلي همه اشيا را به صورت عيان، صاف و پاك مي بيند.

به طور كلي از ديدگاه فلسفي، نفس جوهري است نيمه مجرد. فلاسفه معقوله جوهر را به 5 نوع تقسيم مي كنند كه 3 نوع آن مادي و 2 نوع ديگر مجردند. جواهر مادي عبارتند از هيولي، صورت و جسم و جواهر مجرد عبارتند از: نفس و عقل كه البته تجرد نفس و عقل يكسان نيست و در حقيقت مجرد كامل، عقل است .

نفس داراي وجود تشكيكي است و مراتب مختلفي را بر اثر حركت جوهري از ابتداي تكون تا آخرين مرحله تجرد- كه از بدن مفارقت مي نمايد – احراز مي كند. در مرحله پيوستن نفس به عالم مجردات و وحدت روح، معلوم نزد عالم حاضر است و نيازي به وسايط و آلات براي ادراك وجود نخواهد داشت. اين گونه كه ديدن ، شنيدن، گفتن وغيره يكي مي شوند و نيازي به سمع، بصر وغيره  نخواهد بود.

 چنان كه خود مولانا مي گويد:

چشم را چشمي نبود اول يقين                                             در رحم بود او چنين گوشتين
علت ديدن مدان پيه اي پسر                                                  ور نه خواب اندر نديدي كس صور
نور را با پيه خود نسبت نبود                                                   نسبتش بخشيد خلاق ودود
نسبت اين فرع ها با اصل ها                                                   هست بي چون ار چه دادش وصل ها

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت |

منابع امتحان مرحله دوم المپيادادبي


تاریخ امتحان مرحله دوم 2/2/88چهارشنبه ساعت14در مراکزاستان ها


منابع امتحان مرحله دوم المپيادادبي

الف – منابع درسي

1-ادبيات فارسي 3

 2-زبان فارسي 3

 3-تاريخ ادبيات 2

 4-آرايه هاي ادبي

 

ب – منابع غيردرسي

 1-نظم فارسي 1/1- داستان كاموس كاشاني، شاهنامه براساس جلد چهارم چاپ مسكو.

 1/2- مثنوي معنوي، دفتر دوم ازبیت 135 (آغاز داستان دزديدن مارگير، ماري را از مارگير ديگر) تا بيت 613 (آغاز داستان شكايت كردن اهل زندان) براساس چاپ نيكلسن

 1/3- قصايد فارسي سعدي مختوم به حرف «د» و «ر» براساس چاپ فروغي

 1/4- حافظ غزل هاي مختوم به حرف «ن» براساس چاپ قزويني غني.

 2- نثر فارسي 1/2- تذكره الاولياي عطار نيشابوري، ذكر با يزيد بسطامي ۲/2- كليله و دمنه، باب دوستي كبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو، براساس چاپ استاد مينوي صص 157- 190.

 3/2- قابوسنامه، از آغاز باب اول تا پايان باب دهم براساس چاپ استاد دكتر يوسفي. 3- زبان عربي

 1/3-سوره مباركه يوسف (12): تجزيه، تركيب، ترجمه و مفاهيم در حد كتاب هاي دبيرستان.

4-زبان انگليسي 1

/4-لغت، ترجمه و درك مفهوم براساس متن موجود در پايگاه باشگاه دانش پژو هان جوان. اين متن درباره عطار شاعر نامدار ايراني است.

 5- ادبيات معاصر

 الف – نظم

 1-مقدمه كتاب «شعر نو از آغاز تا امروز» نوشته محمد حقوقي و نمونه هاي تحليلي پايان كتاب

ب- نثر

 2- كتاب «ادوار نثر فارسي از مشروطيت تا انقلاب اسلامي» از آقاي دكتر هرمز رحيميان، انتشارات سمت.

ج – داستان ايراني

1- یوزپلنگانی که بامن دویده اند از بیژن نجدی .

 6- ادبيات جهان.

  هاکلبری فین  ازمارک تواین

توجه: 20 درصد پرسش مرحله دوم فراتر از منابع ياد شده خواهد بود. درضمن سوالات تستی است

معرفی نامه  عکسدارازآموزشگاه و خلاصه وضعیت تحصیلی سال جاری با مهر وامضای مدیر نیاز است 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت |