X
تبلیغات
گلشن ادب

به نام خدای مهربان

پاسخ یک خودآزمایی

 

 گل دسته هاوفلك

( حسين صرفي )

در کتاب درسی سال سوم دبیرستان رشته های ریاضی و علوم تجربی داستانی از جلال آل احمد آمده است با عنوان « گل دسته ها و فلک » که یکی از مجموعه داستان های کتاب « پنج داستان » است . در خودآزمايي اين درس آمده است كه آيا مي توان اين داستان را يك داستان نمادين تصوّر كرد . مقاله ي حاضر جوابي براي آن خود آزمايي است .

جلال آل احمد نویسنده ای پرکار است که در اکثر زمینه های ادبیّات فعالیت داشته و یکی از ارزنده ترین کار های وی آثار داستانی اوست . جلال نویسندگی را « با تأثیر از هدایت شروع کرد امّا خیلی زود در پی یافتن استقلال هنری برآمد و پاره ای از ایرانی ترین داستان ها را پدید آورد »[1] جلال برعکس هدایت نویسنده ای برون گرا است ؛ هدایت در پی کشف درونیات و نشان دادن باطن شخصیت ها در داستان های خود به خواننده است در حالی که جلال بیشتر به نشان دادن آنچه رخ می دهد می پردازد .

جلال در سال های آخر عمرش دارای شیوه و بیان ویژه ای گردید که قبل از همه اعتراض بر هرگونه نظم و قانون موجود است و مجموعه ی پنج داستان در این سال ها ( 1350 ) نوشته شده است که بعضی از داستان های آن بافتی خاطره ای دارند از جمله همین داستان گل دسته ها و فلک .

 اين داستان ماجراي كودكي خود جلال است ؛ در بعضي از قسمت ها  كاملاً خاطره بودن آن مشخّص است و البته اگر اين قسمت ها نبودند  هيچ اثري بر اصل داستان نمي گذاشت ؛ مثلاً ماجراي مرگ عمويش و همچنين ذكر ماجراهاي حسين سوري .

داستان با لحنی صمیمی آغاز می شود و از اصل غافل گیری برای تأثیر گذاری بیشتر بهره می گیرد ؛ آن جا که می گوید : « بدیش این بود که گل دسته های مسجد بدجوری هوس بالا رفتن را به کلّه ی آدم می زد . »[2]  موضوع داستان اصلاً پیچیده نیست ؛ دو نفر کودک دبستانی به فکر بالا رفتن از مناره ی مسجد می افتند و سرانجام موفق به انجام دادن این کار می شوند ولي مدیر مدرسه از موضوع باخبر می شود و آن ها را تنبیه می کند. درست است كه داستان ساده است « امّا لحن به داستان کیفیت دلنشین و خصلتی نمادین داده است که ضعف و نقص عناصر داستان را می پوشاند . »[3] موضوع ساده ی داستان آن را برای کودکان و نوجوانان مناسب می گرداند . می دانیم که « آل احمد و گلستان از نخستین نويسندگان ایرانی اند که داستان هایی درباره ی دوران کودکی نوشته اند . »[4] درست است که به نظر می رسد این داستان با موضوع ساده ای که دارد برای کودکان و نوجوانان نوشته شده امّا این شکل ظاهری داستان است در حالی که باید به لایه ی درونی آن  نیز توجّه کرد .

جلال نویسنده ای واقع گراست امّا این داستان به گونه ای پرداخت شده است که می توان آن را جزو داستان های واقع گرای نمادین به حساب آورد ؛« در داستان هاي واقع گراي نمادين، شخصيت ها ، اعمال و ريزه كاري ها ، واقعي و طبيعي هستند و جزئيات و توصيفات به قصد آن ارائه شده اند كه معناي خاصي از واقعيت هاي عادي و روزمره به دست بدهند . نمادها از ميان همين جزئيات و توصيفات و اعمال شخصيت ها ظاهر مي شوند . در اين داستان ها ، نمادها جزء طبيعي واقعيت ها هستند و با آن ها درآميخته اند امّا در عين حال معناي ديگري غير از معناي ظاهري داستان به آن     مي بخشند و مفهوم داستان را تقويت مي كنند و بعد ديگري به آن مي دهند .»[5] به عبارت دیگر لایه ی بیرونی داستان اتّفاقی است که برای خود نویسنده رخ داده است امّا هرکدام از عناصر و شخصیت ها علاوه بر لایه ی بیرونی بیانگر عنصری نمادین  نیز هستند .

در اين داستان مي توان مدرسه را جامعه اي محدود با حاكماني تصوّر كردكه هروقت خمار مي شوند به دلايلي واهي به تنبيه ديگران مي پردازند و براي جزيي ترين كارهاي مردم تصميم مي گيرند : « مدير مدام پاپي مي شد و هي داد مي زد كه اگه آفتاب مي خواين اين ور ، اگه سايه مي خواين اون ور . » [6]  اين تصوير يك محيط كاملاً بسته است محيطي كه از چهار طرف با ديوار محدود شده ؛ تازه اين محيط نسبت به خانه ، بسيار بازتر است و وقتي كه راوي به اين مكان مي آيد احساس راحتي مي كند  « ...  يكي دو بار ديگر همان كار را مي كرد و يك خرده ي ديگر مي رقصيد و بعد مجمعه اش را با ميوه و آجيل و شيريني پر مي كرد و مي گذاشت سرش و مي رفت دم در و همه را مي داد به گدا گشنه هايي كه هميشه دنبالش مي آمدند اين جور جاها و دم در منتظرش مي نشستند . غير از اين هيچ دلخوشي ديگري در اين خانه نبود . تا مرا گذاشتند مدرسه و راحت شدم . »[7] در يك چنين فضايي كه همه به رخوت و يك نواختي آن عادت كرده اند هيچ كس چشمي براي ديدن گل دسته ها به عنوان نماد پيشرفت و ترقّي  ندارد يا اگر دارد جرأت ابراز كردنش را ندارد امّا راوي داستان شخصي است كه نمي تواند حتّي يك لحظه هم دست از تلاش و تكاپو بردارد « تا دوچرخه ي قدّ ما پيدا بشود بالاخره بايد يك كاري مي كرديم . نمي شد كه همين جور منتظر نشست . » [8] دائماً در فكر پيشرفت است و گل دسته ها ، اگر چه ناقصند ولي در بدو ورود راوي داستان به چشمش مي خورد و از همان آغاز به فكر پركشيدن از اين محيط است . اين نماد هميشه جلوي چشمان اوست وفكر بالا رفتن از آن هيچ وقت از سرش خارج نمي شود . جلال در چهار جاي داستان به اين موضوع اشاره مي كند كه بدجور هوس بالا رفتن را به كلّه ي آدم مي زد ولي بدي جامعه اين است كه « نمي شد قضيه را با كسي در ميان گذاشت . » [9]  با چنين امكاناتي راوي نياز به يك همراه و پشتيبان دارد و در ميان اين همه آدم در مدرسه ، با اصغر ريزه آشنا مي شود ، بچه ي بقّال چقّال ها كه توصيه شده با آن ها دوستي نكند چاره اي نبود پسر صديق تجّار كه مبصر شده بود و ديگر به او اعتنايي نمي كرد و اين جا راوي احساس بيگانگي مي كند همان طور كه در داستان « زيارت » او را اين گونه مي بينيم كه خودش را با جمع متفاوت    مي بيند و البته اين احساس « اساسي ترين وي‍‍ژگي داستان نويسي آل احمد است »[10] پس بايد به تمرين دوستي با اصغر مي پرداخت . با يك نگاه بدبينانه مي توان حتي اين دوستي را كاملاً مصلحتي تصوّر كرد : فقط براي بالا رفتن از گل دسته ها .

دو نفر با هزار ترس از حاكمان مدرسه و ترس از عذاب آخرت بالاخره راهي به سوي آسمانِ باز و بي كران پيدا مي كنند از دالاني دراز و پلّه هايي پر پيچ و تاريك و تو در تو مي گذرند و فضله هاي پرندگان را زير پا مي گذارند به چيزهايي مي رسند كه در محيط مذهبي خانه و فضاي بسته ي مدرسه نديده بودند و افسوس از اين كه چرا اين پيشرفت كامل نشد . راوي تمام تلاشش بر اين است كه در بالاترين نقطه قرار گيرد و در اين راه كاملاً بي پرواست « يك پايم را گذاشتم سر كفّه ي گل دسته كه بند آجرهاش پر از فضله ي كفتر بود .»[11] كودكان به محض رسيدن به بالاي گل دسته دامنه ي ديدشان وسيع تر مي شود جامعه ي محدود مدرسه را از بالا مي بينند كه مردمانش دستاني بسيار كوتاه و ناتوان  دارند ؛ حتّي حريم خصوصي ديگران را مي بينند . ( زني داشت روي بام خانه ي دوم رخت پهن مي كرد . )

نكته ي ديگر سيري ناپذير بودن راوي است او نمي تواند نقطه اي بالاتر از خودش را ببيند « يه دقه صبركن اين ور رو ببين اگه گفتي نوك گنبد چقدر از ما بلندتره ... اگه گل دسته ها نصب كاره نمونده بود ! » [12]

افراد ديگر جامعه كه خودشان توانايي و جرأت چنين كاري را ندارند با ديدن پيشرفت اين دو نفر به داد و فرياد   مي پردازند كه ناخواسته آدم را به ياد اين سخن سعدي مي اندازد « بي هنر [ ان ] هنرمند را نتوانند كه بينند همچنان كه سگان بازاري سگ صيد را ، مشغله برآرند و پيش آمدن نيارند يعني سفله چون به هنر با كسي برنيايد به خبثش در پوستين افتد .»[13]

بعد از پايين آمدن از گل دسته ها كاملاً طبيعي است كه بدون هيچ حرف و شكايتي بايد پاي فلك رفت به قول دكتر شفيعي كدكني : « بايد بچشد عذاب تنهايي را    مردي كه ز عصر خود فراتر باشد »  امّا اين اين رنج و عذاب را فقط با نگاه كردن به توفيق هاي گذشته مي توان فراموش كرد « من براي اين كه درد و سوزش را فراموش كنم سرم را گرداندم به سمت گل دسته ها كه سربريده و نيمه كاره در آسمان محل رها شده بودند »[14] و البته هر جا كه قدم        مي گذارد گل دسته را مي بيند امّا اين بار وارونه در وسط گردي آب . در پايان داستان دو نفرآدم فلك زده آماده      مي شوند كه بروند در پلكان را ببندند و البته  براي بستن راه پيشرفت هيچ مانعي و هيچ ترسي وجود ندارد .

 

 

 



[1] - صد سال داستان نویسی ایران ، حسن میرعابدینی ، تهران ، چشمه ، 1383 ، ص 252 .

[2]- پنج داستان ، جلال آل احمد ، بی نام . ص 9 .

[3]- جهان داستان ، جمال میرصادقی ، تهران ، نشر اشاره ، 1381 ، ص 171 .

[4]- صد سال داستان نویسی ایران ، حسن میر عابدینی ، ص 260 .

[5] - واژه نامه ي هنر داستان نويسي ، جمال و ميمنت ميرصادقي ، تهران ، كتاب مهناز ، 1376 .

[6] - پنج داستان ، جلال آل احمد ، ص 9 .

[7] - همان ، ص 18 .

[8] - همان ، ص 14 .

[9] - همان ، ص 10 .

[10] - صد سال داستان نويسي ايران  ٌ حسن مير عابديني ، ص 253 .

-[11] پنج داستان ، جلال آل احمد ، ص 21 .

[12] - همان ، صص 22-21 .

[13] - گلستان سعدي ، تصحيح غلامحسين يوسفي ، تهران ، خوارزمي ، 1377 ، ص 178 .

[14] - پنج داستان ، جلال آل احمد ، ص 22 .

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت |

درپي سؤال يكي از همكاران درباره خودآزمايي زبان فارسي 3 عمومي كه خواسته است كلمه (صواب )هسته گروه اسمي قرارگيرد به استحضار مي رساند شايد بتوان گفت : (صواب كلمات نادرست مركب جمله زير)

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت |

باسمه تعالی

کارشناسی تکنولوژی و گروه های آموزشی دوره متوسطه دهاقان

برنامه عملياتي ساليانه گروه آموزشی ادبيات فارسي دوره متوسطه شهرستان دهاقان       سال تحصيلي 88-87

 

برنامه

ردیف

فعالیت

کمیت

زمان اجرا

پیامد فعالیت

شیوه ارزشیابی

بهبود روش های یاددهی- یادگیری

1

تهيه طرح درس مبتني برشيوه هاي فعال تدريس

2

دي ماه 

آشنايي همكاران باشيوه هاي فعال تدريس

بازديد ونظرسنجي

2

تهيه طرح درس مبتني برIT

2

بهمن ماه

آشنايي همكاران باشيوه هاي تدريس مبتني بر IT

بازديد ونظرسنجي

3

تهيه مقالات علمي و ارسال  جهت استفاده همكاران

4

درطول سال تحصيلي

آشنايي بايافته هاي جديد

نظرسنجي

4

راه اندازي وبلاگ گروه

1

مهرماه

مراجعه همكاران ودانش آموزان براي آگاهي بيشتر ورفع اشكالات احتمالي

نظرسنجي ازطريق وبلاگ

5

درج مطالب جديد وموردنياز همكاران و

دانش آموزان دروبلاگ گروه (به روز رساني )

مطابق 

     نياز  

درطول سال تحصيلي

مراجعه همكاران ودانش آموزان براي آگاهي بيشتر ورفع اشكالات احتمالي

نظرسنجي ازطريق وبلاگ

6

آموزش شيوه هاي پژوهش وتحقيق علمي وتهيه مقاله  براي همكاران

1

آذرماه

 (هفته پژوهش )

آشنايي همكاران با شيوه هاي تحقيق وتهيه مقاله

نظر سنجي در مجمع عمومي

7

برگزاري گارگاه طرح درس نويسي براي همكاران

1

آذرماه

آشنايي همكاران باانواع طرح درس نويسي نوين

مشاهده طرح درس هاي تهيه شده

8

معرفي نرم افزارهاي آموزشي تخصصي

1

دي ماه

آشنايي وبه كارگيري انواع نرم افزار

بازديدازآموزشگاه ها

نواندیشی و خلاقیت در تولید محتواهای آموزش با هدف اعتلای تربیت ديني دینی

1

سخنراني درباره شيوه هاي تعميق واعتلاي فرهنگ ديني

1

ارديبهشت ماه

آشنايي همكاران باشيوه هاي اعتلاي تربيت ديني

نظرسنجي

2

برگزاري مسابقه مقاله نويسي  دانش آموزي باموضوع رابطه  ادبيات ودين

 

1

آذرماه

تقويت خلاقيت دانش آموزان

تعدادشركت كنندگان وداوري آثار

3

سخنراني درباره ادبيات تطبيقي

 

1

اسفند ماه

تطبيق مسائل ادبي مشترك بين فرهنگ ها وزبان ها

پرسش وپاسخ نظرسنجي

4

فراخوان تجربيات خلاقانه همكاران درتدريس

1

بهمن ماه

استفاده همكاران ازتجربه هاي موفق ديگران

تحليل ونظر سنجي

نظارت و ارزشیابی

1

بازديد از واحد هاي آموزشي شهرستان

8

درطول سال تحصيلي

شناخت نقاط ضعف وقوت تدريس 

مشاهده - بازديد

2

بازديداوراق امتحاني همكاران درنيمسال اول سال جاري

10

بهمن واسفند

شناخت نقاط ضعف وقوت

بازديد وبازبيني

3

ارزيابي سؤالات امتحاني همكاران درخرداد وشهريور گذشته وارائه بازخوردآن

16

آبان ماه

رفع ايرادات وطراحي مطلوب سؤال

بازبيني وارزيابي سؤالات

4

برگزاري مسابقه علمي بين دانش آموزان 

1

بهمن ماه

تقويت بنيه علمي دانش آموزان

تعدادشركت كنندگان وتجزيه وتحليل مطالب

5

برگزاري گارگاه طراحي سؤالات استاندارد براي همكاران

1

آذرماه

آشنايي همكاران با طراحي انواع سؤالات

نظرسنجي مشاهده سؤالات طرح شده

6

بررسي وتجزيه وتحليل نمرات درس زبان فارسي3درخردادگذشته  

1

دي ماه

بررسي نقاط ضعف وعلل افت يا رشد

تجزيه وتحليل ومقايسه

7

تهيه نمونه سؤال وقراردادن بر روي وبلاگ

مطابق

    نياز

درطول سال تحصيلي

آشنايي دبيران ودانش آموزان با نمونه سؤال

نظرسنجي از طريق وبلاگ

 

 

 

 

 

                                                                                                                                                                                                                       گروه ادبيات فارسي متوسطه دهاقان

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت |

                                                         باسمه تعالي                                

                                                                                                        11/8/87

 

 

همكارگرامي سركار خانم /جناب آقاي

 

سلام عليكم

 

 

            با احترام ، ضمن تشكر از تلاش هاي ارزنده جناب عالي درامر تدريس دروس مختلف ادبيات فارسي  و همكاري  با گروه آموزشي  ادبيات  فارسي  متوسطه  شهرستان  دهاقان  ،  به منظور ارائه فعاليت هاي اعضاي محترم گروه به استان و انعكاس در ارزشيابي سالانه  خواهشمند است نسبت به تهيه وتحويل يا ارسال مطالب درخواستي زير تا تاريخ 28/10/87به صورت تايپ شده به گروه اقدام لازم را مبذول فرماييد . ازهمكاري وعنايت شما صميمانه سپاس گزاري مي گردد.

1- تهيه يك نمونه  طرح درس روزانه ازكتاب                          بخش

2-تهيه يك نمونه سوال از كل محتواي كتاب              براساس بارم بندي خردادماه

 

 

 

 

                                                                                     باتشكر

 

                                                      گروه ادبيات فارسي متوسطه دهاقان

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت |
به نام نقش بند صفحه خاك                                                       

11/8/87

 

 

همكارفرهيخته جناب آقاي /سركارخانم                                                                                   

سلام عليكم                                                                                                                       

 

      بااحترام ، ضمن تقدير  وتشكر از زحمات ارزنده جنابعالي درامرآموزش وتربيت نسل آينده ساز  اين مرز و بوم به استحضار مي رساند  بر اساس اعلام كارشناسي تكنولوژي  و گروه هاي آموزشي استان، اعضاي محترم گروه آموزشي ادبيات فارسي استان اصفهان روز شنبه مورخ  5/11/ 87  ازشهرستان دهاقان بازديد خواهند داشت و ضمن حضور در

 واحد هاي آموزشي بر روندنحوه آموزش دروس ادبيات نظارت مي نمايند .

      به همين منظور خواهشند است ضمن همكاري لازم با آنان موارد ذيل مورد توجه آن همكارمحترم قرارگيرد :

تهيه وهمراه داشتن طرح درس

نمونه سؤال

مواردابتكار وخلافيت

ثبت خلاصه فعاليت هاي صورت گرفته در هر جلسه دركاربرگ

ثبت حضور وغياب دانش آموزان

ثبت نمرات انواع ارزشيابي هاي به عمل آمده

نمونه كارهاي دانش آموزان (نظير تهيه مقاله وتحقيق  ،بروشورآموزشي و...)

 

 

                  باسپاس

گروه آموزشي ادبيات فارسي  متوسطه   

 شهرستان دهاقان   
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت |
باسلام خدمت همكاران وكاربران محترم  

به استحضار مي رساند نمونه سوالات وپاسخ هاي خودآزمايي ها صرفا جهت به دست دادن نمونه وراهكار مي باشد وازمنابع يا سايت هاي معتبر اخذ گرديده است هرچند ممكن است بنده يا ديگر همكاران با همه آن مطالب صددرصد موافق نباشيم.بنابراين تقاضا مي گردد با راهنمايي هاي خود در غناي اين وبلاگ سهيم شويد.با سپاس فراوان

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت |

تاریخ:26/3/84                                                      باسمه تعالی                                               سوالات آزمون درس: تاریخ ادبیات(2)

نام:                                                      مدیریت آموزش و پرورش شهرستان                                      زمان: 70 دقیقه

                                                                                                            دبیرستان                                               نام خانوادگی:

کلاس:سوٌم ادبیات       نام دبیر آقای:                                       شماره دانش آموزی:                                          

بارم

صفحه1

5/0

((لمعات)) اثر کیست؟موضوعش چیست؟

25/0

کدامیک از آثار منثور خواجوی کرمانی در مناظره ی  شمشیر و قلم می باشد؟

75/0

جامی در مثنوهایش از ......... تقلید می کرد،هفت اورنگ را دقیقاً در برابر.......

سرود و او کتاب بهارستان را به تقلید از ............... نوشت.

25/0

مهم ترین اثر تاریخی و ادبی عطاملک جوینی چه نام دارد؟

25/0

در بیت زیر کدامیک از ویژگی های شعری عصر صائب دیده می شود؟

((اظهار عجز در برابر ظالم روامدار                        اشک کباب موجب طغیان آتش است))

5/0

یک اثر منثور معروف از بیدل عظیم آبادی را بنویسید.

25/0

شرح زیر درباره ی چه اثری است؟ نام این اثر را بنویسید.

این اثر یک سفر نامه خیالی است که با داستان پردازی در هم می آمیزد و بازبانی پخته و نثری ساده نوشته شده است. موضوع این کتاب سفر رویایی گروهی است که با تخصٌص های گوناگون مأمورمی شوند به قلٌه ی دماوند صعود کنند این کتاب تصویری از ایران عصر قاجار را با نگاهی انتقادی و حسرت آمیز در برابر خواننده مجسٌم می کند

25/0

در عصر هاتف چه شاعری تواناتر و کامیاب تر بوده است؟

25/0

((تذکره ی آتشکده)) اثر کیست؟

25/0

صبای کاشانی((گلشن صبا)) را به تقلید از چه کتابی پدید آورد؟

5/0

کتاب ((پریشان )) از کیست و به شیوه ی چه کتابی نوشته شده است؟

5/1

شاخص ترین درون مایه های شعر فارسی در عصر بیداری را بنویسید.

1

مهم ترین آثار تحقیقی دهخدا را بنویسید

5/0

دو مروارید گران بهایی که از دریای معانی شعر محمٌد تقی بهار به دست می آیند، کدامند؟

1

محتوای غزل های فرٌخی یزدی را بنویسید.

5/0

سیٌد اشرف الدین گیلانی در اشعار نسیم  شمال از مضامین چه روزنامه ای الهام می گرفت؟

5/0

روزنامه ی((قرن بیستم )) توسٌط چه کسی ودر چه سالی دایر گردید؟

1

عنوان((سعدی نو)) به کدام شاعر اختصاص یافت؟ چرا؟

75/0

انجمن ادبی((دانشکده)) در کجا به وجود آمد و هدف این انجمن چه بود؟

2

در سال 1301 شمسی در چه زمینه ی ادبیات معاصر( شعر، داستان کوتاه، رمان و نمایش نامه)آثار مهمٌی به وجودآمد.آن ها را ذکر کنید و بنویسیدهر اثراز کیست؟

1

دو جریان اصلی شعر سنٌت گرای معاصررا از نظر محتوا ،بیان کنید.

75/0

هریک ازآثارزیر متعلٌق به چه کسانی است؟                      الف)منظومه ی ای خواب                               

      ب)طلسم شکسته                                                ج)پالیزبان

5/0

واژه ی کلیدی ادبیات قرن بیستم چیست؟

5/0

نخستین کتاب سوررئالیستی چه نام دارد؟

5/0

دو اصل پست مدرنیسم را بنویسید.

1

به چه شاعرانی ((مخضرم)) می گویند؟سرآمد آن ها کیست؟

5/0

در شعر عرب چه کسی را می توان با نیما یوشیج مقایسه کرد؟

25/0

نخستین شعری که در آن چهره ی ستم دیده ی آوارگان فلسطین به تصویر کشیده شده است،از کیست؟

75/0

شعر فلسطین از 1917 تا 1948 چه ویژگی های داشت؟

5/0

دو جریان اصلی دوران جدید ادبیات داستانی عرب را بنویسید.

1

هریک از آثارزیر از چه کسانی است؟

الف)زیبای کربلا                                                      ب)محله ای در قاهر

ج)پایان دنیا                                                           د) کابوس های بیروت

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

مدت امتحان: 65 دقیقه

ساعت شروع: 8 صبح

رشته: انسانی

سوالات امتحان درس: ادبیات (۲)

تاریخ امتحان:خرداد ماه

سال: دوم         آموزش متوسطه

نمره

سؤالات

ردیف

الف) خودآزمایی: (8 نمره)

بخش اول:

با توجه به عبارات زیر، به پرسش‌ها، پاسخ دهید.

"گفتمش بر بخل خداوندانِ نعمت وقوف نیافته‌ای الاّ به علّت گدایی وگرنه هر كه طمع یك سهو نهد، كریم و بخیلش یكی نماید؛ محك داند كه زر چیست و گدا داند كه ممسك كیست. گفتا: به تجربت آن می‌گویم كه متعلّقان بر در دارند تا بارِ عزیزان ندهند و دست جفا بر سینه‌ی صاحب تمیزان نهند و گویند: كسی این جا نیست و به حقیقت راست گفته‌اند."

«مظلوم كوچك من/ در ستاره باران آن شب / چگونه پرپر شد.../ با تمام دلم / تمام چهارده سالگی‌اش را در كفن پیچیدم / با همان شور شیرین گونه / كه كودكی‌اش را در قنداق می‌پیچیدم.../ تمام شهر، خورشید چهارده ساله‌ی مرا / به سمت سحرگاه آسمان می‌بردند / و تنها برادر كوچك حماسه‌ی چهارده ساله‌ی من.../ در چارچوبه‌ی در، ایستاده بود / با نارنجكی پنهان، در چارچوب سینه‌اش...»

 

0.25

علت وقوف بر بخل خداوندان نعمت چیست؟

1-1

0.25

در نظر چه كسی كریم و بخیل تفاوتی ندارند؟

2-1

0.25

چه كسی افراد ممسك را بهتر از همه می‌شناسد؟

3-1

0.25

خداوندان نعمت برای جلوگیری از بار عزیزان چه می‌كنند؟

4-1

0.25

معادل امروزی «صاحب تمیزان» چیست؟

5-1

0.25

بیت «مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع           بسی پادشاهی كنم در گدایی» با كدام قسمت متن بیش‌تر ارتباط معنایی دارد؟

6-1

0.25

منظور از «ستاره باران آن شب» چه شبی است؟

7-1

0.25

در كفن پیچیدن «مظلوم كوچك» به چه چیزی تشبیه شده است؟

8-1

0.25

منظور از «تمام شهر» چیست؟

9-1

0.25

منظور از «نارنجكی پنهان» چیست؟

10-1

0.5

«بمرد» در این جمله، به چه معنایی آمده است؟ اندر همه‌ی آتشكده‌ها آتش بمرد.

2

0.5

 3-  در بیت زیر، خاقانی سبب «دیوانه شدن رود دجله» را چه می‌داند؟ 

     تا سلسله‌ی ایوان بگسست مداین را                در سلسله شد دجله چون سلسله شد پیچان

0.5

4- كدام ویژگی سبك هندی در این بیت آمده است؟

    حیران اطوار خودم، در مانده‌ی كار خودم                    هر لحظه دارم نیتی چون قرعه‌ی رمّال‌ها

0.5

5- "خار" در كدام مصراع در معنی حقیقی و در كدام مصراع در معنی استعاری آمده است؟

     خلد گر به پا خاری آسان بر آید                          چه سازم به خاری كه در دل نشیند

0.5

6- یك آرایه‌ی ادبی، با مشخص كردن واژه یا واژه‌های مورد نظر، در بیت زیر، تعیین شود:

       غیبت نكرده‌ای كه شوم طالب حضور                   پنهان نگشته‌ای كه هویدا كنم تو را

0.5

7- در بیت زیر، یك تشبیه بلیغ اضافی بنویسید:

    بالای خود در آینه‌ی چشم من ببین                        تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را

0.5

8- در بیت زیر، «آن» چه نوع كلمه‌ای است؟ نهاد جمله‌ی اول نیز تعیین شود:

    عقل دیوانه شد آن سلسله‌ی مشكین كو                    دل ز ما گوشه گرفت آبروی دلدار كجاست

0.5

9- «خورشید» در مصراع دوم، استعاره از چیست؟

   روزی كه در جام شفق مل كرد خورشید                    بر خشك چوب نیزه‌ها گل كرد خورشید

 

0.5

10- «زنجیر خاییدن» كنایه از چیست؟

0.5

11- به نظر شاعر، در بیت زیر، چگونه می‌توان بر معشوق سجده كرد؟

    سجده نتوان كرد بر آب حیات                             تا نیابم زین تن خاكی نجات 

0.5

12- مفهوم جمله‌ی مشخص شده را بنویسید:

  در واقع تو این كار را روی دست من گذاشتی. به قول تهرانی‌ها تو مرا روبند كردی.

 

 

 

 

0.5

0.5

0.5

0.5

0.5

0.5

0.5

0.5

 

 ب) معنی و مفهوم شعر و نثر (4 نمره)

 بیت‌ها و عبارت‌های زیر را به فارسی روان، معنی كنید:

1- برآمد قیرگون ابری ز روی نیلگون دریا                   چو رای عاشقان گردان، چو طبع بیدلان شیدا

2- خـلد گــر بـه پـا خـاری آسـان برآیـد                         چه سازم به خـاری كه در دل نشیند

3- كاهش جان تو من دارم و من می‌دانم                        كه تو از دوری خورشید چه‌ها می‌بینی

4- عـشــق را رهنــمای و ره نـبـود                             در طریـقت سـر و كلـه نـبـود

5- گفتمش بر بَخل خداوندان نعمت وقوف نیافته‌ای الاّ به علت گدایی.

6- ای عزیز، به خدا رسیدن فرض است، ولابد هر چه به واسطه‌ی آن به خدا رسند فرض باشد به نزدیك طالبان.

7- صندوق تربت پدرم سنگین است كتابه رنگین.

8- تغییر قلم، هنگام كلال و خستگی، مثل عوض كردن اسب‌های یدك است در طول منزل‌ها و امتداد مسافت‌ها.

 

0.5

0.5

 پ) تاریخ ادبیات و سبك شناسی (2 نمره)

 1- هر كدام از موارد زیر، از ویژگی‌های زبانی كدام سبك شعری است؟

   الف) برخی از ویژگی‌های فراموش شده‌ی زبان، مجدداً رواج می‌یابد.

    ب) كثرت لغات و تركیبات عربی

0.5

3- اسلوب غزل سرای فروغی بسطامی به سبك و شیوه‌ی كدام شعرا می‌باشد؟

0.5

4- دو اثر داستانی از جلال آل محمد نام ببرید.

0.5

ت) حفظ شعر (1 نمره)

 1- مصراع دوم بیت زیر را بنویسید:

    امشب ای ماه به درد دل من تسكینی                                   ..................................   

 

0.5

2- مصرع اول بیت زیر را بنویسید.

     ..........................                             هر گه نظر به صورت زیبا كنم تو را

 

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |
 

 

مدت امتحان: 65 دقیقه

ساعت شروع: 8 صبح

رشته: انسانی خرداد ماه

سؤالات امتحان درس: تاریخ ادبیات (1)

 

 

 

 

 

تاریخ امتحان:

سال: دوم         آموزش متوسطه

نمره

سؤالات

ردیف

0.25

الفبایی كه  در عهد باستان به کار  می رفت  چه نام داشت؟

1

0.25

به گفته‌ی تاریخ سیستان نخسیتن شاعر پارسی گوی چه كسی بوده است؟

2

0.5

چرا رودكی را پدر شعر فارسی لقب داده‌اند؟ یك اثر منظوم از وی  نام ببرید؟

 

3

0.5

پرچمدار ادبیات شیعه كیست؟ مثنوی آفرین نامه از كیست؟

4

0.5

نثر علمی فارسی با چه كتابی آغاز شد؟ مؤلف آن كیست؟

 

5

0.5

چرا شاهنامه مورد قبول سلطان محمود غزنوی واقع نشد؟ (1 مورد كافی است)

6

0.25

كتاب گرشاسپ نامه جزء كدام انواع ادبی است؟

7

0.75

مضمون عمده‌ی شعر معزّی چیست؟ قالب مسمط را  اولین  بار چه كسی پدید آورد؟

8

0.5

نخستین گوینده‌ای كه شعر را در خدمت فكر اخلاقی و اندیشه مكتبی قرار داد كیست؟

9

0.5

اهمّیت دانشنامه ی علایی در چیست؟

10

0.25

موضوع كشف‌المحجوب چیست؟

11

0.5

دو ویژگی سبك عراقی را بنویسید؟

12

0.5

«پیامبر ستایشگران»  لقب که بود و در آغاز شاعری تخلّص وی چه بود؟

13

0.5

بیت «ای از بر سدره شاهراهت              و ای قبّه عرش تكیه گاهت» سروده ی كیست؟ و در مدح چه كسی است؟

14

0.5

خلاق المعانی لقب كیست؟ و چرا به این لقب معروف شده است؟

15

0.5

اساسی‌ترین اندیشه  صوفیانه ی عین‌القضات در چه آثاری دیده می‌شود؟

16

0.75

مشهورترین تفسیر شیعه به زبان عربی  از كیست؟ و مهمترین تفسیر شیعه به زبان فارسی را با نام مؤلف بنویسید.

17

0.75

اسرار التوحید در مورد زندگی و حالات كدام یك از عرفاست؟ مؤلف آن كیست؟ و چند باب دارد؟

18

0.5

نثر تاریخی با چه كتابی آغاز شده  و با چه اثری به اوج خود رسیده است؟

19

0.75

نام دیگر چهار مقاله چیست؟ موضوع این كتاب را بنویسید؟

20

0.75

مؤلف كتاب‌ های «المعجم- ترجمان البلاغه – راحة‌الصدور» را بنویسید؟

21

0.5

دو ویژگی شعر عصر مولوی را بنویسید؟

22

0.75

مهم‌ترین مثنوی سنایی چه نام دارد؟  موضوع و نام دیگر آن چیست؟

23

0.75

خاقانی فنون شاعری را نزد چه كسی آموخت؟ سفرنامه وی چه نام دارد؟ و موضوع آن چیست؟

24

0.5

مثنوی اسكندرنامه چند بخش دارد؟ نام ببرید؟

25

0.5

مهم‌ترین اثر منثور عطار چه نام دارد و موضوع آن چیست؟

26

0.5

طریقه‌ای كه مولوی در عرفان بنیاد نهاد چه نام داشت؟ و توسط چه كسی گسترش یافت؟

27

0.5

مهم‌ترین و پر آواز‌ترین اثر مولوی كدام است و با چه كتابی برابری می‌كند؟

28

0.5

فرمانروای ملك سخن كیست؟ و مضمون غزل های وی چیست؟

29

0.5

نام دیگر بوستان چیست و چند باب دارد؟

30

0.25

قدیمی‌ترین اثر ادبی كه در یونان به جای مانده چیست؟

31

0.25

كدام شهر ایتالیا مهد رنسانس بوده است؟

32

0.25

اصل تقلید از طبیعت یكی از اصول مكتب ....... است؟

33

0.25

ویكتور هوگو مكتب رمانتیسیسم را چگونه مكتبی معرفی كرده است؟

34

1

انواع رئالیسم را نام ببرید؟

35

0.5

عناصر واقعی را در داستان «فریاد» بیان كنید.

36

1.25

مهمترین ویژگی ناتورالیسم را بنویسید؟ اساس كار و نخستین نمونه رمان ناتورالیستی را نام ببرید؟

37

0.75

نمادگرایان (سمبولیسم) چه تحولی را در شعر به وجود آوردند؟ بنیان‌گذار این مكتب را نام ببرید.

38

0.5

دو اصل از اصول مکتب  سمبولیسم را بنویسید؟

39

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |
به نام خدای مهربان

دبیرستان و پیش دانشگاهی

نام و نام خانوادگی :                             امتحان درس زبان فارسی 2 

نام کلاس :                              

تاریخ امتحان : 2/3 / 1385         مدّت امتحان : 60 دقیقه

          

 زبان شناسی  ( 4 نمره )

 1- تعداد تکواژ های کلمه ی « نابه هنجاری » را بنویسید .                                                                   25/0

 2- چرا گوناگونی های سبکی و لهجه ای به یگانگی زبان آسیب نمی رساند ؟                                          5/0

 

 3- سابقه ی زبان و گفتار به ................ سال پیش باز می گردد ؛ ولی سابقه ی نوشتار به ....................  

     سال پیش می رسد .                                                                                                              5/0    4- واج های کلمه ی « اندیشه خوان » را بنویسید .                                                                            5/0    

  5- کلمه ی « دل آزرده ترین » چند هجا دارد و جایگاه تکیّه روی کدام هجا است ؟                                     5/0

 6- دو واج مثال بزنید که یک شکل نوشتاری و دو شکل گفتاری داشته باشند .   (        ) ، (      )   

 7- در عبارت مقابل یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی و یک تکواژ وابسته ی تصریفی نشان دهید .                      5/

    این نوشته را در روز بعد خواهد خواند .             

 8- سطح های زبان شناسی را نام ببرید .                                                                                                

    75/0

دستورزبان  ( 8 نمره ) 

1- در جمله ی مقابل نهاد چند وابسته دارد ؟ این درختان زیبا ، با باد بهاری شکوفا شده اند . (                         )        25/0

 2- یک جمله بنویسید که در آن « قیدِ قید » به کار رفته باشد .                                                                          25/0

 3- با توجّه به نهاد و مصدر داخل پرانتز ، جای خالی را با فعلی در زمان ماضی نقلی پر کنید :                       5/0                   لشکر با همه ی قوای خود به طرف دشمن .......................................... ( تاختن )

 4- نقش های مفعول و مسند را در جمله ی مقابل مشخّص نمایید  :                                                      5/

     شاید پرداختن به مشکلات دیگران را بزرگترین هدف خود می دانست .    

 5- با توجّه به جمله ی زیر ویژگی های خواسته شده ی فعل را بنویسید :                                                5/0

    او در کلاس درس مطالبش را کاملاً بررسی کرده بود . وجه (               )  ساخت (                         )

 6- فعل « برنجانَد » را مجهول و منفی کنید . مجهول (                    ) منفی (                       )                 5/0

 7 - در جمله ی مرکّب مقابل « هسته » و « وابسته » را مشخّص نمایید .                                                            5/

     تابلوهایی را که آورده بودند به دیوار نصب کن .                                                 

 8- کدام یک از کلمات مقابل « نام آوا » و کدام « شبه جمله » است ؟                                                    5/0

    تق و توق (                         ) استغفرالله (                          )         

 9- کدام یک از ترکیب های مقابل « اضافی » و کدام « وصفی » است ؟                                                  5/0

   قلمِ دانشمند (                         )  قلمِ ریز  (                          )      

10- کدام یک از ترکیب های مقابل « تعلّقی » و کدام غیر تعلّقی » است ؟                                               5/0

   شنیدن پیام (                          ) چشم طمع (                        )        

11- ویژگی های اسم مشخّص شده را با توجّه به جمله بنویسید .     عام و خاص    شمار    معرفه ، نکره ، اسم جنس     ساختمان                       

     گویا ، خودخواهی این مرد ، پایان ندارد .

 


12- با توجّه به جمله های زیر به سوالات آن پاسخ دهید .                                                                     25/1

     « برای بیرون آمدن از این حالت غریب که چیزی از آن نمی فهمیدم با خودم فکر کردم ، امّا سرانجام نفهمیدم که کدام آرزویم را برای او گفته بودم »

 الف ) مجموعاً چند ضمیر در عبارت بالا به کار رفته است ؟ (          )  ب ) یک وابسته ی ضمیر مشخّص کنید .  (                 )

 پ ) یک ضمیر شخصی پیوسته ، ذکر کنید (                           )     ت ) یک ضمیر شخصی جدا ، ذکر کنید . (                  )

 ث ) مرجع اوّلین ضمیر را بنویسید . (                                 )

 

 

 

 

13- با توجّه به جمله های صفحه ی بعد به سوالات آن پاسخ دهید  .                                                      25/1

  هرروز به طور متوسّط دو هزار نفر به کتابخانه مراجعه می کنند و تقریباً همگی راضی هستند ؛ امّا شاید به زودی این مقدار کاهش پیدا کند .

 

 

 

 

  الف ) یک قید مختصّ نشانه دار ذکر کنید . (                  )  ب ) یک قید مختصّ بی نشانه ذکر کنید . (                )

  پ ) یک متمّم قیدی مشخّص نمایید . (                        )  ت ) یک قید مشترک مشخّص نمایید . (                    )

  ث ) یک قید پیشوندی ذکر کنید . (                                      )

  نگارش  ( 5 نمره )

1- از میان چاپ های گوناگون دیوان حافظ کدام از همه معتبر تر است ؟                                                                                               25/0

            2- گام اوّل در نگارش چیست ؟                                                                                                                                               25/0

    3- چرا در یک تحقیق باید از منابع معتبر استفاده کنیم ؟                                                                                                                  25/0

 4- اشکالات جمله ی زیر را برطرف کنید .                                                                                                                                     5/0

     می توان این امید را داشت که به قول معروف رفتن و برگشتن از موزه خیلی طولانی نشود .

 5- دو ویژگی زبان کودکانه را بنویسید .                                                                                                                                        5/0

6- دو بخش از بخش های سه گانه ی یک برگ تحقیق ( فیش ) را نام ببرید .                                                                                        5/0   

 7- کاربرد  کمانک ( ) در لغت نامه ی دهخدا  چیست ؟                                                                                                                    5/0

 8- دو بخش از بخش های سه گانه ی فرهنگ فارسی معین را نام ببرید  .                                                                                           5/0

 9- دو ویژگی مقاله را بنویسید .                                                                                                                                                  5/0

10- تفاوت مقاله های پژوهشی و تحلیلی را بنویسید .                                                                                                                    5/0

 11- اگر بخواهید گزارشی از گردش در اطراف رودخانه ای بنویسید :                                                                                                  75/0

   الف ) گردآوری اطّلاعات از چه راهی صورت می گیرد ؟

    ب ) یک طرح برای آن بنویسید .

 

       املا و بیاموزیم ( 3 نمره )

  1- کدام یک از کلمات مقابل نیازی به (      ) ندارد :   الان ـ خوش اواز ـ سردابه ـ منابع و ماخذ                                                                  25/0  

  2- کدام گروه از گروه های مقابل « دو املایی » نیست ؟  ارّابه و عرّابه  ـ قدر و غدر ـ زغال و ذغال ـ حوله و هوله                                            25/0

  3- در کدام یک از جفت واژه های مقابل تفاوت معنایی دیده می شود ؟  پیرامن و پیرامون ـ هماره و همواره ـ آباد و آبادی ـ جارو و جاروب .            25/0

  4- دراملا  چه هنگام می توانیم از ( ص ) به جای « صلی الله علیه و آله » استفاده کنیم ؟                                                                        25/0

  5-  هر کدام از گروه کلمات را که نادرست است تصحیح کنید .                                                                                                              5/0

    وقاهت و بی شرمی (                 ) مائده های زمینی (                 ) صواب و مصلحت (                    ) حرض و دعا (                 )

  6- حرف اضافه ی مخصوص مصدر های مقابل را بنویسید .   گُنجیدن (             ) شوریدن (                )                                                      5/0

  7- جمله ای بنویسید که در آن « واو استبعاد » به کار رفته باشد .                                                                                                        5/0

  8- جمله ی مقابل را به گونه ای باز نویسی کنید که « کژتابی » نداشته باشد .  دو ماشین کهنه و نو تصادف کردند .                                       5/0

                                                                                                                                      

                                                                                                                  
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

 

 

       زبان شناسی 4 نمره    

 

1- علّت اختراع خط چیست ؟     25/0

2- چگونه مي توانيم ثابت كنيم كه كرو لال ها از توانش زباني برخوردارند ؟        5/0

3- كر ولال ها به جاي استفاده از نمود ................ زبان از نمود .......................... استفاده مي كنند .   5/0

4- چرا گوناگونی لهجه ها به یگانگی زبان آسیب نمی رساند ؟  5/0

5- به عقیده ی زبان شناسان خطا و اشتباه در « زبان » رخ می دهد یا در « گفتار » ؟ این خطا ناشی از چیست ؟ 5/0

6- یک دلیل ذکر کنید که چرا می گوییم « خط و نوشتار هیچ بخشی از بخش های اصلی زبان را تشکیل نمی دهد . »5/0

7- راز اصلی ِنیاز ما به آموختن خط چیست ؟    5/0

8- دلیل این که جملات را هنگام نوشتن در ذهن خود تکرار می کنیم چیست ؟   75/0

 


    دستور زبان  8 نمره

1- در جمله ی مقابل « مفعول » را مشخّص نمایید :   دانشجویان به این درس علاقه دارند . (           )  25/0

2- به جمله ی مقابل یک « متمّم قیدی » اضافه کنید : اسب هاي وحشي شتابان مي دويدند .   25/0

3- جاهای خالی را در جمله ی مقابل کامل کنید :        همه ي اهالي محل  اين مرد را دكتر صدا مي زنند    5/0 

                                                                               نهاد               ...............    ........      فعل

4- جمله ی مقابل را مجهول کنید  : مدير دانش آموزان دبيرستان را خواهد شناخت .    5/0

5- افعال مقابل را « منفی » کنید : مي خوردند (             )   فرورفته بود  (                          )    5/0

6- « ساختمان فعل » را در جمله های زیر مشخّص کنید .          5/0

   او هرگز از گناهان آن ها چشم نخواهد پوشید .(         ) خورشید یک ساعت قبل از پشت کوه درآمده است . (     )

7- در افعال مقابل « فعل کمکی » را مشخّص کنید : داشتم مي كاشتم (       ) نوشته است (             )   5/0

8- نهاد جمله ی مقابل را مفعول قرار دهید : همه ي درختان از ريشه كنده شده بودند .   5/0

9- فعل « شكستند » را در یک جمله به صورت « ناگذر » و در جمله ای دیگر به صورت « گذرا » بنویسید .   5/0

10-  دلیل مطابقت یا عدم مطابقت نهاد با شناسه را در جمله های زیر ذکر کنید .     1

          الف ـ گل ها به روي مسافران لبخند مي زد .

           ب ـ ملّت آماده ي مبارزه شده بود .

   11- با توجّه به جمله ی مقابل « ویژگی های فعل » را بنویسید : تمام نامه ها را فردا صبح مي فرستم .    1      

 زمان و نوع آن (             ) معلوم و مجهول (             ) وجه (               ) کاربرد (                )

 12- از فعل « برگشته است » با حفظ شخص صورت های خواسته شده را بنویسید . 1

    ماضی مستمر (         ) مضارع التزامی (      ) بن مضارع (     ) مصدر مرخّم (               )

 

 13- نمودار درختی جمله ی مقابل را  رسم کنید .   « مرد خيّر تمام فقرا را لباس مي پوشاند .»   1

 

 

نگارش ( 5 نمره )

1- زبان « نامه های اداری » چگونه است ؟        25/0

2- دو « فهرست » نام ببريد.    5/0

3- در چه صورت ، در روش تحقیقِِ « پرس و جو » از پرسش نامه استفاده می کنیم ؟    5/0

4- « طرز بیان » « گونه ی زبان » و « قالب » نوشته ی زیر را مشخّص کنید  .  75/0               

    ـ به به واقعاً چه وصلت فرخنده ای ! تبریک عرض می کنم ، به قول شاعر : باز این چه شورش است

     که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است . سرم را بیخ گوشش گذاشتم

    آهسته گفتم : فتح الله خان دستم به دامنت ، مواظب حرفهایت باش ، آبروی ما را نریز جای این شعر

    این جا نبود.        

      طرز بیان (              )  گونه ی زبان (                   )  قالب (                         )       

5- براي نوشته یفوق يك نام مناسب انتخاب كنيد و به طور دلخواه براي آن پاياني بنويسيد .        1 

 

 

6- دو فایده ی « طرح نوشته » را بنویسید .       1

 7- جمله های زیر را « ویرایش ساختاری » کنید . 1

   ـ سربازان به رهبریّت فرمانده ی خود به روی دشمن آتش گشودند .

   ـ رفتن و برگشتن از نمايشگاه مدّتي زياد طول نكشيد .

املا و بیاموزیم ( 3 نمره )

1-  دست نوشته هايي راكه شبيه خطّ چاپي ِكتاب است ................. مي گويند و آن هايي را كه به خطّ نستعليق

     ريز شبيه اند ............ مي نامند .     5/0

2- اگر کلمه ای اشتباه است درست آن را بنویسید .    5/0

    جزعیّات طرح (         )  قدغن و ممنوع (          ) محتاط و مآل اندیش (        ) عمارت و فرمانروایی (           )

3- تفاوت تشدید میانی و تشدید پایانی را بنویسید .     5/0

4- کدام واژه ها به « مد »  نیاز دارند ؟   بسامد  ـ  پیشامد  ـ  منابع و ماخذ  ـ دلارام  ـ خوش اواز  ـ  همایش  .  5/0

5- اشکالات جمله های زیر را برطرف کنید .  1

    الف ـ يكي از گرامي ترين شب هاي مسلمانان شب ليله القدر است  .

    ب ـ اين نامه توسط استاد مُهر شده بود .

    ج ـ بسياري از افراد در نوشتن املاء با مشكل روبه رو هستند .

    د ـ به چه دليل احساس خود بزرگ بيني مي كند ؟                                                                                                                                                                             

 

1

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

طرح درس نمونه

عنوان کتاب : ادبیات فارسی (2)

موضوع درس: جلوه ها ی هنر دراصفهان

اهداف کلی :

الف- آشنایی با نمونه از آثارهنری ایران

ب- آشنایی با تفکر معماران اسلامی

اهداف جزیی :

الف- دانش آموزان با اصفهان به عنوان یکی از قطب های هنر معماری ایران آشنا شود .

ب- دانش آموزان با اصفهان ونمونه ای از بناهای تاریخی آن آشنا شود .

ج- دانش آموزان به اهمیت اسلامی درایران پی ببرد .

د- دانش آموزان با نمونه ای از کتاب صفیر سیمرغ آشنا شود .

ه- دانش آموزان با معنی لغات واصطلاحات تازه ی درس جدید آشنا شود

و- دانش آموزان با دکتر محمد علی اسلامی ندوشن ونمونه ای از آثاراو آشنا شو د .

اهداف رفتاری :

پس از پایان آموزش ، از دانش آموزان انتظار می رود با توجه به محتوای کتاب ادبیات 2 و مطالب مطرح شده در کلاس در س بتواند :

الف- دانش آموزان ارتباط اصفهان  را باهنر اسلامی توضیح دهد             ( در ک فهم )

ب- چند نمونه ا ز بناهای اصفهان را نام ببرید                          (دانش )

ج- دانش آموزان خود را به جای هنر اسلامی قرارهد و احساسش رابیان کند .   ( ترکیب )

د – دانش آموزان بتواند نگرش خود را نسبت به هنر اسلامی بیان کند               ( ارزشیابی وارزش گذاری )

ه- هنر اسلامی را تو ضیح دهد وفرق آن راباسایر هنر هابیان کند .                  ( درک وفهم )

و- انواع نثر راتوضیح دهد .                                                                  ( درک وفهم )

ز- نثر کتاب صفیر سیمرغ را تحلیل کند                                                    (تجزیه وتحلیل )

ح : لغات واصلاحات جدید در س را بیان کند                                              ( دانش)

ط- درباره دکتر محمد علی اسلامی ندوشن توضیح دهد .                                ( درک و فهم )

ی- دانش آموزان خود را به جا ی دکتر محمد اسلامی ندوشن قرار دهدو هنر اسلامی را توصیف کند ( ترکیب )

رفتارورودی :

الف – دانش آموزان هنر را بشناسد .

ب- دانش آموزان نیاز روحی نمازگزار را به یک مکان معنوی بداند

ج- دانش آموزان درمورد عوامل عروج روحی اطلاعاتی داشته باشد .

د- دانش آموزان با مسائل گوناگون فرهنگی وهنری و پیوستگی آن ها با ادبیات آشنایی داشته باشد

ه-دانش آموزان با ارزش های دینی ،ملی ، فرهنگی و هنری ایران آشنا باشد

و- دانش آموزان با تفکرات و آثار دکتر اسلامی ندوشن آشنا با شد

ز- دانش آموزان عوامل گیرایی هنر ها ی اسلامی را بداند .

ارزشیابی تشخیصی :

الف – دانش آموزان چند مکان مذهبی را د ر اصفهان نا م ببرد

ب- دانش آموزان چند هنر اسلامی را می تواند درمساجد نام ببرد

ج- آیا دانش آموزان می تواند فرهنگ  اسلامی را توضیح دهد ؟

د- عروجی روحی چیست؟

ه- آیا نیازهای روحی و جسمی را می تواند توضیح دهد ؟

و- دانش آموزان چه اطلاعاتی درمورد نثر فارسی دارد؟

ز- دانش آموزان چندنفر از نویسندگان معاصر را می شناسد ؟

طراحی هندسی کلاس :

دانش آموزان پس از گروه بندی ( با توجه به امکانات کلاسی ) اگر صندلی باشد به شکل هندسی U  طراحی می شود و اگر میز ونیمکت باشدبه شکل آزمایشگاهی

گروه های یادگیری درکلاس :

·        گروه ها ی یادگیری با استفاده از کارت های رنگی ،به شکل تصادفی به گروه های نا همگن تقسیم شو د

·        تعداد افراد هر گروه بستگی به تعداد دانش آموزان داردمثلا 3، 4 یا 5نفره .

رسانه ها ی آموزشی :

معلم – کتاب – ادبیات – تخته – گچ – تابلو پاک کن – نوار – ضبط صوت – تصویر – نقشه جغرافیا یی – روزنامه دیواری – چارپ –نقاب –طراحی – کتابچه ( دست ساخته خود معلم ) محیط تعاملی – تابلو معلم ساخته سوالات ازقبل طراحی شده .

انتخاب روش :

·        روش فعال با رویکرد همیاری

·        روش بدیعه پرداز ی جهت شکوفا کردن قوه خلاقیت دردانش آموزان وایجادفرصت تفکر

·        روش کارآیی تیم جهت همکاری دانش آموزان وایجادفرصت برای تفکر و مشورت

·        روش پرسش و پا سخ

·        روش نمایشی

·        روش مباحثه

·        روش ایفای نقش

·        روش توضیحی

فر آیند یاددهی – یاد گیری

 

فعالیت های مربوط به معلم

فعالیت های مربوط به دانش آموزان

  • شروع کلاس بانام و یاد خدا سبحان
  • سلام واحوال پرسی
  • توجه به نکات اخلاقی وارزشهای اسلامی
  • حضور وغیاب دانش آموزان و بررسی علل غیبت
  • دقت درحالات روحی وروانی دانش آموزا ن وبررسی محیط کلاس
  • گروه بندی دانش آموزان به گروه های نا همگن و طراحی گروه ها به شکل هندسی U  ونام گذاری گروه های به گل هایی که بادرس و حالات روحی ارتباط دارد .
  • پاسخ دانش آموزان و سلام متقابل آن ها
  • توجه نمودن دانش آموزان
  • پاسخ دانش آموزان
  • گفتن مشکلات احتمالی از سوی دانش آموزان
  • همکاری فعالانه دانش آموزان

اجرای ارزشیابی ورودی

جهت تعیین اولین گام آموزشی ، چند سوال درارتباط با « پیش نیاز درس » از گروه هاپرسیده می شود و جهت آمادگی روحی چند سوال هم درارتباط با درس جدید پرسیده

می شود:

  • ارائه چند عکس واسلاید از مکان های مذهبی و توضیح در مورد هنر های به کار رفته د رآ ن ها
  • آشنا نمودن دانش آموزان با جلوه های فرهنگ و هنر فارسی
  • دادن توضیحاتی درباره تنوع جوامع اسلامی و جلوه های هنر اسلامی
  • پاسخ دادن دانش آموزان به سوالات معلم
  • توجه دانش آموزان به عکس ها واسلایدها
  • شرکت فعالانه دانش آموزان
  • همکاری فعالانه معلم و شرکت در پرسش و پا سخ
  • لغات واصطاحات جدید درس را باکمک معلم با استفاده از تا بلو های معلم ساخته بیان می کنند .

 

 

 

انجام ارزشیابی پایانی

انجام ارزشیابی پایانی توسط دانش آموزان

  • سوالات کتبی به دانش آموزان داده شودتا به شکل گروهی پاسخ دهند .
  • بررسی ارزشیابی پایانی توسط معلم ، اگروقت بود درکلاس و گرنه درمنزل بررسی شود .
  • رفع اشکال دانش آموزان
  • معرفی چند کتاب از نثر نویسان معاصر
  • دادن تکالیف تحقیقی و پژوهشی د رارتباط با هنر و معماری اسلامی
  • پاسخ دانش آموزان پس از فعالیت وبحث گروهی
  • ورق زدن کتاب ها توسط دانش آموزان وآ شنایی هر چه بیشتر آنان با این آثار
  • موظف شدن دانش آموزان جهت انجام آن تکالیف

 ارزشیابی پایانی

·        ویژگی تحقیقاتی دکتر اسلامی ندوشن چگونه است ؟

·        معماری اسلامی چه تاثیری بر وروح وروا ن نماز گزار دارد ؟

·        کدا م کتاب دکتر اسلامی ندوشن حاصل سفرها ی ایشان است ؟

·        چگونه یک کاشی می تواند بیانگر روح ایران باشد ؟

·        آیا معماری اسلامی بر تاثیر هنر خویش درنماز گزار واقف بوده اند ؟

·        و یژگی های نثر ساده چیست ؟

·        ممال یعنی چه ؟

·        اسلیمی ممال چه کلمه ای است ؟

فعالیت های تکمیلی

دانش آموزان :

·        درباره ویژگی های معماری اسلامی تحقیق کنند وآن  را درقالب یک مقاله تحقیقی به کلاس بیاورند .

·        دانش آموزان فهرستی از هنرهای اسلامی تهیه نما یند ودرباره ی هر کدام پژوهش کنند .

·        دانش آموزان درباره ی زندگی و آثاردکتر محمد علی اسلامی ندوشن پژوهش کنند وآن را در قالب مقاله یا روزنامه ی دیواری به کلاس بیا ورند .

 

****************************************************

 

شماره :

تاریخ :

نام درس :

ادبیات فارسی (2)

موضوع درس : جلوه ها ی هنر در اصقهان

هدف کلی درس : آشنایی با نثر معاصر وفرهنگ و هنر درایران

مدت جلسه :

طراح :گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه استان اصفهان

عناوین فرعی یا رئوس مطالب

هدف ها ی جزیی

هدف های رفتاری

حیطه و سطح

الف : لغایت ، مفاهیم و اصطلاحات تازه درس

 

 

ب: نثر دردوره معاصر

 

 

 

ج : نثر نویسان معاصر

 

 

 

د: علت واهمیت فرهنگ هنر اسلامی – ایرانی

1- دانش آموزان با معنی واصطلاحات تازه ی جدید آشنا شود.

2- دانش آموزان معنی لغات واصطلاحات را بفهمد .

3- دانش آموزان طریقه جمله بندی ، حذف فعل به قرینه و برخی جمله ها را که به طریقه محاوره ساخته شده اند تشخیص دهد

4- دانش آموزان حذف فعل به قرینه غیر از آنچه درمتن درس آمده است پی ببرد .

5- دانش آموزان با نثر نویسان معاصر آشنا شوند

6- دانش آموز با دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن و نمونه ای از آثارا و آشنا شود

7- دانش آموزان به اهمیت نثر فارسی وتحویل آن پی ببر د

پس از پایان آموزش از دانش آموزان انتظار می رود با توجه به محتوای درس و مطالب مطرح شده بتواند :

1- درس روان بخواند.

2- لغایت و اصطلاحات جدید درس رابیان کند .

3- جمله های دشواردرس رامعنی کند

4- دوتن ازنثر نویسان معاصر رانام ببرید .

5- دانش آموزان خود به جای دکتر ندوشن جلوه های هنر دراصفهان را توصیف کند .

6- نثر ساده راتوضیح دهد وفرق آن را با سایر نثر ها بیان کند

7- درباره دکتر اسلامی ندوشن و ویژگی های شخصی او دو دقیقه صحبت کند

8- درس را بدون غلط بخواند

9- اهمیت نثر فارسی را در نیم صحقه بنویسید

10- درباره جاودانگی فرهنگ وهنر اسلامی با ذکر دلیل توضیح دهد

11- خود رابه جای نثر فارسی قرار دهد و احساسش را بیان کند.

12- قضاوت و نظر خود را نسبت به نثر فارسی بیان کند

 

 

 

 

شناختی – کاربردی – شناختی – دانش

 

 

شناختی – درک و فهم

 

شناختی – دانش

 

شناختی – ترکیب

 

 

 

شناختی – درک فهم

 

 

شناختی – درک فهم

 

 

 

شناختی – دانش

 

شناختی – ترکیب

 

شناختی – تجزیه وتحلیل

 

 

شناختی – ترکیب

 

 

شناختی – ارزشیابی

 

 

 

 

رسانه ها و وسایل آموزشی مود نیاز

ارزشیابی پایانی

فعالیت ها ی تکمیلی

معلم – کتاب ادبیات (2) کتاب ها ی معرفی شده غیر درسی – تخته سیاه – گچ – تخته پاک کن – نوار- ضبط صوت – تصویر – روزنامه ی دیواری – چار ت  کتابخانه ی دست ساخت خود معلم – تابلوی معلم ساخته – سوال ها ی ازقبل طراحی شده

به صورت کتبی یا شفاهی انجام خواهد شد :

1- لغایت و اصطلاحات جدید درس رابنویسید

2- جمله های وارد شده را معنی کنید

3- حذف هارا درجمله های داده شده بنویسید

4- نثر ساده را توضیح دهید وفرق آن را با سایر نثر ها بنویسید

5- سیر تحویل نثر فارسی را با ذکر دلیل در یک بند توضیح دهید

یکی از منابع معرفی شده مانند :

آزادی وتربیت ، روزها ، گیله مرد را مطالعه کنید و خلاصه مطالعات خود رادردو صحفه بنویسید و برای جلسه ی آینده به کلاس بیاورید .

 

 

پیش بینی

رفتار ورودی

ارزشیابی

تسخیصی

فعالیت های آموزشی

روش  یا روش ها ی تدریس

فعالیت معلم ( تدریس )

فعالیت دانش آموزان ( تجارب و یادگیری )

دانش آموزان باید مفهوم نثر قدیم و معاصر را بداند

1- سادگی و روانی در نثررا درچند جمله توضیح دهید .

2- نثر قدیم و معاصر را با ذکر مثال باهم مقایسه کنید

3- آیا نثر دکتر اسلامی ندوشن قدیم است یا معاصر ؟ چرا ؟ دردو سط بنویسید .

  • شروع کلاس ، نام ویادخداوند،سلام واحوالپرسی از دانش آموزان
  • حضور و غیاب و بررسی  علل غیبت ودقت درحالات روحی و روانی دانش آموزان وبررسی محیط کلاس
  • اجرای ارزشیابی تشخیص برای سنجش رفتارورودی
  • گروه بندی دانش آموزان
  • پخش نوار ویدوئی مستند جهت آمادگی فرا گیری دردانش آموزان
  • توضیح درزمینه زبان فارسی و خلاصه ای از روند وتحویل زبان
  • ارائه تمرین درزمینه لغات واصلاحات جدید
  • هدایت دانش آموزان برای بررسی ونشان دادن ویژگی ها ی نثر معاصر با استفاده از روش کار آیی تیم
  • هدایت دانش آموزان برای بررسی و نشان دادن ویژگی های نثر معاصر با استفاده ازروشهای کار آیی تیم
  • هدایت دانش آموزان جهت نقد وبررسی مطالب مطرح شده د ر کلاس
  • هدایت دانش آموزان برای ایفا ی نقش به جای زبان فارسی
  • هدایت دانش آموزان برای روشن سازی طرز تلقی خود با استفاده از روش اعضای تیم
  • دادن امتیاز به فعالیت های دانش آموزان
  • جمع بندی مطالب مطرح شده درکلاس معرفی چند کتاب به نثر معاصر
  • دادن تکالیف تحقیقی درزمینه ی نثر معاصر
  • توضیح دادن درزمینه ی  شخصیت دکتر اسلامی ندوشن
  • توجه کردن و پاسخ دادن و سلام واحوا لپرسی معلم
  • توضیح علل غیبت و مشکلات دانش آموزان غایب
  • توجه کردن به عکس هاواسلایدها و احیا نا فیلم های مستند
  • پاسخ دادن به سوال ها ی معلم
  • همکاری واظهارنظر فعالانه درکلاس 
  • مطالعه ی دقیق نثر ودرک معنی و مفهوم آن
  • بحث مذاکره با اعضای گروه درزمینه مطالب مطرح شده
  • اظهار نظر و قضاوت د رزمینه ی مسائل مطرح شده
  • انجام تمرین های ارائه شده درزمینه ی لغات ومفاهیم
  • تفکر ، خلاقیت ، استفاده از روش بدیعه پردازی
  • تفکر انتقادی و قضاوت درفر آیند بحث گروهی
  • ایفای نقش به جای زبان فارسی
  • نقدو بررسی  نقش های ایفا شده و قضاوت درمورد آن
  • بیان مواضع و طرز تلقی خود با استفاده از روش اعضای تیم
  • اصلاح مواضع و طرز تلقی خود با استفاده از روش  اعضای تیم
  • اصلاح مواضع خود یا انتخاب گزینه ی نگرشی نهایی با توجه به بحث کلاس بر اساس دلایل روشن
  • خلاصه کردن درس
  • مطالعه کتاب ها ی غیر درسی درزمینه نثر قدیم و معاصر
  • مطالعه آثارمعرفی شده درزمینه نثر معاصر
  • توجه کردن به شخصیت دکتر اسلامی ندوشن و مطالعه نثر ایشان
  • روش فعال با رویکرد همیاری
  • روش بدیعه پردازی جهت ایجاد فرصت خلاقیت و دانش آموزان
  • روش کارآیی تیم جهت همکاری دانش آموزان و ایجادفرصت برای تفکر و مشورت
  • روش  روشن سازی طرز تلقی برای رسیدن به اهداف نگرشی
  • روش مباحثه روش ایفای نقش
  • روش توضیحی

 

 

رسانه ها ووسایل آموزشی مورد نیاز

ارزشیابی پایانی

فعالیت های تکمیلی

معلم – کتاب ادبیات (2) – کتاب های معرفی شده غیر درسی – تخته سیاه – گچ – تخته پاک کن – نوار مستند – ویدئو – عکس –اسلاید – روزنامه ی دیواری – چارت کتابخانه دست ساخته ی خود معلم – تابلو معلم ساخته – سوال های از قبل طراحی شده

به صور ت کتبی یا شفاهی انجام خواهد شد .

1- لغایت و اصطلاحا ت جدید درو س را بنویسید

2- عبارات داده شده را باز گردانی کنید

3- کنایه ها وتشبیه ها ی موجو د در نثر را بنویسید

4- تفاوت نثر معاصر را با نثر قدیم در دو سطر بنویسید

روند نثر معاصر را باذکر دلایل در یک بند توضیح دهید .

یکی از منابع معرفی شده ی زیر را مطالعه کنید و خلاصه ی مطالعات خود را دریک صحفه بنویسید و برای جلسه ی آینده به کلاس بیاورید

  • آشنایی با شهر تاریخی اصفهان ا زلطف ا... هنر فر
  • اصقهان تصویر بهشت از استر لین هاتری

 

 

*****************************************************

 

طرح درس : شماره ی 2

عنوان کتاب : ادبیات فارسی (2)

موضوع در س : جلوه های هنر در اصفهان

 

هدف کلی

آشنایی با هنر ها ی معمار ی وویژگی های معنوی و تاثیری آن بر روح و روان بیننده

 

اهداف جزیی درقالب رفتاری

پس از پایان تدریس از فرا گیر انتظار داریم که :

1- تفاوت عمده ی معماری اصیل واسلامی را با معماری معاصر بیان کند

2- برخی از واژه هاوعبارتهای وترکیبات مهم درس هم چون : مجرد ، شمسه ، مقرنس ، غرفه ، گوشواره ، زاویه و ... « بهار منجمد ورمز آلود» و « نا پیدا کردن در محدوه ی جای گیری ولانه ای برای نامحدود جسته شود » را به درستی معنی کند .

3- بتواند متن در س را به روشنی موثر والقایی وبدون غلط بخواند

4-  با دکترمحمد اسلامی ندوشن آشنا شود و آثار ایشان را نام ببرد

5- محتوای در س را در سه سطر سطح خلاصه نماید ، ویژگی کتاب را مشخص کند

گزینش محتوا (رئوس مطالب )

1- تبیین ساختار معماری اسلامی

2- تبیین هنر درعروج روح

3- معرفی دکتر محد اسلامی ندوشن به عنوان یکی ازنویسندگان و متفکران معاصر

4- آموزش پاره ای از واژه ها و ترکیبات و عبارات دشوار متن

5- تقویت باورهای دانش آموزان در تاثیر هنر خاصه هنر اسلامی در ایجاد معنویت و تعالی روح به ویژه در مکان های مذهبی مثل مساجد .

6- آشنایی با آثار نویسندگان دیگر در زمینه های معماری اسلامی

روش تدریس

با استفاده از «‌الگوی تفکر انتقادی » و روش« تفکر استقرای» به طراحی کارول هملبرگ که برمبنای ی« پرسش و پاسخ» انجام می گیرد

رسانه های آموزشی

علاوه بر تخته سیاه و گچ ، کتاب هایی  نظیر : صفیر سیمرغ ، آواها و ایماها ، عکس ، مجموعه های آلبوم ، فیلم ها ی مستند در زمینه ی معماری اصفهان

قبل از شروع در س

سلام و احوالپرسی ، دقت در وضع جسمی و روحی ، حضور وغیاب و بررسی تکالیف

3 دقیقه

 

 

هدف کلی

فعالیت معلم

فعالیت دانش آموزان

زمان

ارزشیابی تشخیصی ( آزمون  رفتاری ورودی )

درس « تربیت انسانی و سنت ملی ما را از چند نفر می پر سم با سوالاتی نظیر

1- ویژگی نثر کتاب چگونه است ؟

2- منظور از بیت زیر چیست ؟

نبیند مرا زنده با بند کس

که روشن روانم بر این است وبس

3- بیت زیر چه چیز را می خواهد بگوید ؟

دانش و آزادگی و دین و مروت

این همه را بنده ی دوم نتوان کرد

4- کتا ب « آزادی و تربیت ‌»از کیست ؟

دانش آموزان پاسخ می دهند و با پاسخ هایشان ارزشیابی شده و نمره می گیرند

 

 

 

 

 

 

 

5 دقیقه

آماده سازی وایجاد انگیزه

از آنجایی که بر مبنای الگوی تفکر انتقادی دانش آموزان را به طور عمودی دچار نوعی عدم تعادل کرده و در نتیجه فر آیند فکری او را نسبت به موضوع تعویض یا اصلاح می نمایم و با نشان دادن تصاویری از معماری سنتی و بناهای اصیل اسلامی ویا با طرح سوالاتی مثل :

  • معماری اسلامی چیست ؟
  • معماری اسلامی و معنویت چه ارتباطی باهم دارند ؟
  • به کار گیری معماری و هنر اسلامی درمساجد چه امتیازی دارد ؟

آنها را به بحث و چا لش می کشانیم و باهدایت پاسخ ها ودلایل منطقی  ، آنها را به سوی درس  هدایت می کنم .

طبعا دانش آموزان پاسخ های متفاوتی ارائه می دهند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5 دقیقه

ارائه در س جدید

بانام خدای جهان آفرین درس را آغاز می نمایم و ابتدا مختصری از فرهنگ اسلامی و معماری سنتی وهنر اسلامی ومعمار ی سنتی  می پردازیم آن گاه دکتر محمد علی اسلامی ندوشن را معرفی می کنم

در ادامه به مقایسه معماری  سنتی و معماری معاصر پرداخته هم چنین به برداشت های مختلف دانش آموزان گوش می دهم وسپس با جمع بندی مطالب به هدف درس که همان ارتباط معماری اسلامی وعروج روح نماز گزار است نزدیک می شوم آن گاه از دانش آموزان م خواهم به روش روخوانی درمورد پاره ا ی از واژه ها وترکیبات وعبارات توضیح کافی می دهم

در پایان منابعی را که بتوان دراین مورد از آنها بهره گرفت معرفی نموده و به سوالات احتمالی دانش آموزان پاسخ می دهم

پاسخ های آنان را به دقت گوش داده و به اصطلاح پاسخ ها و برداشت های

نا صواب می پردازیم

 

 

 

 

 

 

 

10دقیقه

 

 

هدف کلی

فعالیت معلم

فعالیت دانش آموزان

زمان

جمع بندی (نتیجه گیری )

از مباحث یاد شده این نتیجه را می توان بر شمرد :

1- معماری اسلامی درروح و روان نماز گزار وعروج روح تا ثیر دارد

2- اصفهان درداشتن بناهای اصیل با هنر معماری اسلامی بسیا رغنی است .

3- مسجد جلوه گاه هنر های اسلامی وغنایی فرهنگی ما در آمیختگی با فرهنگ اسلامی است .

2 دقیقه

ارزشیابی پایانی درس

1- منظو رنویسنده از ترکیب ریا ضی وار مجرد ونا پیدا کرد ن و عروج چیست ؟

2- معماری اسلامی چه ارتباطی با روح نماز گزار دراد ؟

برداشت  کلی ازدرس را بیان کنید .

با دقت در پاسخ های دانش آموزان نقاط ضعف وقوت آن ها را درمی یابیم

2 دقیقه

تعیین تکلیف

دانش آموزان می خواهم که در جلسه ی آینده ضمن قرائت درس به پرسش های کتاب پاسخ دهنده و از کتاب های معرفی شده مقالی تهیه کنند یکی از دانش آموزان مطلبی درمورد فرهنگ وهنر اسلامی در کلاس بخواند ودانش آموزان دیگر چند عکس ازمعماری اسلامی در کلاس بیاورند .

1 دقیقه

فرصت سوال یادداشت موارد پیش بینی نشده

در این قسمت به معرفی منابع پرداخته وبه مواردی که احیا نا نا گفته مانده پاسخ می دهم  ضمنا به سوالات امتحانی دانش آموزان جواب متناسب می دهم .

2 دقیقه

 

گروه آموزشی ادبیات فارسی دوره ی متوسطه اس
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

    

 

الف ) معنا و مفهوم شعر و نثر ( 6 نمره )

   1- وي نيك از جاي بشد .                                                                                       

  2 - رستم كسي است كه « كفي راد دارد دلي پُر زداد »                                                                                                            

  3 - مجنون براي دنيا بي ضررتره تا جاني 5/0.                                                                                                                         

  4 - از گزند داس دروگر وقت هيچ روينده را زنهار نيست 5/0.                                                                                                     

  5 - همان دسته بشكست گرز گران            فرو ماند از كار دست سران                                                                                     

  6 - دريادلان راه سفر در پيش دارند        پا در ركاب راهوار خويش دارند                                                                                  

  7 - خود گنبد چنگي به دل نمي زد . لُخت و آجري با گُله به گُله سوراخ هايي براي كفترها .                                                            

  8 - تا اين عارضه افتاده بود ، بونصر نامه هاي رسيده را به خطّ خويش نكت بيرون مي آورد .                                                             

  9 - عاكفان كعبه ي جلالش به تقصير عبادت معترف كه : ما عَبَدناكَ حَقّ عِبادتِك .                                                                      

 


  ب ) با توجّه به متن ، معناي لغات مشخّص شده را بنويسيد.  ( هر مورد 25/0 نمره )                                                                     2

  1- شب طرّه ي پرچم سياهت   (        )    6- طيّ دو سه لمحه همه چيز را به خاكستر تبديل كرد . (     )

  2- خم آورد بالاي سرو سهي (            )     7- فرض است فرمان بردن از حكم جلودار (                     )

  3- روي تپّه ي شهيد برهاني عمل كرديم . (        ) 8- پيكان كه آنان را ايستانيده بودند . (                 )

  4- اَنَس با شمشيرِ آخته به سوي ميدان نبرد مي رفت . (                        )

  5- اصلان داشت مال بند ها را محكم مي كرد . (                             )

  پ ) درك مطلب ( 4 نمره )

   1- درشعر « كاريز خوش دارد خيال كند / كه رودها / تنها براي اين هستند / كه به او آب برسانند » « كاريز» نماد چه انسان هايي است ؟         5/0

   2- در عبارت مقابل منظور از كلمات مشخّص شده چيست ؟ شب دو صف از ياكريم / بال به بال نسيم / از لب ديوار دلت پَر كشيد .             5/0

   3- در مصراع « بايد به مژگان رُفت گرد از طور سينين » شاعر، كدام ويژگي را براي « طور سينين » در نظر گرفته است ؟                            5/0

   4- « بر من پوشيده است كه آن غزوها بر طريق سنّت مصطفا هست يا نه . من اين [ زر ] نپذيرم و در عهده ي اين نشوم .»  چرا گوينده طلاها را قبول نكرد ؟        5/0

 

   5- « با حكم اعدام ديگر سرافرازمان مي فرمايند . گرچه اين پير ، برحق ، دلِ كسبِ اين منصب را دارد . » منظور از « اين منصب » چيست ؟   5/0

 

   6- با توجه به مصراع « مرا نام بايد كه تن مرگ راست » چرا رستم در پي حفظ شهرت و آبروست ؟   5/0

   7- مصراع « همه دل پر از باد و لب پر زپند » بيانگر چه حالتي است ؟         5/0

 

   8- بيت « اي طاق نهم رواق بالا     بشكسته ز گوشه ي كلاهت  » كدام ويژگي پيامبر اسلام را توصيف مي كند ؟       5/0

 

 


  ت ) خود آزمايي ( 4 نمره )

   1- نثر كتاب « گلستان » جزء كدام نوع نثر است يك دليل ذكر كنيد .       5/0

   2- به نظر « اسلامي ندوشن » اختلاف رستم و اسفنديار در چيست ؟    5/0

   3- دو نوع « زاويه ي ديد » در داستان را نام ببريد .     5/0

   4- داستان « گاو » اثر غلامحسين ساعدي داراي چه پيامي است ؟ ( يك مورد )   5/0

   5- عنوان داستان « گل دسته ها و فلك » چه ايهامي دارد ؟         5/0

   6- هدف « بيهقي » از آوردن حكايت ها در خلال داستان چيست ؟       5/0

   7- خوان اوّل و هفتم رستم را به ترتيب نام ببريد .          5/0

   8- چرا ولادت را از گوهر نور مي دانند ؟ ( يك دليل كافي است )           5/0

 

  ث ) دانش هاي ادبي ( 3 نمره )

   1- نام نويسندگان آثار مقابل را بنويسيد :   چفته (          ) برزيگران دشت خون (                )    5/0

   2- در بيت « جانان من برخيز برجولان برانيم        زان جا به جولان تا خط لبنان برانيم  » كدام آرايه ي ادبي به كار رفته است ؟ مشخّص کنيد .     5/0

   3- كار نقد لغوي چيست ؟        5/0

   4- دو ويژگي نثر جلال آل احمد را بنويسيد .       5/0

   5- دو نمونه از مشهورترين رمان هاي فارسي را نام ببريد .      5/0

   6- محمد غفاري مشهور به ................است كه يك اثر او ........................ نام دارد .     5/0

 


  ج ) شعر حفظي ( 1 نمره )

   1- بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران        ...................................................       5/0

   2- اين همه ................ كز سخنم مي ريزد        اجر صبري است كزان ............. دادند .  5/0

                                                                                                                                         

 

 

 

1

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

بسمه تعالي

نام ونام خانوادگي :

نام پدر:

رشته :

مركز پيش دانشگاهي نمونه دولتي سلامتيان

اداره آموزش وپرورش ناحيه پنج اصفهان

تاريخ آزمون :     

مدت آزمون :

نام دبير:

رديف

اللهم صل علي محمد وآل محمد

بارم

 

الف: خودآزمايي (8 نمره)

 

1

در بيت «ني حديث راه پرخون مي كند      قصه هاي عشق مجنون مي كند» منظور از «راه پرخون» چيست؟

5/0

2

مفهوم كنايي مصراع «سپرديد دلها به گفتار اوي » چيست ؟

5/0

3

غنا در لغت به معني .................................. است ومعادل اروپايي آن ............................ است .

5/0

4

در مقايسه متن زير با نوشته هاي امروزي دو تفاوت در جمله بندي را مشخص كنيد.

«سياهي ديدم مغلول ومسلسل بر درخيمه افكنده اندر آفتاب»

5/0

5

در مصراع دوم بيت زير اعتقاد به چه مطلبي مطرح شده است؟

«سياوش بدو گفت انده مدار              كزين سان بود گردش روزگار»

5/0

6

در بيت «بگفت آسوده شو كاين كار خام است              بگفت آسودگي بر من حرام است » منظور از «خام بودن كار» چيست؟

5/0

7

در بيت «گفتن ببينمش مگرم درد اشتياق         ساكن شود بديدم ومشتاق تر شدم » نقش دستوري «ش» در (ببينمش ) و«م) در (مگرم) چيست ؟

5/0

8

در بيت «گوشم به راه تا كه خبر مي دهد ز دوست         صاحب خبر بيامد ومن بي خبر شدم» منظور از «صاحب نظر» كيست؟

5/0

9

طنز موجود در بيت زير را توضيح دهيد:

«ساقيا لطف نمودي قدحت پر مي باد                       كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد »

5/0

10

در مصراع «لاله وگل زخمي خميازه اند» منظور از (خميازه ي گل » چيست؟

5/0

11

در بيت «‌تو مو بيني ومجنون پيچش مو            تو ابرو او اشارت هاي ابرو» چه نگرش هايي در مقابل هم قرار گرفته اند؟

 

5/0

12

مصراع «نشايد بريدن نينداخته» معادل كدام ضرب المثل است؟

 

5/0

13

در عبارت «اين اندوه وحشي وسياهي پر بيم بر سراپرده سوختگان هم حكومت داشت » معاني ايهامي «سوختگان» را بنويسيد .

5/0

14

در عبارت «جد وجهدي عظيم داشت ورياضتي وكرامتي عجيب» فعل با چه قرينه اي حذف شده است؟ كرامت به چه معناست؟

5/0

15

در بيت «گفت آگه نيستي كز سر در افتادت كلاه              گفت در سر عقل بايد بي كلاهي عار نيست» «كلاه از سرافتاده » چه مفاهيمي دارد؟

 

5/0


 

16

دو آرايه ادبي در بيت مقابل نشان دهيد :

«مكن پيش ديوار غيبت كسي                 بود كز پسش گوش دارد كسي»

 

5/0

 

ب: معني اشعار وعبارات زير را به نثر روان امروزي بنويسيد ( 4 نمره)

 

17

وزين دختر شاه هاماوران                     پر انديشه گشتي به ديگر كران

 

5/0

18

مرا به ملك تو حاجتي نيست اين غلام را در كار من كن

 

5/0

19

از تو مي خواهم كه آتش نخوت به خرمن اعمال در نيندازي

 

5/0

20

در زي اهل صلاح وشرع وسنت بود كه اين سخن از وي پيدا شد

 

5/0

21

محرم اين هوش جز بي هوش نيست           مر زبان را مشتري جز گوش نيست

 

5/0

22

غرقه وهميم ورنه اين محيط                  از تنك آبي كناري بيش نيست

 

5/0

23

درد پرده ي غنچه اين محيط                  هزار آورد نغز گفتارها

 

5/0

 

پ: تاريخ ادبيات وسبك شناسي ( 2 نمره)

 

24

مبتكر فن مناظره .............................. است واستادانه ترين نمونه هاي مناظره معاصر در شعر ..................... ديده مي شود .

5/0

25

دو ويژگي سبك هندي را بنويسيد.

 

 

 

5/0

26

كتاب هاي (كمدي الهي) و(اوبمسلم نامه ) از چه كساني است ؟

 

 

5/0

27

در قرن پنجم ............................... در شعر فرخي كمال مي يابد. فرخي يزدي در زمينه ........................ از شعر غنايي مشهور است .

 

5/0

 

ت: حفظ شعر – ابيات زير را كامل كنيد ؟(1 نمره)

 

28

نتوان وصف تو گفتن كه تو در .............................. نگنجي            نتوان شبه تو گفتن  كه تو در ............... نيايي

گفــت ديناري بده پنهان وخود را وارهان                        گفت:..............................................................................

 

5/0

طراح سوال :
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

 

 

 

      خود آزمایی و درک مطلب ( 8 نمره )

  1- با توجّه به متن زیر به سـؤالات آن پاسخ دهید .

                چو خواهی که پیدا کنی گفت و گوی                  بــباید زدن سنــگ را بر ســبوی 

                مگــر کاتــش تـــیز پیـــدا کـــند                          گنه کـــرده را زود رســـوا کــند

                چو پیـش پدر شــد سیاووش پــاک                     نه دود و نه آتش نه گرد و نه خاک

     الف ـ مقصود از مصراع دوم چیست ؟                    5/0

     ب ـ در بیت دوم « پيدا كند » به چه معناست ؟        5/0

     ج ـ دو آرايه ي ادبي كه در بیت سوم آمده است نام ببريد .   5/0

  2- « دامن از خاک برمی چیند » کنایه از چیست ؟       5/0

  3- در بیت « آتش است اين بانگ ناي و نيست باد    هر كه اين آتش ندارد نيست باد » تفاوت

     معنایی « باد » را بنویسید .    5/0

  4- مصراع « نروم جز به همان ره كه تواَم راه نمايي » را به دو شكل مي توان خواند ؛ معناي

      آن دو شكل را بنويسيد .   5/0

  5- مصراع دوم بيت « بباريد چون ژاله ز ابر سياه    كسي را نبد بر زمين جايگاه  » يادآور كدام

       ضرب المثل است ؟   5/0

  6- در بیت « عشق او باز اند آوردم به بند    كوشش بسيار نامد سودمند » نهاد و مفعول را

       مشخص كنيد . 5/0

  7- در عبارت « مر اكرام ضيف را امير بيامد » دليل آمدن امير چه بود ؟     5/0

  8- در بيت « بگفتا گر به سر يابيش خشنود ؟        بگفت از گردن اين وام افكنم زود »

       منظور از « وام » چيست و كدام بخش حذف شده است ؟      5/0

  9- در بيت « چون شبنم افتاده بدم پيش آفتاب    مهرم به جان رسيد و به عيّوق بر شدم »

       منظور از عبارت مشخّص شده چيست ؟   5/0

  10- در بيت « آن پريشاني شب هاي دراز و غم دل   همه در سايه ي گيسوي نگار آخر شد »

        بين كدام كلمات مراعات نظير وجود دارد ؟   5/0

  11- منظور از « خمیازه ی گل » در « لاله و گل زخمی خمیازه اند     عیش این گلشن خماری

        بیش نیست » چیست ؟   5/0

  12- در بیت «که لیلی گرچه در چشم تو حوری است   به هر عضوی ز حُسن او قصوری است »

        « ی » در حوری چه نوع یایی است ؟  5/0

 

  13- در بیت « فریب جهان را مخور زینهار         که در پای این گل بود خارها » منظور از گل و خار

        چیست ؟   5/0

َ  14- در بيت « مكن كاري كه بر پا سنگت آيو    جهان با اين فراخي تنگت آيو » سنگ بر پا آمدن

        يعني چه ؟     5/0

      معنا ومفهوم شعر ( 4 نمره )

  1- تأمّل كنان در خطا و صواب                 به از ژاژخايان حاضر جواب    5/0

  2- چه گويي در ما كه مريديم و آن ها كه منكران اند و تو را سنگ خواهند زد .     5/0

  3- گفت : « بايد حَد زند هشيار مردم مست را »     گفت : « هشياري بيار اين جا كسي هشيار

       نيست »  5/0

  4- ما عيب و نقص خويش و كمال و جمال غير        پنهان نموده ايم چو پيري پس خضاب  5/0

  5- مادر سنگ دلت تا زنده است          شهد در كام من و توست شرنگ  5/0

  6- هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد     هر که بی روزی است روزش دیر شد 5/0

  7- یکی مخاطبه ی شیخ زکیّ کرده و یکی شیخ الحَرَمین و این همه القاب است نه اسم و من

      این همه نیستم .    5/0

  8- نباشم بدين محضر اند گوا             نه هرگز برانديشم از پادشا    5/0     

      تاریخ ادبیّات و سبک شناسی ( 2 نمره )

  1- یک حماسه ی طبیعی و یک حماسه ی مصنوع نام ببرید .     5/0

  2- عرفان و اصطلاحات صوفیه از چه زمانی و با پیشگامی چه کسی به حوزه ی غزل راه

      می یابد ؟   5/0

  3- نام نویسندگان آثار زیر را بنویسید : 5/0

       ادبیات و تعهّد در اسلام (                                 )  بهشت گم شده (                                 )

  4- تفاوت ادبيات تعليمي پيش از مشروطه و پس از مشروطه را بنويسيد .   5/0

    شعر حفظی  ( 1 نمره )

  1- گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق     ساكن شود ، بديدم و ..................... شدم   25/0

  2- آن همه ............... كه خزان مي فرمود             عاقبت در قدم باد بهار آخر شد   25/0

  3- نتوان وصف تو گفتن كه تو در ........             نتوان شبه تو گفتن كه تو در وهم نيايي 25/0

  4- .........مستي به ره ديد و گريبانش گرفت     مست گفت : « اي دوست اين پيراهن است افسار نيست » 25/0

                                                                                                                                             

 

 

1

 

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

                                                                                                به نام خدای مهربان

  نام و نام خانواددگی:                                                            دبیرستان و پیش دانشگاهی                                                       تاریخ امتحان : 18 / 10 / 85

  نام کلاس :                                                                           امتحان زبان و ادبیات فارسی 1   پیش دانشگاهی                        مدّت امتحان : 60 دقیقه

 

 


      خود آزمایی و درک مطلب ( 8 نمره )

  1- با توجّه به متن زیر به سـؤالات آن پاسخ دهید .

                                               چو خواهی که پیدا کنی گفت و گوی                  بــباید زدن سنــگ را بر ســبوی

                                               مگــر کاتــش تـــیز پیـــدا کـــند                          گنه کـــرده را زود رســـوا کــند

                                               چو پیـش پدر شــد سیاووش پــاک                      نه دود و نه آتش نه گرد و نه خاک

     الف ـ مقصود از مصراع دوم چیست ؟                                                                                                                                                                      5/0

     ب ـ « مگر » در بیت دوم یعنی چه ؟                                                                                                                                                                        5/0

     ج ـ در بیت سوم کدام کلمه ایهام دارد ؟ معانی آن را بنویسید .                                                                                                                               5/0

  2- « دامن از خاک برمی چیند » کنایه از چیست ؟                                                                                                                                                      5/0

  3- در بیت « نِی حریف هرکه از یاری برید        پرده هایش پرده های ما درید » تفاوت معنایی « پرده » را بنویسید .                                                  5/0

  4- مصراع « همه بیشی تو بکاهی همه کمّی تو فزایی » اشاره به کدام آیه از قرآن دارد ؟ ( آیه یا معنای آن را بنویسید )                                        5/0

  5- در بیت « مَنی چون بپیوست با کردگار      شکست اندر آورد و برگشت کار » چه عاملی سبب تغییر وضعیّت « جمشید » شد ؟                           5/0

  6- در بیت « توسنی کردم ندانستم همی      کز کشیدن تنگ تر گردد کمند » دلیل تنگ تر شدن طناب چیست ؟                                                        5/0

  7- « ابراهیم خوّاص گوید سیاهی دیدم مغلول و مسلسل بر در خیمه افکنده اندر آفتاب » ابراهیم خوّاص غلام را در چه حالتی مشاهده کرد ؟                  5/0

  8- « بگفتا جان مده بس دل که با اوست         بگفتا دشمن اند این هردو بی دوست » منظور از « این هردو » چیست ؟                                           5/0

  9- « گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست        صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم »  منظور از کلمه ی مشخّص شده کیست ؟                     5/0

  10- طنز بیت « آن همه ناز و تنعّم که خزان می فرمود        عاقبت در قدم باد بهار آخر شد » را توضیح دهید .                                                            5/0

  11- منظور از « خمیازه ی گل » در « لاله و گل زخمی خمیازه اند     عیش این گلشن خماری بیش نیست » چیست ؟                                             5/0

  12- در بیت « که لیلی گرچه در چشم تو حوری است      به هر عضوی ز حُسن او قصوری است » ، « ی » در حوری چه نوع یایی است ؟                 5/0

  13- در بیت « فریب جهان را مخور زینهار         که در پای این گل بود خارها » منظور از گل و خار چیست ؟                                                                5/0

  14- « تا » در« پا بر سرسبزه تا به خواری ننهی         کاین سبزه زخاک لاله رویی رسته است » کدام نقش دستوری را دارد و به چه معناست ؟               5/0

  

   معنا ومفهوم شعر ( 4 نمره )

  1- چو خواهی که گویی نفس بر نفس             نخواهی شنیدن مگر گفت کس                                                                                                         5/0

  2- اغلب مشایخ در کار او ابا کردند و گفتند او را در تصوّف قدمی نیست .                                                                                                                  5/0

  3- گفت : نزدیک است والی را سرای آن جا شویم             گفت : والی از کجا در خانه ی خمّار نیست ؟                                                                     5/0

  4- هان ، ای عزیز وقت جوانی به هوش باش                     در پیری از تو هیچ نیاید به غیر خواب                                                                                5/0

  5- نشوم یک دل و یک رنگ تو را             تا نسازی دل او از خون رنگ                                                                                                                         5/0

  6- هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد     هر که بی روزی است روزش دیر شد                                                                                                             5/0

  7- یکی مخاطبه ی شیخ زکیّ کرده و یکی شیخ الحَرَمین و این همه القاب است نه اسم و من این همه نیستم .                                                     5/0

  8- شماریت با من بباید گرفت        بدان تا جهان ماند اندر شگفت                                                                                                                               5/0      

      تاریخ ادبیّات و سبک شناسی ( 2 نمره )

  1- یک حماسه ی طبیعی و یک حماسه ی مصنوع نام ببرید .                                                                                                                                     5/0

  2- عرفان و اصطلاحات صوفیه از چه زمانی و با پیشگامی چه کسی به حوزه ی غزل راه می یابد ؟                                                                          5/0

  3- نام نویسندگان آثار زیر را بنویسید :                                                                                                                                                                        5/0

       ادبیات و تعهّد در اسلام (                                 )  بهشت گم شده (                                 )

  4- مبتکر « مناظره » در شعر فارسی کیست ؟ استادانه ترین نمونه های معاصر آن در اشعار چه کسی است ؟                                                       5/0

      شعر حفظی  ( 1 نمره )

  1- گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد             .....................................................................                                                                              5/0

  2- آن پریشانی ............................ و غم دل             همه در ................................... نگار آخر شد                                                                            5/0

                                                                                                                                                                          توفیق رفیق موافق
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |
 

 

باسمه تعالی                                   سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان                                    تعداد صفحه

                                                        اداره آموزش و پرورش                                                   تاریخ امتحان:

                                                          دبیرستان                                                                   نام دبیر:

نام و نام خانوادگی:..........................            نام پدر:  .............................    نیمسال:               

   رشته: ریاضی و فیزیک              پایه: پیش دانشگاهی

سوال درس:زبان و ادبیات فارسی(2)                                                              مدت پاسخگویی به سوالات:70 دقیقه 

نمره

متن سوالات

سوال

 

 

 

 

 

 

 

0/5

0/5

0/5

0/5

 

الف:خودآزمایی و درک مطلب

با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید

پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت                                       شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت

بسیار بود درآن برزخ کبود                                                   اما دریغ زهره ی دریا شدن نداشت

درآن کویر سوخته،آن خاک بی بهار                                        حتٌی علف اجازه زیبا شدن نداشت

دلها اگر چه صاف ولی از هراس سنگ                                    آینه بودو میل تماشا شدن نداشت

 

 منظور شاعر از«تو» در مصراع اول چه کسی است؟                                                    

   کدام بیت دارای آرایه ی پارادوکس می باشد؟

 منظور از «برزخ کبود» چیست؟

در بیت سوم منظور از«علف» چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1

1-2

1-3

1-4

 

5/0

منظور شاعر از«کلید گنج مروارید» در مصراع «کان کلید گنج مروارید او گم شد» چیست؟

 

5

25/0

نقش دستوری« خسته» در عبارت«نه کشته ای بر جای نهاد و نه خسته، به شهر خود بازگشته اند» چیست؟

 

6

5/0

از تعبیر کنایی «برای کسی خواب دیدن» چه موقع استفاده می شود؟

 

7

5/0

برای اصطلاح«از کار آوردن » معادل دیگری بنویسید

 

8

5/0

عبارت «لکٌه می دویدم» یعنی چه؟

 

9

5/0

مولانا از دانشمندی وبیش مندی کدام را برتر می داند؟

 

10

5/0

با توجه درس «اورازان» مردم ده به کولی ها چه نامی داده بودند؟

 

11

25/0

عبارت«...  آن چه در کویر می روید،گز و تاق است،این درختان بی باک و صبور وقهرمان که علی رغم کویر، بی نیاز از آب و خاک و بی چشم داشت نوازشی ..........»چه نوع توصیفی است؟

 

12

1

«اسب سیاه» و «لؤلؤتر» در بیت زیر استعاره از چیست؟

« ابر بهاری زدور اسب برانگیخته                     وزسم اسب سیاه لؤلؤتر ریخته»

 

13

1

«ورم» و «کافور» در بیت زیر استعاره از چیست؟

«تا درد و ورم فرو نشیند                                 کافور برآن ضماد کردند»

 

14

5/0

عبارت « از بیرون شهر طرابلس هیچ خانه نیست، مگر مشهدی دو سه» یعنی چه؟

 

15

5/0

ب: معنی و مفهوم شعر و نثر

شیخ بو عبدالله بشکست و با خویش رسید.

 

1

5/0

سهل است چغزی و صعوه ای نیز بر روی آب می رود.

 

2

5/0

هرگونه اهانت و ایذا را با خونسردی و کم زنی مقابله می کرد.

 

3

5/0

خر گم شده  را بخواند کای یار                          اینک خر تو، بیار افسار

 

4

5/0

پدرم از بام افتاده بود، ولی دست از کمر برنمی داشت.

 

5

5/0

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

 

6

5/0

این عیار مهر و کین مرد و نامرد است.

 

7

5/0

درخانه هم بی دشت نبودم

 

8

25/0

پ: سبک شناسی و تاریخ ادبیات

در مکتب ادبی « ناتورالیسم» (طبیعت گرایی) اصلی ترین شرط نویسندگی چیست؟

 

1

5/0

« یکی قطره باران» یادنامه چه کسی است؟

 

2

25/0

« گوته» شاعر آلمانی، دل بسته ی شعر و اندیشه ی کدام شاعر ایرانی است؟

 

3

5/0

کدام یک از انواع ترجمه بیشتر به گیرنده پیام «خواننده» توجه می کند؟

 

4

25/0

شعر سپید یا« شعر منثور» محصول کدام دوره، از شعرهای عصر نیمایی است؟

 

5

25/0

کتاب« پله پله تا ملاقات خدا» اثر کیست؟

 

6

5/0

شعر حفظی:

اگر زخلق ملامت و گر--------------------------------------

                                                                کشیدم از تو کشیدم ،شنیدم از تو شنیدم

1

5/0

  می تراود مهتاب------------------------------------------                           مانده پای --------------------------------------

 

 

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |
به نام خدای مهربان

دبیرستان و پیش دانشگاهی

 نام ونام خانوادگی :                                                امتحان ادبیّات فارسی 2                           تاریخ امتحان : 25/2/1385

 نام کلاس :                                                                                                                      مدّت امتحان :  60 دقیقه

 الف ) معنا ومفهوم اشعار وعبارات زیر را به نثر روان بنویسید .  ( 6 نمره )

   1- ای صمدی که از ادراک خلق جدایی                                                                                                                      25/0

   2- به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم  .                                                                                                        25/0

       3- راه بیابان را به رویمان باز گذاشتند .                                                                                                                      25/0

   4- هماوردت آمد مشو باز جای .                                                                                                                               5/0

   5- مختارید ولی خوب بود میهمانی را پس می خواندید .                                                                                                 5/0

   6- در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گُل    هرکه خواهد دیدنم گو در سخن بیند مرا                                                       5/0  

   7- ای کاش اهمّیّت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری .                                                                                5/0

   8- نه بر اوج هوا او را عقابی د ل شِکر یابی                                                                                                                 5/0

   9- فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد  .                                                                                5/0

   10- ساز او باران سرودش باد / جامه اش شولای عریانی است .                                                                                      5/0

   11- یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند          کسی به کوچه سار شب در سحر  نمی زند                                             75/0

   12- سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد         دلبر که در کف او موم است سنگ خارا                                               1

 


  ب ) با توجّه به جملات ، معنای لغات مشخّص شده را بنویسید . (  2 نمره )                                                                   2

   1- در برابر هر انعطاف خالصانه ای تواضعی مضاعف از خود بروز می داد .    (                         )                                            

   2- بت پرستی کی کُند گر بَرهَمن بیند مرا    (                                )                                                                                  

   3- همان دستمالی که پولک نشان شد               و پوشید اسرار چشم ترت را       (                                    )                    

   4- آنان از شنیدن جنگاوری های عنتره لذّت فراوان می بردند .  (                                                        )                                       5- نایب السّلطنه در مجلس خنده کرده بود به وضع عَرض و لهجه ی آن ها .  (                           )                                               

   6- آلتی مقراض مانند که هم از آن استخوان ساخته شد .  (                                 )                                                                  7- زری و یوسف می آیند به سراغ خوشه چین ها . جوال های آن ها پُر است .   (                                )                                   

   8- تا قهوه خانه چند صد ذرع بیشتر فاصله نبود .  (                  

                     )                                                                       

خود آزمایی ( 4 نمره )             پ )

  1- در عبارت « مبحث حروف اضافه » چه ایهامی وجود دارد ؟                                                                                           5/0

  2- « شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید » بیانگر کدام روحیه ی گوینده است؟                                                  5/0

  3- « از عرش به فرش آمدن » کنایه از چیست؟                                                                                                                                5/0

  4- دو کلمه ی مُمال مثل « اسلیمی » بنویسید .                                                                                                                             5/0  

  5- « در انتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست ؟                                                                                                                  5/0

  6- « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟                                                                                                                                    5/0

  7- « سپر انداختن » چه مفهومی را می رساند  ؟                                                                                                                            5/0

  8- در بیت « من آنم که در پای خوکان نریزم     مر این قیمتی در لفظ دری را » منظور از کلمات مشخّص شده چیست ؟                                   5/0

 


 ت ) درک مطلب   ( 4 نمره )

  1-  با توجّه به ابیات زیر به سوالات آن پاسخ دهید .

             1- شخصی به هزار غم گرفتارم                   در هر نفسی به جان رسد کارم

             2-  زندان خدایگان که و من که                  ناگه  چه قضا نمود دیدارم

            3-  ترسیدم و پشت بر وطن کردم                گفتم من و طالع نگونسارم

  الف ـ شعر بالا چه نوع شعری است و قالب آن چیست ؟   نوع شعر (                                 )  قالب (                                  )                  5/0

  ب ـ « به جان رسیدن کار » یعنی چه ؟                                                                                                                                         5/0

  پ ـ « واو معیّت » در کدام بیت آمده است ؟                                                                                                                                   5/0

  ت ـ  منظور از « خدایگان » و « عیّار » چیست ؟   خدایگان  (                                   ) عیّار (                                        )                        5/0

  ث ـ شاعر علّت زندان شدن خود را چه می داند ؟                                                                                                                            5/0

  2- با توجّه به متن زیر از کتاب « آن روز ها » به پرسش های آن پاسخ دهید .

      « دوست ما حقیقت این نشیب و فراز های زندگی ابوالعلا را دریافته بود . چون خود او گرفتار همان دام بلا بود . »

  الف ـ منظور از « دوست ما » کیست ؟ (                                      ) ب ـ منظور از « دام بلا » چیست ؟ (                                      )          5/0

  3- در بیت « کجا می روی ای مسافر درنگی       ببر با خودت پاره ی دیگرت را » منظور از « پاره ی دیگر » کیست ؟  (                           )       5/0

  4- « در سینه ام هزار خراسان نهفته است » بیانگر کدام مفهوم است ؟    (                                                               )                         5/0

 

 

 

    ث ) دانش های ادبی  ( 3 نمره )

  1- نام نویسندگان آثار مقابل را بنویسید .  آتش خاموش (                         )  دیدار صبح (                                     )              5/0

  2- در بیت « آیینه سکندر جام می است بنگر      تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا  » دو آرایه ی ادبی ذکر کنید .                        5/0

  3- نخستین کسی که افکار و اصطلاحات عرفانی را با مضامین عاشقانه آمیخت چه کسی بود ؟ یک اثر از او ذکر کنید .                 5/0

  4- مقدمه ی قصیده چه نام دارد و شامل چه مضامینی است ؟ ( ذکر یک مضمون کافی است )                                                       5/0

  5- دو شاعر یا نویسنده ی طنز پرداز نام ببرید .                                                                                                              5/0                                                                                                                  

  6- دو ویژگی شعر نیمایی را از نظر قالب بیان کنید .                                                                                                        5/0

 

 

  ج ) شعر حفظی   ( 1 نمره )

     1- مردم شهر به یک  .......................... چنان می نگرند / که به یک ......................... به یک خواب لطیف  .                       5/0                                               

     2- تا تماشای وصال خود کند             ............................................................... .                                                     5/0                                                          

 

                                                                                                                                        
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت |

 روز

تاريخ

نام آموزشگاه هاي مورد بازديد

 شنبه

۸۷/۸/۲۵

دبيرستان ها و مراكز پيش دانشگاهي عطا آباد

 شنبه

۸۷/۹/۲

دبيرستان ها ومركز پيش دانشگاهي قمبوان

 شنبه

۸۷/۹/۹

دبيرستان ها ومركز پيش دانشگاهي پوده

 شنبه

۸۷/۱۰/۲۸

دبيرستان ها ومراكز پيش دانشگاهي موسي آباد

 شنبه

۸۷/۱۱/۲۶

دبيرستان ها ومراكز پيش دانشگاهي شهيد زماني وامام خميني (ره)

 شنبه

۸۷/۱۲/۱۰

دبيرستان ومركز پيش دانشگاهي زينب (س) وهنرستان فاطمه (س)

 شنبه

۸۸/۱/۲۲

دبيرستان ومركز پيش دانشگاهي شهيد رضويان ، هنرستان شهيد عباس پور ودبيرستان غير انتفاعي سما

 شنبه

۸۸/۲/۱۲

دبيرستان ها ومركز پيش دانشگاهي قميشلو

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام. در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد[۷] که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده‌است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد. در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر). دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۹ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد[۸] در همین سال با آل‌احمد ازدواج کرد.[۹] دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت.[۱۰] در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد. پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سيمين دانشور همواره بعنوان يک جريان پيشرو و خالق آثار کم نظير در ادبيات داستاني ايران نامبرده مي شود. کتابها اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارت‌اند از مجموعه‌های داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطن)، ناتانیل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران. معروف‌ترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیاری منتشر شده‌است (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه می‌پردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق می‌افتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره می‌کند (گلشیری، ص ۱۷۱). از آثار دیگر وی می‌توان به چهل طوطی (با جلال آل‌احمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان. مهم‌ترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمان‌های جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربانْ سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن می‌پردازند. بیماری ۳۰ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی دانشور به علت مشکلات حاد تنفسی در بیمارستان پارس بستری شد، نیز شایع شد که وی درگذشته‌است اما این خبر تکذیب شد[۱۱]، او در ۲۲ مرداد ۱۳۸۶ با تشخیص تیم پزشکی از بیمارستان پارس مرخص شد.

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بود که در ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

زندگی‌نامه

دورهٔ‌ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد.

در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد.

سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت.

سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

[ویرایش] درگذشت

آرامگاه سهراب سپهری

سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

سفرهای خارج از کشور

نمایشگاه‌های نقاشی

صحنه غروب، اثر سهراب سپهری

از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آثار ادبی

سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

« آرايه هاي ادبي » الف ) بديع ب ) بيان الف ) بديع علمي است كه به باز شناسي آرايه هاي لفظي و معنوي مي پردازد . بديع بر دو نوع است : 1- آرايه هاي لفظي 2- آرايه هاي معنوي آرايه هاي لفظي : يعني زيبايي كلام كه با لفظ انجام مي شود . آرايه هاي لفظي عبارتنداز : واج آرايي ، سجع ، ترصيع ، جناس ، قلب ، ملمع . واج آرايي ( نغمه ي حروف ) : تكرار يك واج ( صامت يا مصوت ) است ، در كلمه هاي يك مصراع يا يك بيت يا عبارت نثر به گونه اي كه كلام را آهنگين مي كند و آفريننده ي موسيقي دروني باشد و بر تاثير سخن بيافزايد اين تكرار آگاهانه ي واج ها را « واج آرايي » گويند . مثال : خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است باد خنـك از جـانب خـارزم وزان اسـت توضيح : در اين بيت تكرار واج « خ » و « ز » باعث ايجاد موسيقي دروني شده است . توجه : در زبان فارسي بيست و نه واج داريم / ( بيست و سه صامت و شش مصوت ) صامت ها همان حروف الفباي فارسي هستند و مصوت ها « ـــ » و « ا » ، « ي » ، « و » مي باشند . سجع : آوردن كلماتي در پايان جمله هاي نثر كه در وزن يا حرف يا حرف آخر يا هر دو ( وزن و حرف آخر ) با هم يكسان باشد . نكته 1 : سجع در كلامي ديده مي شود كه حداقل دو جمله باشد يا دو قسمت باشد . نكته 2 : سجع باعث آهنگين شدن نثر مي شود به گونه اي كه دو يا چند جمله را هماهنگ سازد . نكته 3 : سجع در نثر حكم فافيه در شعر را دارد . نكته 4 : اگر در پايان جمله ها كلمات تكراري وجود داشته باشد ، سجع پيش از آن مي آيد . مثال : الهي اگر بهشت چون چشم و چراغ است بــي ديــدار تــو درد و داغ اســت نكته 5 : گاهي در جملات سجع ممكن است افعال به قرينه ي لفظي يا معنوي حذف شوند . مثال 1 : منت خداي را عـزووجل كه طاعتـش موجب قـربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت . ( فعل « است » به قرينه ي لفظي حذف شده است . ) مثال 2 : خـلاف راه صواب است و نقض راي اولـوالالباب « است » (حذف لفظي ) ذوالفقـار علي در نيـام ( باشد ) و زبان سعدي در كام « باشد » ( حذف معنوي ) . توضيح : فعل « باشد » در دو جمله ي پاياني به قرينه ي معنوي حذف شده است . توجه : به نثر مسجع ، نثر آهنگين نيز مي گويند . « انواع سجع » الف ) سجع متوازن : آن است كه كلمات سجع فقط در وزن اشتراك داشته دارند . مثال : ملك بي دين باطل است و دين بي ملك ضايع . توضيح : هر دو كلمه داراي هجاي بلند مي باشند لذا هم وزن اند . مثال : طالب علم عزيز است و طالب مال ذليل . توضيح : دو كلمه ي « عزيز » و « ذليل » داراي دو هجا ، يكي كوتاه و يكي كشيده هستند . لذا در وزن يكسانند . ب ) سجع مطرف : آن است كه كلمات سجع فقط در حرف يا حروف پاياني با هم اشتراك دارند . مثال : محبت را غايت نيست از بهر آنكه محبوب را نهايت نيست . توضيح : كلمه ي « غايت » داراي دو هجا و كلمه ي « نهايت » داراي سه هجا مي باشد پس دو كلمه هم وزن نيستند بلكه فقط در حرف آخر مشترك اند . ج ) سجع متوازي : به سجعي گفته مي شود كه كلمات سجع هم در حرف پاياني و هم در وزن يكسان مي باشند . مثال : باران رحمت بي حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده . توجه : از آن جائيكه سجع متوازي ، زيباتر و خوش آهنگ تر است و در متون فارسي كاربرد بيشتري دارد . لذا شناخت اين نوع سجع براي دانش آموزان عزيز با اهمّيّت تر مي باشد . نمونه هايي از آثار مسجع : اوّلين با سجع در مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري ( قرن پنجم ) به كار گرفته شد و بعدها سعدي در « گلستان » ، جامي در « بهارستان » ، نصرالله منشي در « كليله و دمنه » آن را به حد كمال خود رساندند . و در ادامه كساني چون قائم مقام فراهاني در « منشئأت » و قاآني در كتاب « پريشان » از آنها پيروي كردند . ترصيع آن است كه كلمات مصراعي با مصراع ديگر يا جمله اي با جمله ي ديگر ، در وزن و حروف پاياني يكسان باشد ( غير از واژگان تكراري بقيه كلمات با هم سجع متوازي دارند . ) مثال 1 : اي منــور بـه تـو نجـوم جـلال وي مقـرر بـه تـو رسـوم كمـال مثال 2 : باران رحمت بي حسابش همه را رسيده و خوان نعمت بي دريغش همه جا كشيده جناس آوردن كلماتي است در شعر و نثر كه از نظر معني كاملاً متفاوت اند اما از نظر شكل ظاهري و تلفظ و گاهي اختلافشان فقط در يك واج است . « انواع جناس » الف) جناس تام : آن است كه دو كلمه جناس از نظر شكل ظاهري و تلفظ كاملاً يكسان ، اما از جهت معني با هم فرق دارند . مثال : عشـق شـوري در نهـاد ما نهـاد جـان مـا در بوتــه ي سـودا نهــاد وجود و سرشت قرارداد بهـرام كه گور مي گرفتي همه عمر ديدي كه چگونه گور بهـرام گرفت گور خر قبر كار پاكان را غيـاس از خـود مگير گر چه باشد در نوشتن شير ، شير شير خوردني نام حيوان نكته : جناس هم در شعر و هم در نثر به كار مي رود . ب ) جناس ناقص : 1- جناس ناقص اختلافي 2- جناس ناقص حركتي 3- جناس ناقص افزايشي 1- جناس ناقص اختلافي : آن است كه دو كلمه جناس در حرف اول ، وسط يا آخر با هم اختلاف داشته باشند . مثال : تنگ است خانه ما را تنگ است اي برادر بر جاي ما بيگانه ننگ است اي برادر ( براي حرف اول ) چوك زشاخ درخت خـويشتن آويختـه زاغ سيـه بـر دو بـال غاليه آميخته ( براي حرف وسط ) 2- جناس ناقص حركتي : آن است كه دو كلمه جناس علاوه بر معني در حركت ( مصوت كوتاه ) نيز با هم اختلاف دارند . مثال : ايـن چـه ژاژ است چه كفر است و فشار پنبـــه اي در دهـــان خـــود فشــار 3- جناس ناقص افزايشي : آن است كه دو كلمه جناس علاوه بر معني ، در تعداد حروف نيز متفاوت اند بطوري كه يكي از كلمات جناس حرفي در اول ، وسط يا آخر نسبت به كلمه هاي ديگر اضافه دارد . مثال : ايـن ره ، أن زاد راه و آن منزل است مــرد رهــي اگــر ، بيــا و بيــار قلب آن است كه نويسنده با جابه جا كردن اجزاي يك تركيب وصفي يا اضافي ، تركيب تازه و زيبايي را با معاني جديد به وجود به وجود آورد و به كنار هم قرار دادن اين دو تركيب به كلام خويش ارزش هنري ببخشد . مثال : حافظ مظهر روح اعتدال و اعتدال روح اقوام ايراني است . نكته : گاهي ممكن است اجزاي تشكيل دهنده ي آرايه « قلب » بصورت يك تركيب وصفي يا اضافي نباشد . ملمع آن است كه شاعر فارسي زبان يك مصراع يا يك بيت از شعر خود را به زبان ديگري ( معمولاً به زبان عربي ) بسرايد . مثال : سل المصـانع ركباً تهيـم في الغلوب تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي * ترجمه : بركه ها و تالاب هاي بيابان را از شتر سواراني سر گشتگان بيابانند بپرس . توجه : دانش آموزان عزيز به خاطر بسپاريد كه در ملمع بيت يا مصراع عربي ( هر زبان ديگر ) بايد سروده ي خود شاعر باشد نه اينكه از كسي يا جايي نقل قول ( تضمين ) كند . آرايه هاي معنوي يعني زينت و زيبايي كلام كه از طريق معني حاصل شود . آرايه هاي معنوي عبارتنداز : مراعات نظير ، تضاد ، متناقض نما ، حس آميزي ، تلميح ، تضمين ، اغراق ، ايهام ، ايهام تناسب ، تمثيل ، ارسال المثل ، اسلوب معادله ، حسن تعليل ، لف و نشر . مراعات نظير ( تناسب ) اگر گوينده در كلام خويش مجموعه اي از كلمات را بياورد كه به نوعي با هم تناسب و ارتباط داشته باشند ، آن را مراعات نظير گويند . نكته : تناسب ميان كلمات مي تواند از نظر جنس ، نوع ، مكان ، زمان ، همراهي و ... باشد . نكته : بيشترين كاربرد مراعات نظير در شعر است اما گاهي در نثر هم ديده مي شود . مثال : رود شــاخ گـل در بر نيلوفر بـرقصــد به صـد نـاز گلنـار ها ( شاخ ، گل ، نيلوفر و گلنار ــــ مراعات نظير ) نكته : آرايه هاي مراعات نظير ممكن است بين دو كلمه يا بيشتر اتفاق بيفتد . تضاد ( طباق ) آوردن دو كلمه ي متضاد در سخن به گونه اي كه سبب زيبايي كلام گردد . نكته : تضاد هم در شعر و هم در نثر بكار مي رود . مثال : صبح اميد كه بد معتكف پرده ي غيب گو بـرون آي كه كـار شب تار آخر شد 1 2 2 1 نكته : فعل ها نيز مي توانند آرايه تضاد را به وجود آورند . مثال : پروردگارا ! از خصلت طمع كه دنائت آورد و آبرو ببرد ... . متناقض نما ( پارادكس ) آن است كه در كلام دو امر متضاد را به يك چيز نسبت بدهيم به گونه اي كه ظاهراً وجود يكي نقض وجود ديگري باشد . شاعر اين امر متضاد را چنان هنرمندانه به كار مي برد كه قابل پذيرش است . مثال : جامه اش شولاي عريان است . توضيح : واژه شولا به معني « لباس » ، كه براي پوشيدن بدن است و وقتي با « عرياني » همراه مي شود معني ضديت خود را از دست مي دهد . حس آميزي آميختن دو حس است در يك كلام به گونه اي كه از يك حس به جاي حس ديگر استفاده شود . و اين آميختگي سبب زيبايي سخن گردد . مثال : ببين چه مي گويم . توضيح : شما سخن را با حس شنوايي در مي يابيد اما گويند از شما مي خواهد سخن او را ببينيد كه به اين آميختگي حس ها ، « حس آميزي » مي گويند . مثالهاي ديگر : خبر تلخي بود- روشني را بچشيم - با مزه نوشتن - آواي سبك و لطيف . تلميح آن است كه گويند در ضمن كلام خويش به آيه ، حديث ، داستان ، واقعه ي تاريخي ، اسطوري و افسانه اي اشاره داشته باشد . مثال : آسمـان بار امانت نتوانست كشيد قـرعه ي فـال به نـام من ديوانه زدن توضيح : اشاره به آيه ي « انا عرضنا الامانه علي السموات و الارض ... . » نكته : گاهي در آرايه ي تلميح ، آرايه ي مراعات نظير هم به كار مي رود . مثال : بيستون بر سر راه است ، مباد از شيرين خبـري گفتـه و غمگيـن دل فرهاد كنيد تضمين آن است كه شاعر يا نويسنده در ميان كلام ( شعر يا نثر ) خود آيه ، حديث ، مصراع يا بيتي را از شاعر ديگر عيناً بياورد . نكته : اگر بيت يا مصراعي از شاعر ديگر به عنوان تضمين بياورد معمولاً نام آن شاعر به گونه اي ذكر مي شود . نكته : معمولاً عبارت تضمين شده داخل گيومه قرار مي گيرد . هدف از تضمين : 1- اعتبار بخشيدن به سخن 2- خلاصه كردن مفاهيم گسترده و طولاني 3- ضمانت براي اثبات ادعا مثال : چـه زنـم چو نـاي هـردم زنـواي سـاز او دم كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را « همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي بـه پيـام آشنـايي بنـوازد ايـن نـوا را » توضيح : بيت دوم اين شعر را شهريار از حافظ تضمين كرده است . اغراق آن است كه در وصف و ستايش يا ذم و نكوهش كسي يا چيزي افراط و زياده روي كنند ، چندان كه از حد عادت و معمول بگذرد . نكته 1 : اغراق هم در شعر و هم در نثر كاربرد دارد . نكته 2 : اغراق مناسب ترين آرايه براي تصوير كشيدن يك دنياي حماسي است . نكته 3 : زيبايي اغـراق در اين است كه غيـر ممكن را طـوري ادا مي كنـد كه ممكن و درست به نظر مي رسد . مثال : شـود كوه آهـن چو درياي آب اگـر بشنـود نـام افـراسيـاب ايهام ايهام در لغت به معناي درشك و گمان افكندن است اما در اصطلاح علم بديع ، آوردن واژه اي است با حداقل دو معني مناسب كلام يكي نزديك به ذهن و ديگري دور از ذهن باشد و معمولاً مقصود شاعر معني دور آن است و گاهي نيز هر دو معني مورد نظر مي باشد . نكته 1 : ايهام نوعي بازي با ذهن است به گونه اي كه ذهن را بر سر دوراهي قرار مي دهد . نكته 2 : انتخاب يكي از دو معني ايهام در يك لحظه بر ذهن دشوار است و اين امر باعث لذت بيشتر خواننده مي شود . نكته 3 : شرط شناخت ايهام در آن است كه خواننده معاني مختلف يك واژه را بداند . مثال : حكايت لـب شيرين كلام فرهاد است شكنج طره ي ليلي مقام مجنون است توضيح : واژه « شيرين » دو معني دارد : 1- خوشمزه و گوارا 2- نام معشوقه ي فرهاد ايهام تناسب : به كار گيري واژه اي با حداقل دو معني كه يك معني آن مورد نظر شاعر و پذيرفتني است و معني ديگر با كلمه يا كلماتي از بيت يا عبارت تناسب دارد . نكته : ايهام تناسب مجموعه اي از ايهام و مراعات نظير است . مثال 1 : چـون شبنم افتـاده بـدم پيش آفتاب مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم توضيح : واژه ي « مهر » ايهام تناسب دارد ، چون معني مورد نظر شاعر عشق و محبت است اما غير از اين معني واژه ي « مهر » به معني خورشيد است كه در اين صورت با واژه هاي « عيوق و آفتاب » تناسب دارد . مثال 2 : گـر هـزار اسـت بلبـل اين بـاغ همـه را نغمـه و تـرانه يكـي اسـت توضيح : واژه ي « هزار » به دو معني است : 1- بلبل 2- عدد هزار كه در اين جا منظور شاعر معني دوم است اما غير از معني فوق كلمه ي « بلبل » با كلماتي چون « باغ ، نغمه و ترانه » تناسب دارد . تمثيل آن است كه شاعر يا نويسنده به تناسب سخـن خـويش ، حكايـت ، داستـان يا نمونه و مثالي را ذكر مي كند تا از اين طريق ، مفاهيم و نظريات خود را به خواننده يا شنونده منتقل نمايد و آنچه در اين ميان مهم است نتيجه ي تمثيل مي باشد كه مي تواند سرمشقي براي موارد متفاوت باشد . نكته : در اين داستان ها و حكايات ( تمثيل ها ) هر يك از حيوانات يا اشيا و جمادات نماد و نشانه ي چيزي هستند . مثلاً در درس عبرت از كتاب سال اوّل شير نماد حق و قدرت مطلق ، گرگ نماد انسان هاي خود بين و گستاخ و روباه نماد انسان هاي عبرت پذير و تسليم شده مي باشند . در كتاب پيش دانشگاهي مبحث حسب حال درسهاي ( افسانه ي عاشقي و تسلي خاطر ) هر دو داستاني تمثيلي است كه اوّلي ، شاعر با آوردن داستاني تمثيلي اين نكته را يادآور شده است : « انسان بايد از موحبت عشق بر خوردار باشد ودر داستان تسلي خاطر جامي در پي آن است كه اين نكته ي عرفاني را متذكر شود : « خاطر از ياد معشوق پر كرد . » ارسال المثل اگـر گـوينده در كلام خود ضرب المثلي را آگاهانه به كار گيـرد و يا كلام او بعداً ضـرب المثل شود ، مي گوييم داراي آرايه ي ارسال المثل است . مثال 1 : آن دم كه دل به عشق دهي خوش دمي بود در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست مثال 2: تــو نيكــي ميـكـن و در دجـــله انــداز كـــه ايــزد در بيــابانــت دهـــد بــاز ( همه ي بيت ضرب المثل است ) اسلوب معادله آن است كه شاعر دو مصراع يك بيت را به گونه اي هنرمندانه بيان كند كه در ظاهر هيچ گونه ارتباطي با يكديگر ندارد اما وقتي به دو مصراع خوب دقت كنيم در مي يابيم كه مصراع دوم در حكم مصداقي براي مصراع اوّل است تا جايي كه مي توان جاي دو مصراع را عوض كرد و ميان آن ها علامت مساوي گذاشت و اين ارتباط معنايي نيز بر پايه ي تشبيه استوار است . مثال 1 : عيب پاكان زود بر مردم هويدا مي شود موي اندر شير خالص زود پيدا مي شود مثال 2 : محـرم اين هوش جز بي هوش نيست مرزبـان را مشتـري جـز گـوش نيــست حسن تعليل آن است كه شاعر يا نويسنده براي سخن خود دليلي زيبا و شاعرانه مي آورد به گونه اي كه اين دليل ادبي قدرت قانع كردن مخاطب را دارد . و اين علّت سازي مبتني بر تشبيه است . نكته : دليلي كه شاعر براي ادعاي خود مي آورد در حقيقت دليلي واقعي و عقلاني نيست بلكه دليلي است بر پايه ي ذوق و احساس شاعرانه . مثال 1 : نفحات صبح داني زچه روي دوست دارم كه به روي دوست ماند كه برافكند نقابي توضيح : شاعر دليل دوست داشتن روشني صبح را در اين مي داند كه به چهره ي معشوق او مي ماند آنگاه كه نقاب از چهره بر مي دارد . مثال 2 : از صوفي پرسيدن هنگام غروب خورشيد چرا زرد رو است ؟ گفت : از بيم جدايي لف و نشر لف در لغت به معني پيچيدن و نشربه معني پراكندن است اما در اصطلاح ادب آوردن دو يا چند كلمه است در بخشي از كلام كه توضيح آن ها در بخش ديگر آمده است . نكته 1 : كلماتي كه در بخش اوّل مي آيند ، « لف » و كلمـاتي كـه به عنـوان توضيـح در بخـش دوم مي آيند ، « نشر » نام دارند . نكته 2 : هرگاه نظم و ترتيب بين كلمات « لف و نشر » رعايت شده باشد ، آن را « لف و نشر مرتب » گويند و در غير اين صورت « لف و نشر مشوش » خوانده مي شود . مثال 1 : تا رفتنش ببينـم و گفتنش بشنـوم از پاي تا به سر همه صمع و بصر شدم توضيح : واژه هاي « ببينم » و « بشنوم » لف است . و دو واژه ي « سمع و بصر » نشر قرار گرفته است . چون كلمات « نشر» به ترتيب براي توضيح كلمات « لف » قرار نگرفته اند ، لذا به آن « لف و نشر مشوش » گويند . ( بصر شدم تا ببينم ، سمع شدم تا بشنوم ) مثال 2 : دو كس دشمن ملك و دينند : پادشاه بي حلم و زاهد بي علم . توضيح: دوتركيب « دشمن ملك و دشمن دين » لف و دوتركيب « پادشاه بي حلم و زاهد بي علم» نشر هستند . لذا چون توضيح « نشر » با « لف » برابر است . آن را « لف و نشر مرتب » گويند . ( پادشاه بي حلم دشمن ملك و زاهد بي علم دشمن دين هستند.) ب : بيان بيان شاخه اي از آرايه هاي ادبي است و به واسطه اي آن شناخته مي شود كه يك معني را چگونه به طريق مختلف مي توان ادا كرد . بيان شامل مباحث : تشبيه ، استعاره ، مجاز و كنايه . تشبيه يعني مانند كردن چيزي به چيز ديگر كه به جهت داشتن صفت يا صفاتي با هم مشترك باشند . هر تشبيه داراي چهار ركن يا پايه است : 1- مشبه : كلمه اي كه آن را به كلمه اي ديگر تشبيه مي كنيم . 2- مشبه به : كلمه اي كه كلمه ي ديگر به آن تشبيه مي شود . 3- ادات تشبيه : كلمات يا واژه هايي هستند كه نشان دهنده ي پيوند شباهت مي باشند و عبارتنداز : همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبيه ، نظير ، همانند ، به كردار و ... . 4- وجه شبه : صفت يا ويژگي مشترك بيت مشبه و مشبه به مي باشد . ( دليل شباهت ) مثال : علي مانند شير شجاع است . مشبه ادات مشبه به وجه شبه نكته : « مشبه » و « مشبه به » طرفين تشبيه نام دارند . كه در تمام تشبيهات حضور دارند اما « ادات تشبيه » و « وجه شبه » مي توانند در يك تشبيه حذف شوند. كه در اين صورت تشبيه با داشتن دو ركن « مشبه » و « مشبه به » بر قرار است . مثال : دل همچو سنگت ، اي دوست به آب چشم سعدي عجـب اسـت اگـر نگـردد كه بگردد آسيابي توضيح : دل به سنگ تشبيه شده است اما وجه شبه « سختي » در اين بيت نيامده است . نكته : در تشبيـه وقتي كه « وجـه شبه » و « ادات تشبيه » حـذف شود ، به آن « تشبيه بليغ » مي گويند . ( تشبيه بليغ زيباترين و رساترين تشبيه است . ) مثال : دلش سنگ است . مشبه مشبه به نكته 1 : در تشبيه هميشه وجود وجه شبه در « مشبه به » قويتر و بارز تر است كه ما « مشبه » را در داشتن وجه شبه به آن تشبيه مي كنيم . نكته 2 : هر چه اركان تشبيه كمتر باشد تشبيه ادبي تر است . ( البته داشتن مشبه و مشبه به الزامي است ) نكته 3 : هرگاه در تشبيه بليغ ، يكي از طرفين تشبيه ( مشبه يا مشبه به ) به ديگري اضافه ( مضاف اليه) شود . به آن « اضافه ي تشبيهي » يا « تشبيه بليغ اضافي » مي گويند . در غير اين صورت ، تشبيه بليغ اضافي است . توجه : اين نوع تشبيه در كتاب هاي درسي بيشترين كاربرد را دارد . مثال : صبح اميد كه بد معتكف پرده ي غيب گـو بـرون آي كه كـار شب تـار آخـر شد اضافه ي تشبيهي اضافه ي تشبيهي توضيح : اميد به صبح تشبيه شده و غيب به پرده . تركيباتي مثل : درخت دوستي ، هماي رحمت ، لب لعل ، كيمياي عشق ، خانه ي دنيا ، فرعون تخيل ، نخل ولايت و ... اضافه ي تشبيهي محسوب مي شوند . توجه : دانش آموزان عزيز ! ياد گيري انواع تشبيه براي رشته هاي رياضي و تجربي ( غير انساني ) چندان ضرورني ندارد . اما از آنجايي كه دو نوع از تشبيه در كتب درسي شما بيشترين كاربرد را دارد ، لذا اشاره اي مختصر به آن ها مي كنيم . 1- تشبيه مفرد : تشبيهي كه هر يك از « مشبه » يا « مشبه به » آن ، يك ، چيز است و « وجه شبه» آن از همان يك چيز گرفته مي شود . ( شباهت آن ها فقط در يك چيز است ) مثال : دانش اندر دل چراغ روشن است . مشبه مشبه به وجه شبه توضيح : در اين مثال وجه شبه ( روشني از يك كلمه چراغ ) استخراج شده است . يادآوري : تمامي مثالهايي كه تاكنون براي شما ذكر كرديم ، از همين نوع تشبيه مي باشند . 2- تشبيه مركب : آن است كه هريك از « مشبه » يا « مشبه به » دو يا چند چيز هستند و وجه شبه نيز از دو يا چند چيز گرفته مي شود . مثال : ديـده ي اهـل طمـع به نعمـت دنيـا پـر نشـود همچنـانكه چـاه به شبنـم مشبه وجه شبه مشبه به توضيح : « مشبه » تركيبي از دو چيز است ( ديده ي اهل طمع و نعمت دنيا ) و « مشبه به » نيز دو چيز است ( چاه و شبنم ) به اين معني : همانطور كه چاه با شبنم پر نمي شود ، چشم حريصان نيز با نعمت دنيا سير نمي شود . نكته : در تشبيه مركب در حقيقت يك شكل كلي به شكل كلي ديگر همانند مي شود . استعاره استعاره در لغت به معني عاريت گرفتن و عاريت خواستن است امّا در اصطلاح استعاره نوعي تشبيه است كه درآن يكي از طرفين تشبيه ( مشبه يا مشبه به ) را ذكر و طرف ديگر را اراده كرده باشند . نكته : اصل استعاره بر تشبيه استوار است و به دليل اينكه در استعاره فقط يك ركن از تشبيه ذكر مي شـود و خواننده را به تلاش ذهني بيشتري وا مي دارد ، لذا استعاره از تشبيه رساتر ، زيباتر و خيال انگيز تر است . انواع استعاره : با توجه به اينكه در استعاره يكي از طرفين تشبيه ذكر مي شود ، آن را بر دو نوع تقسيم كرده اند . 1- استعاره ي مصرحه 2- استعاره ي مكنيه استعاره ي مصرحه ( آشكار ) : آن است كه « مشبه به » ذكر و « مشبه » حذف گردد . ( در واقع مشبه به جانشين مشبه مي شود . ) مثال 1 : اي آفتاب خوبان مي جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه ي عنايت توضيح : « آفتاب خوبان » استعاره براي معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » كه ذكر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است . ) مثال 2 : صدف وار گوهر شناسان را دهان جز به لؤلؤ نكردند باز توضيح : « لؤلؤ » استعاره از سخنان با ارزش است . ( لؤلؤ « مشبه به » ذكر شده و سخنان با ارزش « مشبه » كه حذف شده است . ) استعاره مكنيه : آن است كه « مشبه » به همراه يكي از لوازم و ويژگي « مشبه به » ذكر گردد و خود « مشبه به » حذف شود . نكته 1 : گاهي لوازم يا ويژگي « مشبه به » در جمله به « مشبه » نسبت داده مي شود . مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلاني رنگين كرد . توضيح : « مرگ » را به « گرگي » تشبيه كرده است كه چنگال داشته باشد اما خود « گرگ » را نياورد و « چنگال » كه يكي از لوازم و ويژگي گرگ است به آن ( مرگ ) نسبت داده است . نكته2 : گاهي لوازم يا ويژگي « مشبه به » در جمله به « مشبه » اضافه مـي شود كه در ايـن صـورت « اضافه ي استعاري » است . مثال 1 : سر نشتر عشق بر رگ روح زدند يك قطره از آن چكيد و نامش دل شد توضيح : « روح » را به بدني تشبيه كرده كه « رگ » داشته باشد و « رگ » را كه يكي از ويژگي هاي « مشبه به »است به « روح » اضافه كرده است . مثال 2 : مردي صفاي صحبت آيينه ديده از روزن شب شوكت ديرينه ديده اضافه استعاري توضيح : « شب » را به اطاقي تشبيه كرده كه « روزن يا پنجره » داشته باشد و « روزن » را كه يكي از ويژگيهاي « مشبه به » بود به « شب » اضافه كرده است . نكته : جمله اي كه در آن آرايه استعاره به كار رفته ادبي تر است ، نسبت به جمله اي كه داراي آرايه تشبيه است . نكته : در اضافه ي استعاري « مضاف » در معني حقيقي خود بكار نمي رود و ما « مضاف اليه » را به چيزي تشبيه مي كنيم كه داراي جزء يا اندامي است ولي چنين جزء و اندام كه « مضاف » است براي « مضاف اليه » يك واقعيت نيست بلكه يك تصور و فرض است . مثال : دست روزگار ــــــــــ دست براي روزگار يك تصور و فرض است . روزن شب ـــــــــــــ روزن يا پنجره اي براي شب يك تصور است و وافعيت ندارد . نكته ي مهم : در استعاره مكنيه چنانچه مشبه به ، انسان باشد ، به آن « تشخيص » گويند . تشخيص ( آدم نمايي ، انسان انگاري ، شخصيت بخشي ) نسبت دادن حالات و رفتار آدامي به ديگر پديده هاي خلقت است . ( دادن شخصيت انساني به موجوداتي غير از انسان ) مثال1 : برگ هاي سبز درخت در وزش نسيم به رقص در مي آيند . توضيح : رقصيدن يكي از حالات و رفتار انساني است كه در اين جا به برگهاي درخت نسبت داده شده است . مثال2 : سحر در شاخسار بوستاني چه خوش مي گفت مرغ نغمه خواني نكته : هر موجودي غير از انسان در كلام « منادا » قرار گيرد آن كلام داراي تشخيص است . مثال : اي ديو سپيد پاي در بند اي گنبد گيتي اي دماوند نكته : همانطور كه اشاره شد استعاره مكنيه اي كه ، مشبه به آن « انسان » باشد ، تشخيص خواهد بود چه به صورت تركيب اضافي باشد يا غير اضافي . مثال : ابر مي گريد و مي خندد از آن گريه چمن . 1 1 2 2 توضيح : در مثال فوق دو تشخيص به كار رفته است ،گريه را به ابر نسبت داده است و خنده را به چمن . توجه : تركيباتي نظير : دست روزگار ، پاي اوهام ، دست اجل ، قهقه ي قشنگ ، حيثيت مرگ ، زبان سوسن ، دهن لاله و ... همگي اضافه ي استعاري مكنيه ( تشخيص ) هستند . نكته : همه ي تشخيص ها استعاره ي مكنيه مي باشند ، اما استعاره مكنيه زماني تشخيص است كه « مشبه به » آن انسان باشد . مثال 1 : اختر شب در كنار كوهساران ، سر خم مي كند . مثال 2 : ديده ي عقل مست توچرخه ي چرخ پست تو . مثال 3 : به صحرا شدم عشق باريده بود . توضيح : در مثال(1) اختر شب به « انساني » تشبيه شده كه سرش را خم مي كند اما خود « انسان » مشبه به است ، نيامده است . در مثال (2) عقل را به انساني تشبيه كرده و « ديده» كه يكي از ويژگي هاي انسان است به آن اضافه شده اما در مثال (3) عشق را به باراني تشبيه كرده كه ببارد . تذكر : همان طور كه گفته شد چون مثال(1) و (2) « مشبه به» آن ها انسان بوده داراي استعاره مكنيه و تشخيص است اما در مثال (3) « مشبه به » باران است ، لذا فقط استعاره ي مكنيه داريم . اضافه ي اقتراني با توجه به اين كه اضافه ي اقتراني شباهت زيادي به اضافه ي استعاري دارد ، براي شناخت اين دو نوع استعاره از يكديگر ، اضافه اقتراني را توضيح مي دهيم : اضافه ي اقتراني : آن است كه وجود « مضاف » براي « مضاف اليه » يك واقعيت باشد . برعكس اضافه ي استعاري كه وجود « مضاف » براي « مضاف اليه » يك واقعيت نيست . مثال : حسين دست دوستي به من داد . توضيح : دست را به قصد دوستي به من داد كه « دست » براي نشان دادن دوستي يك واقعيت است . نكته : براي تشخيص آسان اضافه اقتراني از اضافه ي استعاري ، مي توان از دو شيوه استفاده كرد: 1- كافي است كه بدانيد در اضافه ي اقتراني ، مضاف اليه عملي است كه مضاف انجام مي دهد. مثال1: پروردگارا ! روا مدار كه به حريم اجتماع پاي تعدي و تجاوز بگذارند. مثال2: پروردگارا ! مگذار دامان وجودم به پليدي هاي گناه بيالايد. توضيح: در مثال اول تعدي و تجاوز عملي است كه « پا » انجام مي دهد ؛ولي در مثال دوم، چنين رابطه اي برقرار نيست بلكه« وجود » را به لباسي تشبيه كرده ايم كه دامن داشته است. 2- بين دو جزء اضافه ي اقتراني ( مضاف و مضاف اليه ) مي توان عبارت « از روي » را قرار دادو يك جمله ساخت. مثال : در اضافه ي « دست ارادت » -- دست را از روي ارادت دراز كرد . توجه: تركيباتي نظير : دست محبت، پاي ارادت، چشم احترام ، ديده ي محبت ، گوش توجه ، چشم اعتنا ، پاي بطلان ، قلم عفو و ... اضافه ي اقتراني مي باشند كه بين همه ي اين تركيبات اضافي ، مي توان « از روي » را قرار داد . مجاز مجاز به كار بردن واژه اي است در غير معني حقيقي به شرط وجود قرينه . قرينه در مجاز: نشانه است كه به كمك آن مي توان معني غير حقيقي كلمه اي را فهميد. مثال1 : ايران در بازي هاي آسيايي شركت مي كند. توضيح : كلمه ي « ايران » مجاز از يك تيم ورزشي از ايران است و « شركت در بازي » قرينه است كه به ما كمك مي كند تا بفهميم كه منظور از كلمه ايران كشور ايران نيست . مثال 2: سينه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگويم شرح درد اشتياق توضيح :كلمه ي سينه مجاز از انسان عاشق است . نكته: از آنجا كه در استعاره لفظ در معناي حقيقي خود به كار نمي رود ، لذا هر استعاره اي نوعي مجاز است .پس هر مجازي استعاره نيست اما همه ي استعاره ها مجاز است . كنايه كنايه در لغت به معناي پوشيده سخن گفتن است و در اصطلاح سخني است كه داراي دو معني دور و نزديك است . كه معني نزديك آن مورد نظر نيست اما گوينده جمله را چنان تركيب مي كند و به كار مي برد كه ذهن شنونده از معني نزديك به معني دور منتقل مي شود. نكته: در كنايه الفاظ همه خقيقي اند اما مقصود گوينده معناي حقيقي و ظاهري آن نيست. نكته: كنايه معمولا در يك جمله يا يك تركيب به كار مي رود . مثال 1 : هنوز از دهن بوي شير آيدش. توضيح: كنايه از اين كه هنوز بچه است و بارز ترين نشانه ي بچگي همان شير خوردن است . مثال 2 : كه رهام را جام باده است جفت. توضيح :كنايه از اين كه رهام عياش و خوشگذران است و مرد جنگ نيست. مثال 3: ببايد زدن سنگ را بر سبوي. توضيح: سنگ را بر سبو زدن كنايه از آزمايش و امتحان كردن است. عباراتي نظير : دست و پا كردن ، روي كسي را به زمين انداختن ، شكم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در كشيدن ، عنان گران كردن ، دهان دوختن ، پاي در دامن آوردن ، سر زخاك بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سياه و سفيد نزدن ، دست روي دست گذاشتن و ...همه كنايه هستند.

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

زندگينامه.....

در حدود سال ۱۲۵۹ هجری خورشیدی (۱۲۹۷ قمری) در تهران متولد شد. پدرش «خانباباخان» که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین به تهران آمد و در این شهر اقامت گزید.

تحصیلات قدیمی را نزد «شیخ غلامحسین بروجردی» آموخت. بعدها به مدرسه علوم سیاسی رفت.

پس از پایان تحصیل به خدمت وزارت امور خارجه در آمد. در سال ۱۲۸۱ با «معاون‌الدوله غفاری» که به وزیر مختاری ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود به اروپا رفت و حدود دو سال و نیم در اروپا و بیشتر در وین اقامت داشت.

بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آ‎غاز مشروطیت بود. در حدود سال ۱۲۸۵ (۱۳۲۵ (قمری)) با همکاری جهانگیرخان شیرازی و با سرمایهٔ قاسم خان تبریزی روزنامه صور اسرافیل را منتشر کرد. بخش «چرند و پرند» در این روزنامه را او با امضای «دخو» می‌نوشت که با استقبال زیاد خوانندگان روبرو شد. «دخو» (مخفف ده‌خدا) شخصیت خیالی ساده‌دل حکایت‌ها و مثل‌های مردم قزوین است. دهخدا بعدها نام خانوادگی خود را از همین نام گرفت. پس از به توپ بستن و تعطیل مجلس شورای ملی در دورهٔ محمد علی شاه، دهخدا، مانند بسیاری از آزادی‌خواهان، ناچار به استانبول و از آنجا به اروپا رفت.

در سوئیس سه شماره از «صوراسرافیل» را منتشر کرد. آنگاه دوباره به استانبول رفت و در سال ۱۳۲۷ (قمری) روزنامه‌ای به نام «سروش» را به زبان فارسی انتشار داد. پس از فتح تهران به دست مجاهدین و خلع محمد علی شاه، دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد.

آرامگاه علی‌اکبر دهخدا در گورستان ابن بابویه شهر ری

دهخدا در دوران جنگ جهانی اول در چهارمحال و بختیاری گوشه‌نشین بود. پس از جنگ به تهران بازگشت و در دورهٔ رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.

دهخدا در جریان نهضت ملی شدن نفت پشتیبان جدی دکتر مصدق بود.

دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسه هم تسلط داشت و گاه برای تفنن شعر نیز می‌سرود.

او در ۷ اسفند ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه مدفون شد.

آثار

علی‌اکبر دهخدا در اواخر عمر

دست خط فارسی (مربوط به علامه دهخدا)

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

فاطمه راکعی در سال ۱۳۳۳ در زنجان متولد شد. تا پایان دورهٔ ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و بعد از آن در تهران به ادامهٔ تحصیل پرداخت. او دارای لیسانس مترجمی زبان و فوق لیسانس و دکترای زبان‌شناسی است.

از جمله فعالیت‌های وی می‌توان به معاونت پژوهشی دانشگاه الزهرا و رئیس گروه‌های ادبیات انگلیسی دانشگاه الزهرا و معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده الهیات و ادبیات دانشگاه الزهرا، معاونت پژوهشی دانشگاه الزهرا، نمایندهٔ مجلس ششم و نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، رئیس کمیته امور زنان و امور خانواده و رئیس فراکسیون زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی، مدیرعامل انجمن شاعران ایران و رئیس هیئت مدیرهٔ دفتر شعر جوان، عضو هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی، عضو هیئت امنای سینمای کشور فارابی، عضو هیئت امنای پژوهشگاه فرهنگی، اجتماعی وزارت فرهنگ و آموزش عالی اشاره کرد.

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

خودآزمايي درس سيزدهم (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي 2)

1-     ديدار با شمس  ص 110

2-      صلاح الدين زركوپ و پس از وفات او حسام الدين چلپي   ص 110

3-    6  دفتر ، از دو منبع عمده ي  ((قرآن)) و ((حديث)) و در كنار آن منابع ديگري مثل : كليله و دمنه و آثار سنايي و عطار و نظامي بهره گرفته است .

4-    رسيدن به حق و اتصال انسان به حق كه از طريق كنار گذاشتن جسم و فداكردن خود و همه روح شدن حاصل مي شود. و فداكردن خود از طريق عشق امكان پذير است يا اتصال به حق كه از طريق كنار گذاشتن جسم و ماديات و فداكردن خود و عشق امكان پذير است . ص 112

5-    مثنوي جلوه گاه انسان و طبيعت است ، طبيعت جلوه گاه خداوند است . درسراسر هستي ، جز خدا هيچ وجود ندارد و انسان نيز همه جا با طبيعت و اشياء در مي آميزد تا امكان رسيدن به حقيقت ممكن شود و اتصال انسان به حق از طريق تزكيه نفس و ترك هوي و هوس و عشق است و عشق از نظر او زاده ي كشش معشوق است و تنها شرط براي اين راه جذبه ي حق است . ص 112

6-      عراقي

7-   ستايش آزادگي ، همين آزادگي است كه او را به (( رند )) معروف كرده است و شعر او را رندانه مي خوانند . او آزادگي را مي ستايد و براي به دست آوردن آن تلاش مي كند  ص 116

8-    بله ، از آن جا كه حافظ شهر شيراز را با تمام وجود دوست دارد ، در تمام وقايع و حوادثي كه درآن شهر و براي آن شهر ، رخ مي دهد خود راسهيم مي داند. از اين رو نه تنها شاعري است اهل علم و فضل و عرفان بلكه شخصي است كه نمي تواند اوضاع سياسي و اجتماعي شيراز را ناديده انگارد. و در مقابل آن عكس العمل نشان مي دهد و نشانه ي روشن آن واكنش هاي تند حافظ نسبت به رفتارهاي تعصب آلود و خشونت آميز مبارز الدين است . ص 114

9-    محمد مبارزالدين ، زيرا وقتي محمد مبارزالدين بر فارس غلبه مي كند ابواسحاق ممدوح حافظ ، را بر دروازه ي شهر به دار مي آويزد و دوره ي آسودگي و امنيت و آزادي سيزده ساله به پايان مي رسد . شهر در ميان رعب و وحشت وخشونت و تعصب غرقه مي سازد و رياكاري و تزوير و عوام فريبي و دروغ و نفاق كه زاده ي حكومت محتسب است رواج مي يابد و حافظ به خاطر تحمل نكردن چنين اوضاعي است كه با مبارزالدين سر ناسازگاري دارد. ص 114 و115

10- حافظ بعد از ابواسحاق ، محيط فارس را محيطي مساعد نمي بيند . هرچند گاه گاه از شاه شجاع جانشين مبارزالدين تعريف و تمجيد مي كند اما محيطي كه زهد ريايي و تعصب و جهل عوام آن را چنان سرد و بي روح كرده است كه ديگر براي حافظ چندان مايه ي خشنودي نيست و شاه شجاع كه هردم به رنگي مي گردد هرگز نمي تواند حافظ را راضي         نگه دارد ،  از اين رو شيراز براي حافظ طاقت فرسا مي شود و ناچار پس از چهل سال زندگي آن شهر را سرزنش مي كند و هوس مي كند به دياري ديگر رخت كشد .   ص 115

11-  زيرا شاه شجاع خاصه پس از برگشت از كرمان محتسب تازه اي شده و شيراز در روزگار حكومت او مثل زمان حكومت مبارزالدين عرق در تعصب ، جهل ، نفاق ، خودبيني و زهد ريايي است و درباريان او ، زاهدان رياكار و متملق هستند و خود شاه شجاع هم هردم به لوني مي گردد و حافظ كه ستايش گر آزادگي است نمي تواند اين چيزها را تحمل كند و با تمام چيزهايي كه به آزادگي او و ديگران لطمه وارد مي كنند از جمله ريا و تعصب و نقاق و... مبارزه مي كند به همين دليل نه تنها شاه شجاع او را مي آزارد بلكه زاهدان رياكار و متملق دستگاه او همواره درصدد تكفير و آزار او هستند .

12- با زاهدان رياكار و متملق ، افراد خود بين ، منافق ، متعصب ، جاهل ، دروغگو ، عوام فريب ، ظاهر بين ، حاكمان ظالم و ستمگر كه جامعه ي خود را در رعب و وحشت و تعصب فرو مي بردند و هر كس و هر چيزي كه به آزادگي او و ديگران لطمه وارد مي كردند مبارزه مي كرد .

13- رند در فرهنگ و جهان بيني حافظ ، متعالي ترين معناي خود را مي يابد او شعر خود را رندانه و مكتب خود را      مكتب رندي مي نامد، رند درديوان او، انسان برتر، انسان كامل وانسان آزاده وحتي رندان تشنه راهمپاي اولياي خدا مي داند.

 

 

رندان تشنه طلب را آبي نمي دهد كس                               گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت (1)

14- چون حافظ تحولي بزرگ در غزل فارسي ايجاد كرد و سبكي مستقل به وجود آورد و شعر از لحاظ فصاحت و بلاغت و زيبايي و شكوه در اوج است و فكر و بيان او هر دو عالي است

درشعر او بلاغت كلام و هنر تلفيق و تركيب كلمات و آفرينش هاي هنري و تصوير هاي بي نظير و صنايع معنوي ، خاصه ايجاز و ايهام ، شعر حافظ را به عالي ترين مرتبه ي خود سوق مي دهد .

15- مضمون آفريني در شعر ، خلق مضامين بكر ، نازك خيالي ، ساختن شبيهات و استعارات و كنايات تازه و كاربرد تمثيل و ارسال المثل ، آوردن الفاظ عاميانه و معمولي و گاه پيش افتاده ، آوردن افكار و انديشه هاي عاميانه ، تركيب كلمات ، آفرينش تركيبات و تعبيرات نو .

16- تازگي در مضمون آفريني در شعر ،  مضامين بكر، نازك خيالي ، آنچه از لحاظ فكر و مضمون بر شاعران ديگر تا حدي اضافه دارد عرفان و حكمت است به طوري كه در غزل هاي او گاه بعضي ابيات آن شاهكار ذوق و انديشه است . گاه ابيات لطيف و اخلاقي چنان فريبنده است كه غالباً به صورت ضرب المثل در مي آيد .

17- غزل

18- مضامين اخلاقي ، عرفان و حكمت

19- كاربرد تعبيرات و تركيبات نو مانند :

         زخم نمايان تير عشق بودن ، خار خار جست و جو ، پشت بر ديوار حيرت دادن ، دارالامان تنهايي ، شبيخون خمار،

          سفال عالم خاكي ، خرقه ستاندن نافه ، نگين حلقه ي گردون بودن ، چراغ كلك

-         وجود تعبيرهاي عاميانه ، مانند : دشت دشت از سايه ي مردم گريزانيم ما

-          در مضمون آن ، اخلاق و حكمت ديده مي شود .

-          مضمون آفريني و نازك خيالي و تازگي تشبيهات مانند :

        پشت چون آيينه بر ديوار حيرت داده ايم ، وحشي دارالامان گوشه ي تنهايي ايم ، در سفال عالم خاكي چور بمانيم ما

20- تكليف دانش آموزان است

خودآزمايي درس چهاردهم (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي )  ص 134

1-   به خاطر امانت داري و صداقت و صراحت در تاريخ و بيان حقايق تاريخي اهميت فراوان دارد، زيرا مورخ سعي كرده است تا آنجا كه ممكن است حقايق تاريخي را با تخيلات  يا تعارفات و دروغ گويي هاي بي مورد در نياميزد و تاريخي واقعي و مستند را ارائه دهد .

2-      الف : مشاهدات و تجربيات سياسي و اجتماعي خود /

        ب: مراجعه به افراد مورد اعتماد كه خود شاهد حادثه بودند و كسب اخبار از آن ها

         ج: استفاده از كتاب هاي قابل اعتماد

3-      الف : نثر داستاني ، است كه در خدمت محتواي تاريخي قرارگرفته است .

         ب: استفاده از اطناب و ايجاز به جا و مناسب

         پ : كاربرد تمثيلات و تعبيرات بليغ و زيبا

---------------------------------------------------------------------------------------

1-     علي اصغر دادبه ، مكتب حافظ ، مكتب رندي ، دفتر دوم حافظ پژوهي ، ص 12

2-     بهاءالدين خرمشاهي ، حافظ نامه ، ج 1 ، ص 407

         ت : استفاده طبيعي و معتدل از لغات عربي و جمع هاي مكسر عربي و گاه عبارات و جملات عربي كه هرگز تكلفي در

                نثر بيهقي وارد نكرده است .

         ث : حذف افعال به قرينه به اقتضاي  بلاغت

        ج: آفرينش واژه ها و تركيبات بديع

        چ :  اسنشهاد به تاريخ و قصه

4-      الف :كاربرد توصيفات دقيق و جزئي و هنرمندانه

          ب : تجسم و تصوير هنرمندانه ي صحنه ها و اشياء و اشخاص

         پ : رعايت بلاغت از جهات مختلف كه كلام او را جذاب و گيرا كرده است

         ت :  كلمه آفريني كه نه تنها بر زيبايي در آهنگ كلام مي افزايد بلكه معاني و مفاهيم كامل را القا مي كند .

         ث : كاربرد تمثيلات و تعبيرات كه كلام او را به اوج زيبايي و بلاغت مي رساند

         ج : استفاده اطناب و ايجاد به جا و طبيعي

5-     كوتاهي جمله ها مثل : فرمان نمي بردند ( كاهل دار برخاستند.   /   باران قوي تر شد.

-         حذف بخشي از فعل به قرينه مثل : گروهي از گله داران در ميان رود غزنين فرود آمده بودند و گاوان بدان جا داشته .

-          خوش آهنگي كلام مثل :  آخرها كشيده و خر پشته زده و ايمن نشسته

-         وجود تعبيرهاي مناسب مثل : گله داران جستند و جان را گرفتند / مدد سيل پيوسته چو لشكر آشفته در مي رسيد .

-          كلمه آفريني مثل : ترگونه ، كاهل وار، كوتاه گونه ، با رانك و ...

-          كاربرد ساخت قديمي افعال : چون ممكن شدي /، بتوانستي گذشت /، مدد سيل در مي رسيد

-          جابه جايي اجزاي جمله مثل : يلي بود قوي / ، اقرار كردند پيران كهن / ، محال بود برگذر سيل بودن

-          استشهاد به آيه ، حديث ، روايت مثل : نعوذ بالله من الاخر سين و الا صمين           پيغمبر (ص)

-          توصيف دقيق صحنه ها و اشياء

-         استفاده از نقل قول هاي مستقيم

-          كهنگي واژه ها مثل : پشتيوان ، نماز خفتن ، نماز ديگر و...

6-   آئين هاي معمولي زندگي با مسائل عميق اجتماعي و اخلاقي و تربيتي، علوم و فنون و آيين ها وسنت هاي مختلف براي تربيت فرزند خود .

7-    در هر باب ابتدا خطاب به پسرخود ، به تعريف يا توصيف موضوع مورد نظر مي پردازد و در باب آن سخن مي گويد. سپس براي توضيح بيش تر و روشنگري مطلب حكايت يا حكايت هايي نقل مي كند كه اين حكايات يا از اجداد و پدران خود اوست يا از تاريخ گذشتگان و اميران و پادشاهان و بزرگان پيشين است .

8-    نثر قابوس نامه ، نثر ساده و روان است / لغات عربي درآن بسيار اندك است و اين مقدار اندك هم لغات معمولي و رايج عربي در زبان فارسي است .

-         لغات و اصطلاحات فارسي در آن بسيار است و ظاهراً نويسنده دربه كار بردن لغات فارسي تعمد داشته است .

-          اصطلاحات علمي و فني از جمله فلسفه ، نجوم ، هندسه و طب و شعر وفقه و امثال آن به كار برده است .

-          جمله ها كوتاه است.

-          نويسنده اشعار خود را در جاي مناسب همراه با نثر آورده است

9-      الف : نثر هر دو كتاب ساده و روان و خوش آهنگ است

         ب : جمله ها و عبارت ها در نثر هر دو كتاب كوتاه است

         پ: لغات عربي در نثر بيهقي بيش تر و واژه هاي فارسي در نثر قابوس نامه چشم گير تر است

       ت: در هر دو كتاب تعبيرات زيباي فارسي به چشم مي خورد

        ث : حذف فعل يا بخشي از آن يا حذف بخشي از جمله در نثر بيهقي كاملاً آشكار است

        ج : ويژگي هاي نثر داستاني از جمله توصيف هاي جزئي و دقيق وتصوير صحنه ها و اشياء و اشخاص در نثر بيهقي

               بارزتر است .

10- ويژگي متن درس :

     الف: سادگي و رواني وخوش آهنگي مثل : تا بتواني ، از نيكي مياساي و خويشتن را به نيكي و نيكوكاري بر مردم نماي و

      چون نمودي به خلاف نموده مباش به زبان ديگر مگوي و به دل مباش تا گندم نماي جو فروش نباشي .

     ب:كوتاهي جملات و تكرار واژه ها مثل : اندرآب جست . / آب تيز همي آمد. / فتح را بگردانيد. / فتح دانست.

     پ: فراواني واژه هاي فارسي

    ت: كمي لغات عربي و همين مقدار اندك هم لغات عربي ساده و رايج هستند مثل : نجيب ، عزيز، خليفه ، جهد و...

     ث :كهنگي تلفظ برخي از كلمات مثل شناء و (شنا)  ، اوستاد (استاد) ، اوفتادن (افتادن ) ، نبشته (نوشته ) و...

      ج : قديمي بودن ساخت افعال مثل : همي شد ( مي شد) ، مي شد ( مي رفت ) ، غوطه همي خوردن (غوطه خوردن ) ،

       بگرفتي (مي گرفتم )

      چ : تعبيرهاي فارسي مثل : از خود نمودن (وانمود كردن ) ، با چيزي بسنده نبودن ( از عهده چيزي برنيامدن )

11- هدف او آموزش مسائل اخلاقي و تربيتي است او مي خواهد آنچه از نظر اخلاق ديني خوب و پسنديده است در لباس فصيحت بيان كند و ديگران را در آنچه خود مي انديشد و مي پسندد سهيم كند . ص 131

12- بله ، دنيا آن چنان كه هست نه آن چنان كه بايد باشد.

13- او همه نوع انديشه با همه ي خوبي ها و بدي ها در طبقات مختلف جامعه از پادشاه گرفته تا درويش بيان كرده است و همه ي آن طبقات اجتماعي را از لحاظ روحيات و اخلاق و رفتار مورد بررسي قرار داده و به تحليل اجتماع خود پرداخته است تا ارزش هاي اخلاقي وديني كه خوددرباره آن ها انديشيده و آن ها را پسنديده رواج دهد. عناوين باب ها حوزه ي انديشه ي سعدي را به خوبي نشان مي دهد .

14- گلستان هشت باب دارد : باب اول : در سيرت پادشاهان / باب دوم : در اخلاق درويشان /  باب سوم : در فضيلت قناعت / باب چهارم : در فوايد خاموشي / باب پنجم : در عشق وجواني / باب ششم : درضعف و پيري  / باب هفتم : در تاثير تربيت / باب هشتم : در آداب معاشرت

      هر كدام از ابواب سرشار از نكات مهم اخلاقي و اجتماعي است .

15- الف : رعايت مقتضاي حال يعني مناسب انديشي و مناسب گويي

         ب : تناسب وهماهنگي بين حروف وواژه ها وجمله ها ،كاربردواژه ي مناسب كه هرواژه دركلام سعدي جاي خاصي

                دارد

          پ : به حد اعلا رساندن ايجاز در كلام يا فشرده نويسي

          ت : كاربرد طبيعي و معتدل آرايه هاي ادبي

          ث : كاربرد آيات و احاديث

          چ: استفاده از تمثيلات تاريخي مناسب

         ج :كاربرد لغات ، جمله ها وعبارات و اشعار عربي در حد مناسب وبه دور از تكلف و ...

16- نثر سعدي يك نثر ابتكاري وهنرمندانه و تركيبي است نو ميان نثر مصنوع و نثر مرسل و پيوندي است ميان اين دوسبك . تفاوت نثر گلستان با نثر مصنوع عبارتند از :

 الف )در نثر مصنوع كاربردآرايه هاي ادبي آن قدر فراوان و محسوس است كه بيش تر از خود موضوع جلب توجه مي كند از اين رو چون معني را فدا مي كند زيبا جلوه نمي كند اما سعدي هنرمندانه و ابتكاري عمل مي كند و برخلاف زمان خود از آرايه ها و صنايع ادبي به طور ((متعادل )) و ((طبيعي )) بهره مي گيرد و اثري مي ‍آفريند كه نثر در اوج زيبايي و سادگي است .

ب: نثر مصنوع در آن زمان از ايجاز پرهيز داشته است و نويسندگان براي توصيف يك صحنه يا بيان يك مطلب از كلمات مترادف و پي درپي استفاده مي كردند در صورتي كه يكي از خصوصيات نثر گلستان ايجاز است و توجه سعدي به ايجاز ، نوعي سنت شكني است او در انتخاب كلمات دقت زياد دارد و هيچ عبارت و كلمه اي كه در كلام زايد باشد نمي آورد . گاه با چند كلمه يك حكايت زيبا با نكات ارزنده بيان مي كند .

17- هر واژه در كلام سعدي جاي خاص و معيني دارد به طوري كه اگر آن را از جاي خاص خود برداريم ، نظم و تناسب و ناچار زيبايي و لطف كلام از بين مي رود . ص 133

18- برادر كه در بند خويش است ، نه برادر و نه خويش است / مشك آن است كه خود ببويد ، نه آن كه عطار بگويد ./ هركه را زر در ترازوست ، زور در بازوست / هنر چشمه ي زاينده است و دولت پاينده / هر چه نپايد دلبستگي را نشايد / هر چه زود برآيد، دير نپايد / خبري كه داني دلي بيازارد تو خاموش باش تا ديگري بيارد / دانا چو طبله ي عطار است خاموش و هنرنماي و نادان چو طبل غازي ، بلند آواز و ميان تهي / دروغ مصلحت آميز به كه راست فتنه انگيز / نه هر چه به قامت مهتر به قامت بهتر .

19-    الف :به كاربردن هر واژه در جاي مناسب

            ب: موسيقي و خوش آهنگي

            پ: استفاده از چاشني طنز

            ت: وسعت و تنوع و رنگارنگي صحنه ها و آدم و حوادث

            ث : تناسب گفتارها با روحيات و شخصيت هاي افراد

            ج : توصيف و تجسم هنرمندانه ي مناظر و صحنه ها و اشخاص در نهايت ايجاز

            چ : به كارگرفتن واژه ها و تركيبات رايج

           ح: استفاده از تمثيل و استشهاد به آيات و احاديث

           خ : كاربرد لغات و عبارات عربي

            د: كاربرد اشعار عربي و فارسي

             ذ: توصيف خلقيات و حالات دروني افراد.

20- تكليف دانش آموزان است. 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

 

جواب خودآزمايي هاي نقد ادبي چاپ 81

خودآزمايي تعاريف و انواع نقد (درس دهم )

1-     بررسي همه جانبه ي يك اثر ادبي و تشخيص محاسن و معايب  سخن و نشان دادن بدو خوب اثر ادبي ص 79-80

2-    بله ، نقد ادبي هنر متعالي را رواج مي دهد به قول شمسيا (( نقد ادبي در گسترش ادبيات و متعلقات آن اهميت زيادي دارد زيرا با نقد ادبي اولاً : ادبيات و علوم ادبي متحول و زنده مي ماند.

ثانياً با بررسي آثار والا معيارها و ابزارهاي جديدي را كشف مي كند و به ادبيات ارزاني مي كند .))              نقد ادبي ، دكتر سيروس شمسيا . ص 23

3- فايده ي نقد ادبي صرفاً براي خواننده ي اثر ادبي نيست بلكه براي كساني كه به ابداعات ادبي دست مي يازند خاصه كساني كه در اين راه تجربه ي كم تري دارند ارزش و فايده ي فراوان دارد زيرا هم به آنان راه واقعي را نشان مي دهد و هم آنان را از كج روي ها و يا زياده روي هاي بي مورد باز مي دارد و به راه درست و واقعي هنر رهنمون مي شود .  ص 79-80

4-  زماني كه نقد با غرض همراه باشد و مايه ي اصلي آن قضاوت راستين و بينش و آگاهي نباشد . ص 80

5-  برخي شاعران و نويسندگان زيرا مي ديدند كه عده اي از نقادان مغرضانه و بدون آگاهي و بينش كافي به نقادي         مي پرداختند و فكر مي كردند كه منتقدان همان افراد ناتوان در شعر و هنر هستند كه خود از عهده ي آفرينندگي بر نيامدند و خود شاعر و هنرمند نيستند.

6-  تكليف دانش آموزان است .

7-  منتقد بايد باديد و وجدان علمي و دور از هر نوع نظر شخصي و با ميزان هاي علمي و منطقي به كار نقد و نقادي بپردازد و نقد خودرا از هرنوع شايبه ي غرض دور نگه دارد و اثر را از جنبه ي محتوا و شكل ظاهر آن مورد بررسي قرار دهد و گذشته از توصيف و تحليل دقيق آن را با آنچه در نزد همه يا بيشتر مردم اصلي و قابل قبول است مقايسه كند.           ص 81-82

8- نقد ادبي بررسي همه جانبه ي يك اثر ادبي است به همين دليل منتقد ادبي گذشته از نقد معني و محتوا بايد به نقد لفظ و شكل ظاهر بپردازد و نشان دهد كه زيبايي هاي ظاهري يا لفظي كه غالباً تاحد زيادي مايه ي ايجاد هيجان و شورانگيزي يك اثر ادبي مي شود ، چه ارزش و اهميتي دارد . ص 80-81

9- خير ، زيرا غالباً مايه ي گمراهي مي شود و حقيقت مطلق يك اثر ادبي را به خوبي نشان نمي دهد . ص 81

10- آثاري كه در ادبيات جهان در نزد اكثر مردم به عنوان آثار اصلي و خالص و قابل قبول ، شناخته شده اند . ص 82 به طور مثال در زمينه ي اثر حماسي در ادب فارسي ، شاهنامه فردوسي به عنوان يك اثر اصلي و قابل قبول ميزان و محك به حساب مي آيد.

11- تكليف دانش آموزان  است.

12- نقد لغوي ، فني ، زيبا شناسي مربوط به شكل ظاهري اثر و نقد اخلاقي ، روان شناسي و اجتماعي و ... مربوط به محتوا و درون مايه است . ص 82

13- نقد لغوي ، فني ، اخلاقي از قديم ترين ايام مورد توجه بوده است . نقد روان شناسي و اجتماعي از پديده هاي دنيايي جديد است . ص 82

14- بررسي و ارزيابي كاربرد زبان و اصول و قواعد آن در يك اثر ادبي است . ص 82

15- خير، رعايت نكردن قواعد زبان نه تنها براي شاعران و نويسندگان درجه دوم ، عيب محسوب مي شود بلكه براي شاعران بزرگ نيز اگر فايده ي بلاغي به همراه نداشته باشد ، نقص و نارواست زيرا شاعر و نويسنده با رعايت نكردن اصول زبان كلام خود را گرفتار تعقيدات و ناهماهنگي هاي لفظي مي كند و معني را دچار ابهام مي كند. ص 83

16- بررسي نحوه ي كاربرد كلمات / رعايت يا عدم رعايت قواعد دستوري و ارزيابي آن ها / بررسي مترادفات / بررسي موارد اطناب و ايجاز / بررسي كاربرد ادات و دقت در آن و اشتقاق كلمات ومعاني آن ها

17- تكليف دانش آموزان است . از شاعران قديم : مي توان به اشعار نظامي و شاعران جديد به اشعار و آثار نصر ... مرداني ، نيما يوشيج ، سهراب سپهري ، اخوان ثالت ، سهيل محمودي ، سلمان هراتي ، سيد حسن حسيني مراجعه كرد.

18- منظور از نقد فني ، بررسي چگونگي كاربرد فنون بلاغي در شعر و نثر و ميزان ارزش و اعتبار آن است . ص 85

19- نقد ادبي در ادب عرب به وسيله ي افرادي از جمله : قدامه بن جعفر ، ابوهلال عسكري ، عبدالقاهر جرجاني و در ادب فارسي به وسيله ي افرادي مثل : رشيد الدين و طواط ، شمس قيس رازي رواج يافته است .

كتاب ها در اين زمينه عبارتند از :

1- نقد الشعر في البديع ، ((نقد النثر)) از قدامه بن جعفر

2- معاني الادب ، صناعتي النظم و النثر از ابوهلال عسكري

3- اسرار البلاغه ، دلائل الاعجاز از عبد القاهر جرجاني

4- المعجم في معايير اشعار العجم از شمس قيس رازي

5- حدائق السحر في دقائق الشعر از رشيد و طواط

6- ترجمان البلاغه از محمدبن عمر رادوياني

20- خير ، با دانستن اصول بلاغت نمي توان به خلق و آفرينش اثر ادبي نايل شد بلكه گوينده يا نويسنده بايد آن اصول و قواعد را به عنوان ميزان سلامت و مقياس راستي و كژي طبع و قريحه ي خويش به كار گيرد . ص  85

21- الف) كميت و ريتم يعني ايقاع (واحدهاي متقارن و تكراري يك وزن )     ب) هماهنگي حروف                 ص 86

تشبيه

22- تشبيه در لغت ، مانند كردن چيزي است به چيزي ديگر در يك يا چند صفت و در اصطلاح علم بيان تشبيه ادعاي همانندي چيزي است با چيز ديگر دريك يا چند صفت

اركان تشبيه چهارتا است :

            1- مشبه : آنچه كه مانند مي شود.

             2- مشبه به : آنچه مشبه ، به آن مانند مي شود.

             3- ادات تشبيه : واژه هايي كه شباهت را به وسيله ي آنها نشان مي دهند مثل : چون ، چو ، همچو، همچون ، مانند،

                   همانند، بسان ، مثال ، مثل ، به صورت ، به كردار ، به رنگ ، چنان ، مانا، به مثل ، پنداري ، گويي و...

             4- وجه شبه : صفت يا وجه مشتركي كه بين مشبه و مشبه به وجود دارد.

                   اگر    چو    غنچه   فرو بسته است  كار جهان               تو   همچو  بادبهاري  گره گشا مي باش

                     ادات تشبيه  مشبه به    وجه شبه              مشبه                مشبه    ادات تشبيه مشبه به          وجه شبه

 

نكته 1: گاهي از اركان تشبيه ، وجه شبه حذف مي شود  مثل :

اين عمر به  ابر نو بهاران   ماند                   زودگذر بودن : وجه شبه

مشبه              مشبه به           ادات تشبيه

نكته 2 : گاهي ادات تشبيه و وجه شبه هردو حذف مي شود كه به آن تشبيه بليغ گويند.

تشبيه بليغ به دو صورت است :

1-     اسنادي ، كه درآن مشبه به ، به مشبه  اسناد داده مي شود و به صورت جمله است مثل : علم نور است

2-    اضافي كه به صورت تركيب اضافي است يعني مضاف به مضاف اليه تشبيه مي شود مثل : قد سرو، لب غنچه يا مضاف اليه به مضاف تشبيه مي شود مثل : تير مژگان ، غنچه لب ، لعل لب

مجاز

مجاز: هرگاه واژه اي در معني غير حقيقي خود به كار رود به شرط آن كه بين معني حقيقي و غير حقيقي علاقه و رابطه اي وجود داشته باشد هم چنين قرينه اي كه ذهن را متوجه معني غير حقيقي كند . چنين واژه اي مجاز است .  استعاره نوعي مجاز است كه علاقه اش شباهت است  مثل :

1-  سر آن ندارد امشب كه بر آيد آفتابي                      چه خيال ها گذر كرد و گذر نكرد خوابي

       مجاز (علاقه محليه ) به معني قصد ونيت

2- محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست

                                                          مجاز (علاقه لازميه ) به معني كشتن

3- محرم اين هوش جز بيهوش نيست            مر زبان را مشتري جز گوش نيست

                                                                                   مجاز (علاقه آليه ) به معني سخن   

4- گر نبندي زين سخن تو حلق را                    آتشي آيد بسوزد خلق را

                                                 مجاز (علاقه جزئيه ) به معني دهان

5- سرم درد مي كند

      مجاز (علاقه كليه ) به معني بخشي از سر

6- ديدم نفسم در نمي گيرد

                 مجاز( علاقه سبيه ) به معني سخن

استعاره

استعاره از نظر لغت ، مصدر باب استفعال به معني عاريه خواستن و لغتي را به جاي لغت ديگر به كاربردن است زيرا شاعر در استعاره ، واژه اي را به علاقه ي مشابهت به جاي واژه ي ديگر به كار مي برد و در اصطلاح ادبي تعاريف زيادي شده است كه دو تعريف زير را مي توان ذكر كرد:

استعاره ، تشبيهي است كه يكي از طرفين آن حذف شده باشد  يا مجازي است كه علاقه ي آن شباهت است با وجود قرينه اي كه ذهن را از معني حقيقي دور كند و به معني غير حقيقي برساند.

نكته 1: در تشبيه ، ادعاي همانندي است ولي در استعاره ادعاي يكساني است

نكته 2: استعاره بسيار هنري تر از تشبيه است

                الف)   هزاران نرگس از چرخ جهان گرد                  فروشد تا برآمد يك گل زرد

                                      استعاره از ستاره                                                                            استعاره از خورشيد

                   ب) در اين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است

                             استعاره از دنيا

استعاره بر چند نوع است كه مهمترين آن استعاره ي مصرحه و استعاره مكنيه است .

استعاره مصرحه

استعاره مصرحه : تشبيهي است كه در آن مشبه حذف و فقط مشبه به آورده شود يا مجازي است كه علاقه ي آن شباهت باشد به شرط قرينه اي كه ذهن را از معني حقيقي به غير حقيقي برساند . پس ژرف ساخت هر  استعاره يك جمله ي تشبيهي است مثلاً ژرف ساخت ((سرو)) كه استعاره از قد بلند است جمله زير مي باشد :

 

قدي كه از نظر بلندي مانند سرو است              سروي را ديدم كه مي خراميد.

                                                                                استعاره

                 الف) ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد                 دل رميده ي مارا انيس و مونس شد

                            استعاره از رسول خدا(ص)

                 ب ) سرو چمان من چرا ميل چمن نمي كند             همدم گل نمي شود ياد سمن نمي كند

                          استعاره از محبوب خوش قامت

استعاره مكنيه

استعاره مكنيه : تشبيهي است كه در آن گوينده مشبه را ذكر كند و مشبه به را حذف نمايد و در عوض يكي از لوازم يا ويژگي مشبه را ذكر كند وبه مشبه اسناد دهد.

استعاره ي مكنيه از نظر مشبه به ، به دو نوع است :

الف: گاهي در استعاره مكينه ((مشبه به )) انسان است كه آن ذكر نمي شود و يكي از لوازم يا ويژگي انسان را بيان مي كند كه در اين صورت تشخيص يا انسان انگاري نام دارد. مثل دست روزگار

روزگار : مشبه                 انسان : مشبه به است كه در اينجا محذوف است و يكي از لوازم يا ويژگي انسان كه ((دست)) است آورده شده .

ب : گاهي در استعاره مكينه مشبه به ،  غير انسان است خواه جماد يا گياه يا حيوان باشد.

مثل : اركان عرش / كاشتن محبت / پر قضا

استعاره مكينه و تشخيص از نظر شكل بر دو نوع است :

الف : به صورت اضافه : جزء يا ويژگي ((مشبه به)) به (( مشبه)) اضافه مي شود كه آن را اضافه استعاري گويند مثل :

رخسار صبح                                پر قضا                                 كاشتن محبت                      كنگره ي عرش

  لوازم مشبه به (انسان )است            لوازم مشبه به (پرنده )است      لوازم مشبه به (گياه) است         لوازم مشبه به (جمادو قصر )است

ب ) به صورت غير اضافي : لوازم يا ويژگي ((مشبه به)) ، به صورت يك گزاره به(( مشبه)) (كه نهاد جمله است ) نسبت داده شود . (يعني همان اضافه استعاري به صورت جمله ذكر شود .)

قضا چون ز گردون فرو هشت  پر                   همه زيركان كورگردند و كر       (فردوسي )

مشبه                                              لوازم مشبه به (پرنده ) 

ما    آبروي    فقر و قناعت نمي بريم                 با پادشه بگوي كه روزي مقدر است       (حافظ )

  لوازم مشبه به   مشبه

مشبه به (انسان )

 

خودآزمايي درس يازدهم (تعاريف و انواع نقد) ص 96

1- ((كالريج )) انگليسي و(( ادگار آلن پو)) امريكايي    ص 89

2- هنر، خلق زيبايي است و هنر وسيله نيست بلكه هدف است و هنرمند فقط بايد به فكر زيبايي باشد شاعر پارناسين عقيده دارد كه شعر نبايد بخنداند و نه بگرياند بلكه فقط زيبا باشد و هدف خود را در خود بجويد .

3-    شعر تنها عبارت از الهام نيست بلكه بيشتر نوعي حرفه و صنعت است كه شاعر بايد درآن ابزار كار خود را به درستي به كار بيندازد .  ص 90

4-    تي . اس . اليوت نيز شعر را به عنوان يك پديده ي مستقل به كار مي گيرد و معتقد است كه شاعر در سرودن شعر از هيجانات و شخصيت خود مي گريزد ، از اين رو منتقدان را تشويق مي كند كه از بررسي حقايق زندگي شاعر روي برتابند و به مطالعه دقيق فن شعر بپردازند . ص 90

5-    منظور از هنر محض ، اين است كه هدف شاعر يا نويسنده از خلق يك اثر هنري فقط زيبايي است نه اين كه از هنر به عنوان وسيله اي براي بيان انديشه و احساس خود استفاده كند.

        درشعر فارسي ، قصايد منوچهري كه در آن ها به وصف طبيعت پرداخته است از اين نوع شعر است مثل شعر :

        (( گويي بط سفيد جامه به صابون زده است )) در كتاب زبان و ادبيات فارسي 2 پيش دانشگاهي .

6-   ايماژ به معني تصوير يا صورت هاي خيال انگيز شاعرانه و ايماژيسم مكتب تصوير گرايي است .  خصوصيات اين مكتب عبارتند از : در شعر گرايش به زبان ساده ، ابداع اوزان تازه ، آزادي در انتخاب موضوع و مخصوصاً به كارگرفتن مجاز و تصوير را توصيه مي كند . در اين مكتب ، ارائه تصوير مستقيم شيء ، توجه به جزئيات امور و اجتناب از حشوواطناب ، توجه به امور محسوس و جزئي درشعر به جاي توجه به احوال كلي و انتزاعي توصيه مي شود. ص 90

7-    افلاطون درشعر و درام به تاثير اخلاقي و اجتماعي آن توجه مي كند و شعر و ادب را طرد و انكار مي كند چون او معتقد است كه شعر ممكن است باعث فساد اخلاقي جوانان شود.  ص 91

8-    نويسندگان و فلاسفه ي اروپايي تا قرن اخير ، براي يك اثر ارزنده ي ادبي ، گذشته از زيبايي صورت ، غايت اخلاقي نيز لازم مي شمردند و به طور كلي ، هنر را درخدمت اخلاق مي گرفتند. افرادي مثل ديدرو ، دكتر جانسون ، تولستوي ، هنر را در صورتي ارزشمند مي دانند كه درخدمت ارزش هاي اخلاقي باشد و عشق و علاقه به تقوي را تقويت كند و انسان را از زشتي بي زار كند و ديدرو :گرامي داشتن تقوي و اخلاق و پست شمردن رذايل اخلاقي را هدف هرنوع هنري           مي دانست . ص 91

9-   نقد اخلاقي در ايران به خصوص درعصر جديد و به علل وجود بعضي مسائل سياسي و اجتماعي شديداً مطرح مي شود و بسياري از تجدد طلبان و مشروطه خواهان براي شعر شرط اخلاقي و اجتماعي قايل مي شوند. ص 92

10- ناصر خسرو ، فردوسي ، نظامي ، سعدي و ...  ص 92

11- آري ، به دليل بعضي مسائل سياسي و اجتماعي بسياري از شاعران دوره هاي جديد تر در ايران به مسائل اخلاقي توجه و گرايش شديدي داشتند از جمله : آخوندزاده ، ميرزآقاخان كرماني ، اديب الممالك فرهاني .  ص 92

12- تكليف دانش آموزان است.

13- هيپوليت تن ، منتقد مشهور فرانسوي ادبيات را محصول ((زمان )) ، ((محيط اجتماعي )) و ((نژاد)) مي داند . ص 93

14- در آلمان ((گئورگ كاريز)) و ((برتولت برشت )) ، در فرانسه ((ژان پل سارتر)) و ((كامو))       ص 93

15- ژان پل سارتر به استبداد و ابتذال با چشم نفرت و انكار مي نگرد و براي ادبيات نوعي مسئوليت و تعهد اجتماعي قايل مي شود . ص 93

16- آري ، معمولاً جريانات و پديده هاي اجتماعي اثر گذار هستند و اوضاع و جريانات اجتماعي در شعر شاعران قديم مانند فردوسي ، مولوي ، عطار ، ناصرخسرو ، حافظ ، خيام تاثير بسزايي داشته است .

به عنوان مثال : ((ناصر خسرو)) با زباني تلخ و گزنده از جهان خواران و دين فروشان خراسان انتقاد مي كند يا ((حافظ)) از ريا و تزوير رايج در محيط روزگار خود مي نالد .(( خيام)) از جهل و ناداني مردم روزگار خود نالان است . ص 93

17- از شاعران اديب الممالك فراهاني ، علي اكبر دهخدا ، نسيم شمال ، ملك الشعراي بهار ، ميرزاده ي عشقي شعر را در خدمت اجتماع و سياست مي دانند و از آن براي بيدار كردن مردم استفاده مي كنند.

از ميان نويسندگان ميرزا ملكم خان ، ميرزا آقاخان كرماني ، زين العابدين مراغه اي و عبدالرحيم طالبوف تبريزي ، نثررا درخدمت اجتماع قرار مي دهند . ص 94

18- زيرا معمولاً نقد تاريخي ، به يك اثر ادبي به عنوان يك امر ذوقي و هنري كم تر نگاه مي كند و از درك هنر و ارزش هنري آن عاجز است . همچنين يك شاهكار بزرگ ادبي غالباً از محيط واجتماع خود فراتر است چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود مي آيد . بنابراين صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان ، آن را مورد بررسي قرار داد .  ص 94

19- شناخت زمان و مكان خاص يا زندگي واقعي شاعر يا نويسنده براي درك يك اثر ادبي كافي نيست زيرا يك اثر ادبي فراتر از محيط و اجتماع است و همچنين ممكن است شعر و اثري بي نام كه از جهت شور انگيزي و دل ربايي جالب باشد هر چند زمان گوينده و نويسنده آن معلوم نباشد باز مي تواند مورد توجه قرار گيرد . ص 95

20- خير ، بيش ترين فايده ي تحقيقات و نقدهاي تاريخي ، متوجه تاريخ ، جامعه شناسي ، مردم شناسي و گاه روان شناسي مي شود . ص 95

21- نقدتاريخي در مورد يك اثر وقتي مي تواند به درستي انجام شود كه : 1- گذشته ي آن و نيز عصري كه پديد آورنده ي  آن است به خوبي شناخته شود 2- آرمان ها و آرزوهايي كه در آن روزگار تجلياتي داشته است احساس گردد 3- تاثير آن اثر در آثار پس از خود مورد بررسي قرار گيرد4- علاوه بر اثر مورد نظر، ساير آثار آن شاعر يا نويسنده نيز مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد. ص 95

22- شيوه ي نقد تاريخي هنگامي مفيد است كه ناقد تنها به مطالعه ي اثري كه از يك نويسنده در پيش رو دارد اكتفا نكند بلكه به همه ي آثار او احاطه يابد تا قضاوتش صحيح باشد. ص 95

23- تكليف دانش آموزان است به طور خلاصه : شرح  حال و بررسي تاريخي احوال شاعران سبب مي شود كه خواننده شناخت بهتري از آثار شاعران پيدا كند اما اين آگاهي به تنهايي براي درك كامل ارزش هاي يك اثر ادبي كافي نيست .

24- بله ، زيرا يك شاهكار ادبي غالباً فراتر از محيط و اجتماع و زمان و مكان خود است و چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثير لاشعور به وجود آيد بنابراين نمي توان صرفاً بحث پيرامون مسائل مربوط به تاريخ و زمان و مكان آن را مورد بررسي قرار داد بلكه آگاهي از محيط اجتماعي و احوال تاريخي خاص آن دوره در فهم شعر موثر است . ص 94

25- زيرا نقد روان شناسي ، جريان باطني و احوال دروني شاعر و نويسنده را ادراك و بيان مي نمايد و قدرت و استعداد هنري و ذوق و قريحه او را مي سنجد و نيروي عواطف و تخيلات هنرمند را تعيين مي نمايد و از اين راه تاثيري راكه محيط و جامعه و سنت ها و مواريث در تكوين اين جريان ها دارند مطالعه مي كند . وتنها به كمك اين نوع نقد است كه عواطف ، احساسات و انديشه هاي هنرمند و گرايش هاي رواني حاكم بر عصر هنرمند شناخته مي شود . ص 96

26- پي بردن به عواطف و احساسات ومخيلات هنرمند و شناخت ، صفات و احوال نفساني غالب بر عصر و معاصران هنرمند است .

27- خير ، بررسي در احوال روحي و نفساني اشخاص خاصه در درام يا قصه چيزي است كه نويسندگان و شاعران از       قديم ترين ايام به آن پرداخته و آن را در نظر داشته اند. و جست و جو در زواياي روح انسان از كهن ترين ايام در شعر دراماتيك يونان وجود داشته و بعدها نيز در اروپا كساني مانند ((راسين )) ، ((شكسپير)) ، ((ايبسن )) ، ونيز ((مترلينگ )) و ((داستايوسكي )) به آن پرداخته اند . ص 96

 

خودآزمايي درس دوازدهم  (تحليل آثار مهم نظم و نثر فارسي 2)

1-     از آغاز تمدن نژاد ايراني تا انقراض حكومت ساسانيان به دست مسلمانان  ص 98

2-      سه دوره : اساطيري ، پهلواني و تاريخي  ص 98

3-      بله ، چون رستم ، قهرمان و پهلوان شاهنامه در اين دوره حضور دارد .

4-      جنگ رستم و سهراب ، جنگ رستم و اسفنديار ، كشته شدن سياوش ، كشته شدن خسرو و از بين رفتن شيرين و ...

5-    آري ، به عنوان مثال : ارسطو ، تراژدي رانمايش اعمال مهم و جدي مي داند كه در مجموع به ضرر قهرمان اصلي و در حقيقت به فاجعه منتهي مي شود اين مشخصه ي تراژدي در داستان رستم و سهراب و رستم و اسفنديار ديده مي شود.

از نظر ارسطو ، هدف اصلي تراژدي (( كتارسيس)) يعني تطهير و تزكيه نفس است . در تراژدي معمولاً قهرمان مي ميرد و مرگ دلخراش او باعث ((كتارسيس)) مي شود. اين احساس و دگرگوني روحي ، با خواندن تراژدي هاي شاهنامه از جمله رستم و سهراب پديد مي آيد.  ماجراي تراژدي به وسيله كردار اشخاص پيش مي رود و به پايان مي رسد در تراژدي هاي شاهنامه از جمله رستم و سهراب نيز تغيير مسير داستان نتيجه ي خطاهايي است كه از قهرمان داستان سر مي زند .

6- احياي زبان فارسي وتقويت روحيه ي مبارزه جويي با بيگانگان وبيگانه پرستان ومقاومت دربرابر دشمنان است . ص 100

7- شاهنامه فردوسي از حيث شكل ظاهري و شكل ذهني آن چنان هنرمندانه خلق شده كه توانسته است عنوان بزرگ ترين اثر ادب فارسي را به خود اختصاص دهد .

از نظر شكل ظاهري ابيات سست ولغات عربي و كلمات نا مانوس فارسي در شاهنامه بسيار اندك است  برعكس از واژه هاي فارسي كه درشاهنامه بسيار است  گاهي براي تاثير گذاري بيشتر بر فضاي داستان از الفاظ كهن و خشن استفاده كرده است . از نظر شكل ذهني آفريدن معاني نو ، استفاده از آرايه هاي استعاره ، مجاز و كنايه و كثرت اغراق و كاربرد تشبيهاي  طبيعي و محسوس و توصيف دقيق فنون جنگ آوري ، صف آرايي و نحوه استفاده از جنگ افزارها و در نهايت آوردن مضامين عالي شعر فردوسي ممتاز شده است .

8-

-         انتخاب قالب مناسب مثنوي و بحر متقارب ( فعولن فعولن فعولن فعل ) براي توصيف صحنه هاي نبرد

-          وجود ((قافيه كناري )) در تمام ابيات به خاطر استفاده از قالب مثنوي

-         واج آرايي و تكرار در بسياري از ابيات مثل :

        الف ) كمان به زه را به بازو فكند / به بند كمر بر ، بزدتير چند (ز)

         ب) مرا مادرم نام ، مرگ تو كرد / زمانه مرا پتك ترگ تو كرد ( م - ك - گ - ل )

          ج) برو راست خم كرد و چپ كرد راست / خروش از خم چرخ چاچي نجاست (خ)

-         كاربرد (( سليح )) به جاي ((سلاح )) و ((مزيح )) به جاي ((مزاح ))

-          مشدد كردن واژه ي ((پر)) در مصرع :  نهاده بر او چار پر عقاب  ، لحن خشن و حماسي را افزايش داده است .

-      كاربرد واژه ي كهن مانند ((كجا)) به جاي ((كه)) در مصراع ((دليري كجا نام او اشكبوس )) يا ((گران )) به جاي سنگين در مصراع ((به گرز گران دست برد اشكبوس ))

-          تعداد فعل هاي پيشوندي زياد است مثل : برخروشيد ، اندر آمد ، برآويخت

-          كاربرد ((همي )) به جاي ((مي )) مانند همي بر خروشيد بر سان كوس

-          كاربرد متمم با دوحرف اضافه ((به بند كمر بر بزد تير چند ))

-          مقدم آوردن فعل بر ساير اجزاء جمله ((بشد تيز رهام باخود و گبر ))

-          كمي واژه هاي عربي

9- تشبيه از عناصر عمده ي تصوير سازي در آثار حماسي است كه در اين درس فراوان است مثل :

        همي برخروشيد برسان كوس /   زمين آهنين شد سپهر آبنوس

        زمانه مرا پتك ترك تو كرد /  يكي تير الماس پيكان چو آب

-         استعاره و تشخيص از عناصر ديگر اثر حماسي هستند كه در اين قطعه بسيار زياد است

-          فراواني آرايه ي كنايه مانند : سرهم نبرد اندر آرد به گرد

-          آرايه ي (( اغراق )) كه از عناصر عمده ي تصوير سازي در حماسه است مانند : همي گرد رزم اندر آمد به ابر

-          توصيف دقيق صحنه ها مانند:

       تهمتن به بند كمر بـــــرد چنـــــگ                              گزين كرد يك چو به تير خدنگ

       يكي تير الماس پيكــــان چـــــو آب                             نهاده بر او چــــار پر عقـــــــاب

       كمان را بماليد رستــــــم به چنــــگ                             به سست اندر آورد تير خدنـــگ

       بروراست خم كرد و چپ كرد راست                             خروش ازخم چرخ چاچي بخاست

- رجزخواني و به تمسخر گرفتن حريف

 بدو گفت خندان كه نام تو چيست                   تن بي سرت را كه خواهد گريست

مرا مادرم نام ، مرگ تو كـــــــرد                   زمانه مرا پتـــك ترگ تو كــــــرد

10- بله ، رباعي از مبدعات ايرانيان است و داراي سابقه طولاني است ، عربها از ايرانيان تقليد كرده اند حتي گفته شده تكامل يافته ي يك قالب شعري قبل از اسلام است . رودكي و ابوسعيد ابوالخير در قالب رباعي شعر سروده اند .

11- خير ، خيام در دوران حيات خود به عنوان منجم ، طبيب و رياضي دان مشهور بود.

12- نظام عروضي ، خيام را به عنوان ستاره شناس معرفي مي كند  ص 103

13- قديم ترين فرد (( شهرزوري )) در قرن 6 و اوايل قرن 7 در كتاب (( تاريخ الحكما)) و شيخ نجم الدين رازي در قرن 7 در كتاب المرصاد العباد از خيام به عنوان شاعر ذكرشده و از اين منبع چنين بر مي آيد كه خيام از اوايل قرن هفتم به شاعري شهرت يافته است .     ص 103

14- خير

15- شاعر انگليسي قرن نوزدهم است كه رباعيات خيام را به انگليسي ترجمه كرده است . او پس از ترجمه  به اعتبار شكوه رباعيات خيام ، به نام ((خيام انگليسي )) مشهور شود.

16-  در آثار هردو شرايط اجتماعي و سياسي و اخلاقي نابسامان جامعه انعكاس پيدا كرده و هردو شاعر از دورويي و نفاق ، عوام فريبي و رياكاري گروهي و زود باوري و سادگي گروهي ديگر اظهار شكايت كرده و بدون ترس و هراس با آن به مقابله پرداخته اند.

17-   قديم ترين مثنوي نظامي ، مخزن الاسرار است كه در قالب مثنوي كوتاه و مختصر مشتمل بر 2260 بيت و حاوي انديشه هايي است درباب زهد و عرفان در 20 مقاله كه در هر مقاله ضمن شرح عنوان مقاله ، يك داستان كوتاه اما    پر مايه ودلنشيني مي آورد و به اين وسيله انديشه هاي خود را بهتر جلوه مي دهد و به خواننده القا مي نمايد . ص 105

18-   ليلي و مجنون سرگذشت عشقي پر شور است بين جواني به نام قيس بني عامر و دختري به نام ليلي . اما به علت اختلاف ميان دو خانواده ، عشق آن دو به ناكامي مي كشد. ليلي به اجبار خانواده با فردي به نام ابن سلام ازدواج مي كند و قيس از عشق ليلي سر به بيابان مي گذارد و با حيوانات مانوس مي شود و عشق چنان او را مجنون مي كند كه خبر وفات پدر و مادر و همچنين ابن سلام در او هيچ تغييري ايجاد نمي كند . سرانجام چندي بعد ليلي مي ميرد و مجنون وقتي اين خبر را مي شنود بر سر قبر او مي رود و در همان جا مي ميرد . ص 105

19-     خسرو و شيرين     ص 104

20-   ازدواج خسرو با مريم دختر قيصر روم ، جنگ خسرو با بهرام ، داستان عشق فرهاد و كوه كندن فرهاد ، مرگ مريم ، كشته شدن خسرو به دست شيرويه ، سرانجام تلخ شيرين و ...

رجوع شود به (( مقاله خسرو و شيرين )) در كتاب پير گنجه درجست و جوي ناكجا آباد )) از عبدالحسين زرين كوب و كتاب خسرو و شيرين از دكتر بهروز ثروتيان .

21-  تفاوت هايي وجود دارد مثلاً : 1- نظامي ، شيرين را برادر زاده ي بانوي ارمن معرفي مي كند و فردوسي در شاهنامه او را يك كنيز ارمني و در كتب قديم با روايات ديگر آمده است . 2- (( اسكندر)) نظامي ، شخصيت و رفتاري متفاوت با (( اسكندر))  تاريخي  دارد يعني  فقط  يك  سردار فاتح  نظامي  نيست  بلكه  حكيمي خردمند و جهان  ديده است  . 3-  روايت هاي نظامي با زبان و بياني كاملاً ادبي دارد و تصوير آفريني هاي فراوان و بديع به داستان ها تازگي بخشيده است .

22-   شعر نظامي ، سرشار از تشبيهات و توصيفات زيبا و هنرمندانه است . او در انتخاب الفاظ و كلمات مناسب و ايجاد تركيبات خاص تازه و ابداع و اختراع معاني و مضامين نو دل پسند و تصوير جزئيات و نيروي تخيل و دقت دروصف وايجاد مناظر و ريزه كاري در توصيف طبيعت و اشخاص و احوال و به كار بردن صورت هاي ذهني در شمار كساني است كه بعد از خود نظيري ندارد . ص 106

23-   به علت يافتن معاني تازه و ابداع تركيبات جديد و افراط در به كار بردن لفات عربي و اصطلاحات علوم و اصول و مباني فلسفه و معارف اسلامي شعر او غالباً دشوار و پيچيده مي شودكه جز با تفسير دقيق درك آن امكان پذير     نيست . ص 106

24-    الف ) رواج حس ديني و عرفاني و مذهبي :

                   خداوند شبم را روز گــردان                چو روزم بر جهان پيروز گردان

                  به داورداور فريادخواهـــان                 به يارب يارب صاحب گناهــان

                  به دامن پاكي دين پرورانت                  به صاحب سري پيغمبرانـــــت

                 به ريحان نثار اشــك ريزان                   به قرآن و چراغ صبح خيـــزان

                ب) كاربرد تركيبات نو و ابداع معاني مثل : سيماب كاري به معني اضطراب وپريشاني

                 ج) كاربرد جمله هاي عربي و ضرب المثل مثل : خروس (( الصبر مفتاح الفرج )) خواند.

                  د) كاربرد استعاره هاي زيبا و مطبوع و نو مثل كوره تنگ و سنگ استعاره از غم و اندوه

                   غمي دارم هلاك شير مردان                         برين غم چون نشاطم چيره گـردان

                   ندارم طاقت اين كوره تنـگ                          خلاصي ده مرا چون لعل زين سنگ

                   ر ) كاربرد تشبيهات زيبا مثل : غرقاب غم / ومصرع دوم بيت بالا : خلاصي ده مرا چون لعل ، زين سنگ

                    ز) كثرت لغات و تركيبات عربي ، ورود لغات تركي

                  س) بيان عاشقانه

                  ش)اشاره به آيات و روايات واحاديث

                  ص)  كاربرد اصطلاحات علمي و بسياري از افكار فلاسفه و اصول و مباني فلسفه

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

 

پاسخ خودآزمايي ادبيات فارسي 2 ( متون نظم و نثر )  دوره ي پيش دانشگاهي

رشته ي علوم انساني

 

خودآزمايي صفحه ي 9

1-     ابر پراكنده حجيم و بزرگ و سياه و درحال حركت بودن تكه هاي ابر بر آسمان آبي رنگ 

2-      استعاره از آسمان

3-    ابر به راي عاشقان و طبع بيدلان ، سيلاب خروشان ، غباري معلق ، فيلان پراكنده ، گرد زنگار ، موي سنجاب ، جوجه هاي سيمرغ (بچگان عنقا) ، چندن سوهان زده ، عبير بيخته، دودي برخاسته از آتش ... آسمان به آب ساكن ، صحرايي آبي رنگ ، آيينه ي چيني ، ديباي پيروزه گون و درياي سبز، لوح پيروزه و صفحه ي مينا . در اين تشبيهات تصوير ابرها مثل فيلان پراكنده ، و جوجه هاي عنقا و هم چنين تصوير آسمان به صحرا و دريا به خاطر وجه شبه روشني كه دارند ، زيباتر است .

4-    ويژگي زباني : كثرت لغات فارسي و كمي لغات عربي سادگي زبان ، كهنه ومهجور بودن بعضي از لغات مثل عبير بيخته و مغبر - ويژگي فكري : واقع گرايي و توصيفات عيني و محسوس روح شادي و نشاط - ويژگي ادبي : به كار بردن  استعاره ، تشبيه هاي حسي و ملموس بسيار زيبا ، آرايه هاي ادبي طبيعي و ساده و قافيه ي ساده .

5-      مصراع اول تيرگي مصراع دوم روشني و سفيدي

6-      تكليف دانش آموزي - جهت راهنمايي مطلع قصايد را مي نويسيم .

سروش اصفهاني :

دو ابربام  زن گشت از دو سوي آسمان پيدا                    به هم ناگاه پيوستند و برشد از دو سو غوغا

قاآني : 

 به گردون تيره ابري بامدادان برشد از دريا               جواهر خيز و گوهر ريز و گوهربيز و گوهرزا

 

خودآزمايي صفحه ي 13

1) الف: ايجاز و اختصار                   ب: آوردن ((ي )) استمرار در آخر فعل              پ: كوتاهي جملات

ت : كمي لغات عربي                    ث : كهنگي لغات                 ج: آوردن دوحرف اضافه براي يك متمم                           

2) يعني در ميان تمام اعراب جست وجو كرد و هيچ كس را برتر وآگاه تر از عبدالمسيح نيافت .

3) تكرار فعل ((كردندي )) در پايان جملات : .... و با اين اشتران  بختي جنگ كردندي و اين بختيان را به هزيمت كردندي .

تكرار فعل هاي ((برود)) و ((بماند)) در پايان جملات : مملكت عجم به دست او افتد و به دست او مي رود و چون او برسد به دست خليفتي از آن او برود و به دست مسلمانان بماند ، اما اكنون تا چهارده سال در دست نوشروان بماند .

4) الف : او نماز عصر را گزارد (به جا آورد)      ب: او وامهايش را به بانك گزارد (پرداخت كرد )

پ: نصراله منشي كليله و دمنه را از عربي به فارسي گزارد (ترجمه كرد )    ت:  تا تعبير خواب من و  آنِ موبدِ موبدان ، تعبير هردو بگزارد (تعبير كرد).

5) ديدن ايوان مداين ، پايتخت ساسانيان و خرابه هاي آن / ص 11 بند نخست ، خط 2،3 و4 انوشروان به خواب اندر چنان ديد  ...  آن كوشك او را بسوختي . يا / ص 12 بند پاياني از پايان خط 2 تا خط 3و4 گفت : يا عبدالمسيح تو را ملك نوشروان  ...

خودآزمايي ص 15

1-     الف) حذف فعل به قرينه ي لفظي و معنوي :( مرگ نه به پيري بود نه به جواني)- (بود) لفظي

ب) آوردن تمثيل در نثر مانند تمثيل خياط و پير خميده قامت .

2-   براي تفهيم وتبيين بهتر نوشته ي خويش و بدل كردن يك امر معقول به محسوس ( اين كه انسان خواه ناخواه پير مي شود و مرگ به سراغ او مي آيدو محكوم به مرگ است بنابراين بايد قدر جواني و دوران عمر را بداند. )

3-      داستان اول : درزي در كوزه افتاد - داستان دوم : اي شيخ اين كمانك به چند خريده اي ؟

4-      بر اساس توانايي خود از جواني ات بهره مند شو. ( استفاده مطلوب از دوران جواني )

خودآزمايي ص 23

1-     رسيدن ( رسيده شدن ) ، رسيدن ، طول كشيدن ، گذشتن ، از آن . جا افتادن ( براي شراب )

2-      ميرماه است ( تشبيه بليغ اسنادي ) ميرسرواست (تشبيه بليغ اسنادي ) سراهايي ديدند هر يكي چون بهشت اعلي ( تشبيه غير بليغ )

3-    تابستان به سمرقند رفتي يا به شهري از شهرهاي خراسان (رفتي ) - و ازش بسيار توان خورد به سبب مائيتي كه در اوست و انواع ميوه هاي ديگر همه خيار (بودند) ... زيرا كه صميم دولت سامانيان بود و جهان آباد (بود) - هوا خوش بود و باد سرد ، نان فراخ ، ميوه ها بسيار و مشمومات فراوان .

4-      الف: در تاريخ بيهقي تكرار فعل زياد مي بينيم ولي در اين قسمت متن تكرار فعل وجود ندارد .

ب: لغات به كاربرده شده مشكل تر از نثر بيهقي است . -  پ : در تاريخ بيهقي كهنگي لغات ديده مي شود در حالي كه در چهار مقاله كهنگي لغات ديده نمي شود .   - ت : در تاريخ بيهقي سجع وجود ندارد درچهار مقاله سجع طبيعي است .

5- اي بخارا شاد باش و دير زي                 مير، زي تو شادمان آيد همي

زي : در مصراع اول به معناي زندگي كن و در مصراع دوم به معناي به سوي ، جناس تام دارد.

بوي جوي موليان آيد همي                     ياد يار مهربان آيد            بو ، جو و ياد، يار : جناس ناقص اختلافي

6- مهم ترين عيد ايرانيان جنوب غربي است و جشني بوده است كه ايرانيان در روز شانزدهم از ماه مهر مي گرفتند و شش روز طول مي كشيد و به قول ((بندهشن )) مشيا و مشيانه (آدم و حوا) درچنين روزي متولد شده اند ، اين جشن بزرگ شش روز طول مي كشيد ، از روز شانزدهم مهر آغاز مي گرديد و به روز بيست و يكم - كه رام روز باشد - ختم مي شد . روز آغاز را ((مهرگان عامه )) و روز انجام را ((مهرگان خاصه )) مي گفتند .

7- سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي                              دل زتنهايي به جان آمد خدا را همدمي

      خيز تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم                               كز نسيمش ((بوي جوي موليان آيد همي ))

8- تكليف دانش آموز   تفاوت هاي نثرها : را = براي     باز رسيد = رسيد    در رسيد = رسيده شد . به دست نشود : يافت نمي شود   تقديم فعل بر قيد ( جملة آخر )  نان فراخ = نان بسيار

خودآزمايي ص 27

1-     موضوع را متوجه شد ( منظور خسرو را دريافت ) از ظاهر امر پي به باطن برد

2-      سئوال حذف است

3-      خسرو در اين جهان از خداوند عيب گرفته است . سنايي كه مي گويد:

ابلهي ديد اشتري به چرا                   گفت نقشت همه كژ است چرا ؟

گفت اشتر كه اندرين پيكار              عيــــــب نقاش مي كني هشدار ؟

4- الف: آوردن جمله هاي طولاني (اطناب)                        ب:كثرت كاربرد لغات عربي          

       پ: كاربرد آرايه هاي ادبي                                        ت: استفاده از تركيبات دشوار

5- رشته گران فطرت را در كارگاه تكوين بر تلوين ، يك سرسوزن خطا نباشد.

6- حكايت اول حذف - حكايت دوم : شاه ظاهر بين و متكبر، عيب جو، ظالم ، خرافه پرست ، جاه طلب

7-     به معناي ((به ))

8-    الف: در زبان حكايت است ، امروز زبان حكايات زبان مردم كوچه و بازار  محاوره اي است اما در اين جا زبان اديبانه است - ب: داستان هاي قديمي ايستاست و نويسنده نتايج اخلاقي داستان را در پايان بيان مي كند در حالي كه داستان هاي امروزي پويا و واقع گراست و نتايج آن معلوم نيست و نتيجه با خواننده است . پ: در داستان هاي قديم شخصيت داستان ثابت است در حالي كه در داستان هاي امروزي شخصيت داستان متغير است .  ت : در داستان هاي امروزي عناصر داستان مي بينيم اما حكايات قديمي تمثيلي بوده است .

9-      تكليف دانش آموزي 

 

خودآزمايي ص 31

1-                                          اشك ريختن ( ازچشم)                                                                             چشم (اشك ريختن

عبر              ايهام تناسب                                                        ديده                    ابهام تناسب

                                             عبرت گرفتن                                                                                              ديده شده

2- آرايه ي (( تشخيص ))

3- در مصراع اول اشك و در مصراع دوم آب دجله (واردشدن آب دجله به خليج فارس )

4-     فك اضافه

5-      زنجير عدل انوشيروان

6-      با آرايه تشخيص يعني زمين به جاي شراب ، خون دل پادشاهان را ...

7-      مردن و خاك شدن قدرتمندان نشان مي دهد كه جهان به كسي وفادار نيست و بايد از مرگ آن ها عبرت بگيريم .

8-      چون هر انساني كه مي ميرد در دهان او فرو مي رود و سير نمي شود.

9-   گفته اند كه گويا منظور از ريختن چهارده كنگره ي كاخ انوشيروان ، رونق و عظمت يافتن اسلام در قرن چهاردهم باشد كه با روزگار ما هم زمان است . ( ظاهراً نوع بيان خودآزمايي اسم كتاب را مي خواهد كه در اين صورت تفسير امام فخر رازي و تفسير طبري )

10- الف: كاربرد اصول دستوري در حد بسيار استادانه اي است و فصاحت شعر هم يكي در گرو اين امر است و هيچ نا هماهنگي اخلال كننده اي در جملات نيست .

ب: برخي تعبيرات قديمي در شعر ديده مي شود (به تناسب زمان ما) شايد در زمان شاعر عادي بوده است ، مثل به كار بردن شنيدستي به جاي شنيده اي و استفاده از قيد تمناي بو كه ( كه امروز به كار نمي رود ) به كار بردن گرسنه به جاي گرسنه (شايد به ضرورت وزن ) به كار بردن فعل امر ((گري)) به جاي ((بگري )) كه امروزه اين صيغه از فعل متروك است و به جاي آن از فعل  (( گريه كن )) استفاده مي شود و تقديم صفت شمارشي بر موصوف كه امروز مرسوم نيست مثل دوم دجله به جاي دجله ي دوم .

خودآزمايي ص 39

1-     نكوهش توانگر

2-      آسايش و خاطر جمعي با فقر به دست نمي آيد .

3-    مصراع اول: وصف حال ثروتمندان كه آسايش براي بهتر عبادت كردن خدا دارند مصراع دوم : توصيف فقرا كه به دليل فقرشان آرامش خاطر ندارند و نمي توانند خدا را عبادت كنند.

4-      جمله هاي كوتاه : چون ابرآذارند و نمي بارند و چشمه ي آفتابند و بركس نمي تابند . گفتم مذمت اينان روا مدار كه خداوند كرم اند ...

تضادهاي فعلي : ابر آذارند = نمي بارند - چشمه ي آفتابند = نمي تابند - سواراند = نمي رانند

ايجاز : محك داند كه زر چيست ؟

5-  وقيح . اهل جدال و سفسطه است و درويش نما . سرزنش كننده عيب جو

6-  مصراع دوم وصف ميراث خوران مفت خور مي ميرند و آن را براي ميراث خواران مي گذارند .

7- الف: توانگران دخل مسكينان اند و ذخيره ي گوشه نشينان ب:  مال مزكا دارند و جامه ي پاك و عرض مصون . پ: دست تعدي دراز كرد و بيهوده گفتن آغاز ،

8-  هيچ كدام هردو را نصيحت مي كند زيرا:  هر دو گروه را داراي محاسن و معايب مي داند .

9-  اگر ژاله هر قطره اي در شدي                              چوخرمهره بازار از او پر شدي

10- انسان اگر در فقر نيز به سر ببرد نبايد لب به شكايت باز كند و هميشه بايد اميدوار به فضل خدا باشد و گرنه بدبخت خواهد مرد و از رحمت خدا بي نصيب خواهد ماند و اگر ثروتمند باشد بايد هم خود بخورد و هم به  ديگران فايده برساند .

11- ترصيع : قدمي در راه  خدا ننهند و درمي بي من و اذي ندهند. ( موازنه ) در زمره ي توانگران شاكراند و كفور و در حلقه ي درويشان صابراند و ضجور .

نه كه من بر حال ايشان رحمت مي برم گفتم : نه ، كه بر مال ايشان حسرت مي خوري .

- سجع : يكي تحرمه ي عشا بسته و ديگري منتظر عشا نشسته - اسباب معيشت ساخته و به اوراد عبادت پرداخته

12- قائم مقام فراهاني - جلال آل احمد - دكتر علي شريعتي - صادق چوبك

13-  اگر قدرت جودست و گر قوت سجود، توانگران را به ميسر مي شودكه مال مزكا دارند و جامه ي پاك و عرض مصون .

-         پس عبادت اينان به قبول نزديك ترست كه جمع اند و حاضر نه پريشان و پراكنده خاطر .

-          گفتم : مذمت اينان روا مدار كه خداوند كرم اند .

خودآزمايي صفحه ي 43 :

1- چون نسيم سحر نماد پيام آوري بين عاشق و معشوق است                2- الف: دوباره       ب: آشكار

3- درگيسوي شكن در شكن معشوق                                              4- ساقي : واسطه ي فيض - مي : عشق و فيض حق  - مطرب: وسيله ي ارتباط بين سالك و خدا                 5- دراين صورت با مصراع اول آرايه ي جناس مي شود             

 6-  بيت 6 بازپرسيد زگيسوي شكن در شكنش              كاين دل غم زده سرگشته گرفتار كجاست

7- در مقابل سختي ها نبايد رنجيد چون آسايش بي رنج وجود ندارد .

8- طلب عشق - تجلي معشوق برعاشق - سختي كشيدن در راه حق .

9- تكليف دانش آموزي

خودآزمايي صفحه ي 49  

1-     مصراع دوم بيت نخست : تفصيل ها پنهان شده در پرده ي اجمال ها

2-    ادبار به معني بدبختي و پشت كردن دولت و سعادت است كه به غروب خورشيد (مغرب) تشبيه شده است . زيرا در هنگام غروب ، خورشيد به ما پشت مي كند . از طرف ديگر بدبختي نماد سياهي است كه به غروب خورشيد تشبيه شده است زيرا در هنگام غروب خورشيد تشبيه شده است زيرا در هنگام غروب خورشيد هوا تاريك مي شود .

3-   اقبال به معني روي آوردن سعادت است كه به طلوع خورشيد (مشرق) تشبيه شده است از طرف ديگر اقبال و خوشبختي نماد سفيدي و روشنايي است كه به طلوع خورشيد تشبيه شده است زيرا در هنگام طلوع خورشيد همه جا روشن مي شود .

4-      آسمان

5-      تشبيه بليغ اضافي (سررشته ي آمال ها )

6-      يك كوچه راه از بي كسي - حيران اطوار خودم – هر روز گردد تنگ تر سوراخ اين غربال ها / هر لحظه دارم نيتي  

         چون قرعه ي رمال ها

7-      پيشاني عفو تو را پر چين نسازد جرم ما         آيينه كي بر هم خورد از زشتي تمثال ها

8-      لف و نشر مرتب ، تضاد ، تشبيه ، مراعات نظير

خودآزمايي صفحه ي 53 :

1-   (( ضميري)) ساحت ضميرش منبع معاني و پيرايه ي فكرش فصاحت سحباني - نقد محتوايي ، فني . صنايع و بدايع كه مولاناي مذكور در شعر درج مي نمايد ( نقد فني )

2-   نثر مصنوع - به كارگيري لغات و تركيبات عربي - بهره گيري فراوان از آرايه هاي ادبي مثل سجع ، تشبيه، استعاره ، استفاده از زبان عامه و فرهنگ عاميانه .

3-      گفتار شاه عباس و روي آوردن محتشم و ديگر شاعران به شعر مذهبي صفحه ي 51 از خط سوم : مولانا محتشم كاشي ...

4-    تركيب بندي كه در هفت بند سروده شود . ( البته هفت بند شامل ترجيع بند هم مي شود هر چند هفت بند حسن كاشي تركيب بند بوده است . )

5-    تضمين از شعر نظامي است كه نويسنده از آن استفاده ي منفي كرده است . ( به اين معني كه شاعران براي خوشامد شاهان صفاتي به اغراق به آن ها نسبت مي دهند و حقيقت را وارونه جلوه مي دهند . در نتيجه اشعار مدحي بي پايه و بي ارزش است . )

6-    ناظم مناظم سخن ، پيرايه بند سلسله معني آرايي ، بلاغت گستر، سخنان لالي انتظام ، شعر پر طمطراق ،  معاني رنگين ، سرخيل سخنوران هفت بند . استعاره هاي دور از كار . منبع معاني . فصاحت سبحاني . سريع الفكر . فكر دقيق و معاني بلند . قصيده اي غرا

خودآزمايي صفحه ي 59

1-   الف: بيت سعدي از زيبايي بيشتري برخوردار است زيرا در اين بيت تشبيه مضمر وجود دارد و شاعر اشك هاي خود را به باران مانند كرده و غير مستقيم به گل فرو رفتن شتر را در روزهاي باراني بيان كرده است . درحالي كه در شعر طبيب از اين تشبيه خبري نيست . ب: در هر دو مبالغه و اغراق وجود دارد ولي مبالغه بيت طبيب آشكارتر و پررنگ تر است  ج : عاطفه و صميمت در بيت سعدي لطيف تر و محسوس تر و دلنشين تر است 

2-      رنج و اندوه عشق است

3-      جاي تعجب نيست اگر گل شكفته شده به سرو كه پاي درگل و اسير تعلقات وتعينات بخندد

4-      فاصله ي تولد تا مرگ يا فاصله ي دنيا و آخرت

5-      در محفل و بزم عشق و محبت

خودآزمايي صفحه ي 61 :

1-     با اين سبك نوشتم قلم مجاز ( علاقه آليه )

2-      به سرعت و به تندي - يك دفعه - اينك - اكنون

3-      به كارگيري سجع و آميختن نظم و نثر - آميختن نثر و شعر عربي با فارسي / حذف افعال در نوشته ها / آوران استشهاد شعري .

خودآزمايي صفحه ي 63:

1-   معشوق حافظ گاهي غيبتي دارد كه همين ديدارش را لذت بخش تر مي كند . حافظ غيبت را لازمه و مقدمه ي حضور مي داند ولي به عكس معشوق فروغي هميشه حضور دارد و هيچگاه غيبت نكرده است .

2-      كثرت جلوه هاي گوناگون آفرينش (پديده هاي رنگارنگ هستي كه همه زيبايي هاي خدا را به نمايش مي گذارند )

3-     آينه ي چشم اضافه ي تشبيهي است كه چشم مشبه و آينه مشبه به ادات تشبيه و وجه تشبيه نيز محذوف است .

بيت داراي تشبيه مضمر نيز هست كه در آن بالاي معشوق (قد معشوق ) به عالم تشبيه شده است .

4- با صدهزارجلوه برون آمدي كه من                  با صد هزار ديده تماشا كنم تو را

5- علاوه بر اين كه در هر دو بيت ((تشبيه بليغ )) داريم (آينه ي چشم - كارگه عشق ) در هردوبيت ((تصدير)) نيز به كار رفته است .

6-     وحدت وجود (همه جا تجلي خداست يا همه جا عكس رخ يار توان ديد )

7-      طوبي وسدره گر به قيامت به من دهند              يك جا فداي قامت رعنا كنم تورا

خودآزمايي صفحه ي 67:

1-     نگران مال و منال دنيا بودن ، در فكر بيش و كم بودن و تعلقات دنيايي و مادي مايه ي غم انسان است .

2-      طرفداري از عدالت اجتماعي - قناعت و ترك آز – آزادگي – احترام به عقايد مردم – بي اعتنايي به مال دنيا و آسايش خاطر

3-      اجتماعي

4-   بيت نخست تكرارو تضاد (كم و بيش ) بيت دوم تشبيه بليغ (دفتر زمانه ) بيت سوم مجاز (جامعه ) بيت چهارم جناس ( ما و با ) و تلميح ( جمشيد جم ) به پادشاهي جمشيد و جام و اشاره دارد . لف و نشر . مراعات نظير

5-   ازپادشاهان سلسله ي پيشدادي شاهنامه است. وي برخي از فنون وكارها وپيشه ها رابه جهانيان آموخت اما چون سال ها گذشت ، به تدريج ، خودبيني و ناسپاسي به يزدان ، بر او چيره شد . چندان كه سرانجام گفت: (( مراخواند بايد جهان آفرين )) به همين سبب كار و بختش سرنگون و واژگون گرديد و سرانجام به دست ضحاك اسير و كشته شد. كاربرد اين تركيب درست نيست . زيرا جم همان جمشيد است و اضافه كردن اين دو به هم هيچ معنايي ندارد.

خودآزمايي صفحه ي 71 :

1-     صادق هدايت ، بزرگ علوي ، جمال ميرصادقي ، صادق چوبك

2-      پرمهرومحبت ، شيطنت و بازيگوشي ، قهر و غضب ، فيس و افاده و مكتب و مدرسه

3-    الف ) كاربرد زبان عاميانه                              ب) توصيف هاي ساده و صميمي و جزئي                پ) نثر ساده و روان توام با طنز

4-    در مكتب خانه هاي قديم اصل بر ترس از استاد و مكتب بود . چنانكه كودك از رفتن به آن ترس داشت ولي در مدارس جديد اصل بر تعليم و يادگيري و احترام به شخصيت دانش آموز است .

5-    گويا اين ((فرمول )) مشهور را كه مثل سوره ي الحمد و ان يكاد تمام هم وطنان آن دوره هنوز از حفظ اند ، بند آخر درس سطر چهارم آن : از شما چه پنهان گويا معني كلمه ي نوشتن را ...... و عصر نشانش بدهم !

6-      تكليف دانش آموزي

خودآزمايي صفحه ي 75:

1-     واقعي ، زيرا شاعر آن چه را كه مي بيند همان را با زبان شعر وصف مي كند .

2-     خلاف هر شبه ، كبكم خروس مي خواند ، درون مغزم ، موشكافتن

3-   ادب غنايي (توصيفي ) براي اين كه شاعر جزئيات طبيعت را كه در برابر چشم او گسترده است وصف مي كند و احساس خويش را بيان مي دارد.

4-      الف) شفق از نظر سرخي و زردي مثل پرچم سرخ جنگ و آشوب و پرده ي طلايي است .     

 ب) نورماه كه از لابلاي برگ هاي بيد مي تابد و سايه روشني كه ايجاد مي كند . مثل قلبي پر از يأس و اميد است .

پ)ابري كه نورماه بر آن مي تابد ، مثل پنبه ي آتش گرفته است .

ت) پرتو مهتاب چو نوعروس روي زمين را سفيداب كرد .

5-     انگار سفيدابي است بر چهره ي نو عروسي .

6-     خوشي ها و غم هاي زندگي (عيش و محن )

7-     چو خورشيدن تابان زگنبد بگشت.

8-     خوشي ها و غم هاي زندگي خود شاعر ، دل پرداغ داشتن ، خوش بيني شاعر ، در عين نااميدي اميدوار بودن .

9-    سايه روشن عمر (عمر امر معنوي و درك كردني است و سايه روشن از امور مادي و ديدني ) گذشته هاي سپيد و سيه : گذشته ها از امور معنوي است و سپيد و سياه از ويژگي هاي مادي ، فكر نوراني ، روزگار تلخ و شيرين ، رنگ اميد . جهاني سپيدتر از فكرهاي عرفاني

خودآزمايي صفحه ي 80 :

1-     (( روي اين درياي تند وتيره و سنگين كه مي دانيد )) كه با صفت اشاره ي اين عصر خود را به نمايش مي گذارد.

((اي آدم ها كه بر ساحل بساط دل گشا داريد :

نان به سفره ، جامه تان بر تن ،

يك نفر در آب مي خواند شما را          

يك نفر درآب دارد مي كند بيهوده ، جان قربان

اين افراد مردم مرفه جامعه اند كه غم فقيران و محرومان را نمي خورند.

2-     دريا ، ساحل ، موج ، باد ، آب و غريق .

3-      گود كبود     عمق دريا ، منظور عمق اجتماع است .

4-     الف) گرفتيد : به جاي گرفته ايد .               ب) كهنه جهان : به جاي جهان كهنه (قديمي )           پ) دست يابيدن : به جاي دست يافتن

5-      حق يا معشوق (عالم ملكوت)

6-      يك نفر دايم دارد دست و پا مي زند

يك نفر جانش را بيهوده دارد قربان مي كند . يا يك نفر در آب بيهوده جانش را قربان مي كند .

موج بر ساحل خاموش مي كوبد.

مثل شخص بسيار مست و به زمين افتاده اي كه بسيار از خود بي خود شده پخش مي گردد. (چنان مستي به جاي افتاده ، بس مدهوش پخش مي گردد.)

7-     نكته هاي حساس شعر را برجسته تر مي كند و توجه خواننده را بر مي انگيزد .

8-      يك نفر در آب دارد مي سپارد جان

آي آدم ها كه روي ساحل آرام در كار تماشاييد.

يك نفر در آب دارد مي كند ، بيهوده ، جان قربان . دست و پاي دايم مي زند .

خودآزمايي صفحه ي 88 :

1-      با همان هيكل و همان قيافه يا نيمه ي همان سيب اما سوخته تر و پلاسيده تر مثل اين كه ريش سفيدش را دانه دانه توي صورتش .

2-      الف) زبان نثر جلال متحرك و پويا است و نثر او بريده و كوتاه و با حذف فعل است : (نفهميدم لاغر بود يا چاق )

يعني نديدم اما هن هن مي كرد . لذت مي بردم كه يكي از اين آدم هاي بلغمي مزاج ((اين نيز بگذرد)) ي را به دوندگي وا داشته ام . طبقه ي اول و دوم و چهارم ، چهار تا پله يكي .

ب) جلال در لابلاي نثر خود سئوالاتي را براي خواننده مطرح مي كند و او را به تفكر وا مي دارد و ذهن را پويا مي كند : اما وقتي ديدم نمي تواند حرف بزند و به جاي هر جوابي همان خنده هاي يخ بسته را روي صورت دارد خودم را به عنوان او دم چك گرفتم : (( آخر چرا؟ مگر نمي دانستي كه خيابان و راهنما و تمدن و آسفالت همه براي آن هايي است كه توي  ماشين هاي ساخت مملكتشان دنيا را زير پا دارند؟ آخر چرا تصادف كردي ؟ ))

3-   نگاه چپ هم بكنم ، هن هن كردن آدم هاي بلغمي مزاج ، خودم را به عنوان او دم چك گرفتم ، گل از گلم شكفت ، آقا مدير كوفتي ، روي ادا و اطوارش ، تره مدير مدرسه را خرد كند ...

4-     بلي - به قرينه ي اين كه مي گويد : در ((اصل چهار )) استخدامش كنند.

5-      الف) نواله ي تالار تشريح شما

ب) انگ كارخانه هاي فيلم برداري را روي پيشاني اش مي بيني .

 پ) هرچه بود دربان چنان در بزرگي بود .

 ت) طعمه اي براي ميز نشين هاي شهرباني و دادگستري و . . .

ث) آب و برق را با خودش به محل بياورد.

 

6-     اول رفتم سراغ پاسگاه جديد كلانتر

شماره ي دفتر انديكاتور پاسگاه

معلم كلاس چهار مدرسه ي من

نواله ي تالار تشريح شما

سرجوخه ي كشيك پاسگاه تازه تاسيس شده ي كلانتري

7- خودم را به عنوان او دم چك گرفتم : خود را مقصر دانستم . مرده شورتون ببره . الهي بميريد

خودآزمايي صفحه ي 91:

1- بيت سوم : باديه پيما (الف) باديه = جام        (كسي كه جام ((شراب)) مي نوشد . يا نوشنده ي شراب )

باديه ((بيابان )) را مي پيمايد . يا طي كننده ي بيابان

بيت هفتم : شيرين : ايهام تناسب             الف) لب شيرين              ب) تناسب با فرهاد

2- شاعر دامن خود را به دامن مهتاب مانند كرده و قطرات اشك خود را به مجموعه ي ستاره ي پروين كه مثل قطره هاي اشك هستند تشبيه مضمر نموده است .

3- طالع بيني در آينه (طالع خود را در آينه و ماه ديدن )

4-      توچنين خانه كن و دل شكن اي باد خزان             گرخود انصاف كني مستحق نفريني

5-      معشوق

6-      هر چند نظرها مي تواند گوناگون باشد ، اما به نظر اين بيت زيباتر به نظر مي رسد

كي بر اين كلبه ي طوفان زده سرخواهي زد                اي پرستو كه پيام آور فرورديني

7-     تكليف كلاسي

8-      چشمه ي مهتاب - آينه ي بخت غبارآگين - خورشيد: استعاره از يار

خودآزمايي صفحه ي 107

1-   به معني خاص حماسه نيست اما در معناي عام حماسه است . زيرا گوينده از مرگ و شهادت فرزندش با آه و ناله حرف نمي زند ، بلكه در اين مورد استوار و با استقامت است و از قهرماني او سخن مي گويد و امروزه توسعاً شعري كه رنگ قهرماني داشته باشد حماسه است .

2-      مجاز از شانه هاي مردم

3-     نارنجك بستن - نماز خونين – به جنگ رفتن نوجوان 14 ساله - عطر آسماني شهادت . نارنجك قلب

4-    تمام چهارده سالگي اش را در كفن پيچيدم - با همان شور شيرين گونه - كه كودكي اش را در قنداق مي پيچيدم - مظلوم كوچك من - در ستاره باران آن شب - چگونه پرپر زد؟ - اندوهم باد كه انگشتان كوچكش را پيش از آن كه سپيد ديده باشم كبود ديده بودم

5-      به پاي شوق خويش رفته بود و اينك - با شانه هاي شهر - برايم بازش آورده بودند . حرف ((ش))

وسعت وسيع ، كدام سجاده گسترده شد؟ حرف ((س))

با گيوه هاي خيس ، زمستان سنگين شهر را به مدرسه مي رفت . حرف ((س))

خودآزمايي صفحه ي 111

1-     آب مهريه ي حضرت زهرا (س) است .

2-      عقل در شناخت او عاجز و ناتوان است .

3-      درفكر گودالم - كه خون تورا مكيده است - هيچ گودالي چنين رفيع نديده بودم- در حضيض هم مي توان عزيز بود- از گودال بپرس

4-     جرعه اي از فرهنگ شهادت

5-     تو تنها تر از شجاعت / تو تنها معياد و ابزار سنجش شجاعت هستي 

6-     خونت / با خون بهايت حقيقت / دريك تراز  ايستاد/ و خون تو ، امضاي ((راستي )) است .

7-      تكليف دانش آموزي

خودآزمايي صفحه ي 116

1-     سر امام حسين (ع)

2-     در اينجا صبر بار منفي دارد و به معني تسليم شدن در مقابل ظلم است .

3-      يعني ما با سكوت خود ، درحقيقت هم دست با جنايتكاران شديم و در شهادت ابوالفضل (ع) شريك بوديم .

4-      كار و تلاش بيهوده كردن (ظلم و اسارت پذيرفتن )

5-    آرامش ظلمت و باقي ماندن در تاريكي ناداني و ظلم بر بي دردان و نا آگاهان و كساني كه در برابر ظلم و ستم صبر و سكوت كردند (و چشم ها را بستند و فجايع را نديدند و به امام حسين (ع) كمك نكردند ) مبارك باد.

6-      الف ) كاربرد رديف طولاني                         ب) به كار بردن واژه هايي كه مربوط به شعر گذشته است

پ) مطالب را به صورت مستقيم بيان نكرده است        ت) تكرار واژه ها در شعر     ث) به كاربردن قافيه هاي مياني در شعر

7- الف) من زخم دار تيغ قابيلم برادر                ميراث خوار رنج هابيلم برادر

ب) من با محمد(ص) از يتيمي عهد كرد                     با عاشقي ميثاق خود در مهد كرد

پ) من تلخي صبرخدا درجام دارم                             صفراي رنج مجتبي در كام دارم

ت) برديگ صحرا با اباذر پويه كردم                          عماروش چون ابرودريا مويه كردم

8- الف ) استفاده از كلمات و تركيبات كهن مثل : اندر ، خاييدن ، نطع كردن ، زنجير خاييدن ، پويه ، مويه 

ب) ايجاز اختصار ( حذف به گزينه )

خودآزمايي صفحه 123:

1-   عرفا با ساير طبقات فرهنگي، اسلامي از قبيل مفسرين ، محدثين ، فقها ، متكلمين ، فلاسفه ، ادبا، شعرا و... يك تفاوت مهم دارند و آن اين است كه علاوه بر اين كه يك طبقه ي فرهنگي هستند و علمي به نام عرفان به وجود آورده اند و دانشمندان بزرگي در ميان آن ها ظهور نموده و كتب مهمي تاليف كرده اند ، يك فرقه ي اجتماعي در جهان اسلام به وجود آوردند . با متخصصاني مخصوص به خود بر خلاف ساير طبقات فرهنگي از قبيل فقها و حكما و ... كه صرفاً طبقه اي فرهنگي هستند و يك فرقه ي مجزا از ديگران به شمار نمي روند.

اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگي ياد شوند ((عارف)) و هرگاه با عنوان اجتماعي ياد شوند غالباً ((متصوفه )) ناميده مي شوند.

2-     قلة منيع انسانيت يعني ( توحيد )

3-    عرفان عملي مانند اخلاق است . يعني يك علم عملي است . اين بخش از عرفان علم ((سيروسلوك)) نام دارد. در اين بخش از عرفان توضيح داده مي شود كه ((سالك )) براي اين كه به قله ي منيع ((انسانيت )) يعني ((توحيد)) برسد از كجا بايد آغازكند و چه منازل و مراحلي را بايد به ترتيب طي كند و در منازل بين راه چه احوالي براي او رخ مي دهد و البته همه ي اين منازل و مراحل بايد با اشراف و مراقبت يك انسان كامل و پخته كه قبلاً اين راه را طي كرده و از رسم و راه منزل ها آگاه است صورت گيرد و اگر همت انسان كاملي بدرقه راه نباشد خطر گمراهي در پيش است.

4-      ازنظر عرفا رسيدن به اين مرحله كار عقل و انديشه نيست ، كاردل و مجاهده و سير و سلوك و تصفيه و تهذيب نفس است.

5-    هر علمي ، ناگزير براي خود يك سلسله اصطلاحات دارد. مفاهيم معمولي براي تفهيم مقاصد علمي كافي نيست . ناچار در هر علمي الفاظ خاص با معاني خاص قراردادي ميان اهل آن فن ، مصطلح مي شود كه عرفان نيز از اين اصل استثنا نيست.

جز اين دليل ، عرفا اصرار دارند كه افراد غير وارد در طريقت ، از مقاصد آن ها آگاه نگردند. زيرا معاني عرفاني براي غير عارف قابل درك نيست. اين است كه عرفا در مكتوم نگه داشتن مقاصد خود برخلاف صاحبان علوم و فنون ديگر. تعهد دارند . به همين دليل ، اصطلاحات عرفا ، علاوه بر جنبه ي اصطلاحي ، اندكي جنبه رمزي و نمادين دارد و بايد اين ((راز)) را به دست آورد.

6-   البته همواره - خصوصاً در ميان شيعه - عرفايي بوده و هستند كه هيچ امتياز ظاهري با ديگران ندارند و در عين حال عميقاً اهل سير و سلوك عرفاني مي باشند و در حقيقت عرفاي واقعي و حقيقي اين طبقه اند ، نه گروه هايي كه صدها آداب از خود اختراع كرده و بدعت  ها ايجاد كرده اند.

 

خودآزمايي صفحه ي 127 :

1-     عشق با  اين جهان مادي تناسبي ندارد و اسير ماديات و تعينات نمي شود و تعيين پذير نيست.

2-     چون سر ، جايگاه عقل است و عقل با عشق مغاير است و سخن چيني مي كند.

3-      چون پردارند اما قدرت پرواز ندارند و نمي توانند به رشد و كمال برسند.

4-      عاشق با نفع شخصي و آرزوهاي دنيايي و به هدف هاي مادي انديشيدن ميانه اي ندارد.

5-      با استفاده از تمثيل ، مثلاً موجود بي عشق را به مرغ خانگي مانند كرده عاشق راستين را دردم مرگ شادمان نشان داده است.

6-    در شعر مولانا غماز مثبت و به معني پاك و منعكس كننده جلوه ي خداست ولي در شعر سنايي منفي و به معني فاش كننده و سخن چين است و عارفانه نيست .

7-     (( ماالحيوه الدنيا الالعب و لهو )) (سوره انعام آيه ي 32) انما الحيوه الدنيا لعب و لهو (سوره محمد (ص) آيه ي 36)  

8-    صفت جانشين اسم است به معني آدم افسرده يعني كسي كه عشق ندارد. چون عشق ، آتشين و گرما زاست پس انسان بي عشق گرمايي در وجود خود ندارد.

9-      عاشقي را يك فسرده بديد               كه همي مرد و خوش همي خنديد

خودآزمايي صفحه ي 130

1-   يعني خود را در برابر خداوند فراموش كردن و ترك هواي نفساني كردن و در فكر منفعت شخصي خود نبودن ، تعلقات مادي را رها كردن.

2-      عاشق در طريق عشق بازي بايد چنان باشد كه هر لحظه در راه معشوق جان ببازد (عاشق راستين بي ريا)

3-      حيات از عشق مي شناس و ممات بي عشق مي ياب

4-    حديث و عبارت گفت : او بنده ي خود را عاشق خود كند، آن گاه بر بنده عاشق باشد و بنده را گويد : تو عاشق و محب مايي و ما معشوق و حبيب توايم ( چه بخواهي و چه نخواهي )

5-      عشق دوطرفه ي انسان به خدا و خدا به انسان كه بهترين نوع عشق است

خودآزمايي صفحه ي صفحه 133

1-     طلب و شوق ، ترك تعلقات و تعينات مادي براي رسيدن به خدا و رياضت .

2-      تشنه : عاشق (سالك ) ديوار : جسم يا ماديات                   آب : معشوق (خداوند ) يا معرفت الهي

3-      رباب ، اسرافيل ، بانك رعد هنگام بهار و خطاب يار شيرين لذيذ

4-     خطاب يار شيرين لذيد . صفاي بانگ

5-      تاكه اين ديوار عالي كردن است             مانع اين سرفرود آوردن است       يا بيت زير:

         سجده نتوان كرد بر آب حيات                 تا نيابم زين تن خاكي نجات

6-      تا وقتي كه انسان در بند لذت هاي جسمي و تعلقات دنيايي است نمي تواند به خدا برسد.

7-    خير - زيرا هر دو طلب و شوق را بيان مي كند و اين از اصول عرفان است كه اشتياق بنده هرچه بيشتر باشد ، اتصال به معشوق زودتر حاصل مي شود.

8-      براي اين كه موجب ريزش باران مي شود و گل و گياه سبزه را مي روياند.

خودآزمايي صفحه 140

1-     اين نوع ادبيات بر دو اصل واقع گرايي و خيال پردازي استوار است كه از آميختن اين دو صورت هايي دل پذير و زيبا به وجود مي آيد.

2-    زبان ادبيات عاميانه ساده وروان است . چرا كه از زبان مردماني ساده و نقل مي شود و محتواي آن اغلب برداشت ها و تلقي هاي ساده و بي پيرايه ي اقوام ابتدايي و روستايي است از زنگي و مرگ ، لاهوت و ناسوت ، طبيعت ، آرزوها ، مدينه ي فاضله ي انساني و ...

3-   ادبيات عامه يكي از ابزارهاي مطالعه در جوامع گذشته است و  مي تواند تجربيات مفيد و ارزنده را با اشكال گوناگون به نسل بعد منتقل سازد و  موجب استحكام رفتارهاي اجتماعي مي شود و اصول اخلاقي را تحكيم مي بخشد و بنيانگر تلاش انسان است در گريز از محدوديت ها ، ناكامي ها ، نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي و محروميت هاي گوناگون كه با آرامش خيال در قالب افسانه ها و قصه ها و ترانه ها بيان مي شود . نقش مهمي در دوام و پايداري فرهنگ قومي و استمرار آن در تاريخ دارد، علاوه بر اين گنجينه اي براي ادبيات مكتوب محسوب مي شود.

4-      تكليف دانش آموزي

5-      تكليف دانش آموزي

6-      در زندگي روزمره در موقعيت ها و زمان هايي خاص استفاده مي شود چون تولد نوزاد . پرورش او . عروسي و عزاداري و . . .

7-      تكليف دانش آموزي

 

 

خودآزمايي صفحه ي 153

1- هجو و هزل و طنز با هم تفاوت هايي دارند . هزل و تاحدي نيز هجو غالباً با ركاكت لفظ ، دشنام و عدم رعايت عفت كلام توام است و قصد شاعر در بيان آن ها ايجاد خنده و مسخره كردن است . اما در طنز هدف تنها خنداندن نيست ، بلكه نيشخند است . نيشخند طنز غالباً كنايه آميز و توأم با خشم و قهري است كه با نوعي شرم و خويشتن داري همراه است .

به عبارت ديگر هجو و هزل صريح است و طنز در پرده .  هجو و هزل وقيح است و طنز متين .

2- مبناي طنز برشوخي و خنده است و هدف آن اصلاح و تزكيه است .

3- در دوره ي مشروطه به دليل شرايط اجتماعي سياسي حاكم بر اين دوره .

4-    سوزني سمرقندي - انوري ابيوردي - عبيد زاكاني - فخرالدين علي صفي - طنزپردازان معاصر : نسيم شمال - دهخداو بهار - ايرج ميرزا و ميرزا عشقي

5-    با پيدايش انقلاب مشروطيت ادبيات انتقادي و طنزآلود رونق و گسترش بيشتري مي نمايد. نوعي شعر انتقادي كه به شعر پرخاشگر مشهور است . نيز از اين دوره رايج مي شود كه شاعران در سروده هايي تند وپرخاش گونه از اوضاع سياسي و اجتماعي انتقاد مي كنند.

6-     تكليف دانش آموزي

7-      الف) ترسم كه صرفه اي نبرد روز بازخواست                 نان حلاج شيخ زآب حرام ما

         ب)  حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ي مي آلود               اي شيخ پاكدامن معذور دار ما را

خودآزمايي صفحه ي 156 :

1-   در طنز ((گورپدر)) نويسنده سبكباري دنيايي را عامل نجات در آخرت مي داند. در طنز ((خرگيري)) شاعر از اوضاع نابسامان اجتماعي كه كارگزارانش حريص و بي تميز هستند انتقاد مي كند.

2-      رنگ ريخت : رنگ پريده                 بي تمييز: ناآگاه ، بي تشخيص

3-      تكليف كلاسي

4-      قطعه ي مولوي (خرگيري)

5-    خرگيري طنزانتقادي است . چون هدف آن اصلاح نابساماني ها است . خنده ي حاصل از آن خنده اي تلخ است . ظريف و بخيل طنز و لطيفه است . شاعر مهمل گو ، هجو است ، گورپدر زيرا هدف اجتماعي ندارد . هجو است و خانه ي ، طنز است زيرا به فقر كه مسئله اي اجتماعي است اشاره كرده است .

خانه ي ما !

6-     خرگيري

خودآزمايي صفحه ي 161 :

1-     استفاده از زبان و اصطلاحات و تركيبات و ضرب المثل هاي عاميانه ، استفاده از طنزهاي انتقادي، نثر ساده و روان .

2-      ((موي دماغ شدن )) : مزاحم شدن

((آب برداشتن چيزي )) : در فرهنگ دهخدا : ظاهر عبارت معني و مقصودي بدتر و ضعيف تر دارد . يا خرج و هزينه برداشتن

((دست كسي درحنا گذاشتن )) :  مشكل و دردسر ايجاد كردن يا گرفتار كردن ، سركار گذاشتن

((آن روي كار بالاست )) :  زشتي كار نمايان است ، گند كار درآمد.

3-     الف ) يك پيراهن از توبيش تر پاره كرده ام : با تجربه تر هستم

ب) ديوار موش دارد و موش هم گوش دارد: مواظب سخن گفتن خود باشيد . حرف ها زود پخش مي شوند.

پ) من ريشم را توي آسياب سفيد نكرده ام : اين تجربه را به آساني به دست نياورده ام .

4-     تكليف دانش آموزي

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

خود آزمايي درس 19  صفحه ي 129

دراشعار وجمله هاي زير ، جناس تام را تعيين كنيد و معني هريك از اركان را بگوييد.

1-    روان‌ (روح وجان) ، روان ( جاري وزبان زد )

2- ناي ( ني ) ، ناي ( نام يكي از زندان هاي مسعود سعد )

3-غريب ( عجيب ) ، غريب ( تنها وبيگانه ، دورمانده از شهر )

4-داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد )

5-قلب ( مركز سپاه ) ، قلب ( دل )

6-چنگ ( ساز ) ، چنگ ( دست ، دراختياريت )

7- داد ( حق ) ، داد ( ادا كرد ) 

خود آزمايي درس 19 صفحه 131

-دراشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد ومصوت هاي كوتاهي را كه ، با هم تفاوت دارند ، مشخص كنيد.

1-    ملك ، ملك

2-    درد، درد

3-    مهر ، مهر

4-    مهرت، مهرش 

5-    مي كني ، مي كني

خود آزمايي درس 19 صفحه 134

- در ابيات زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و حرف هايي را كه متفاوت اند ، درآغاز ، ميان و پايان اركان نشان دهيد .

1-    بوي ، خوي ، جوي ( ب، خ ، ج)

2-    درشت ، درست ( ش، س )/ درستي ، درشتي ( س ، ش)

3-    جود ، سجود ( س) / جود ، وجود (و) - سجود ، وجود(س ، و )

4-    جام ، كام (ج ، ك ) / كار ، كام ( ر ، م)

5-    سوزد ، سازد ( و ، ا)

6-    جان ، جام ( ن ،م )

7-    مستي ، هستي ( م ، ه)

8-    نماز ، نياز ( م ، ي ) 

خودآزمايي درس 19  صفحه 137

- در اشعار زير ، جناس هاي ناقص را بيابيد و هر نوع افزايشي را كه در اركان صورت گرفته است ، نشان دهيد .

1-    ما ، ماه ( افزايشي) 

2-    يارا، ياران (افزايشي)

3-    آرام ، رام (افزايشي )

4-    دوست ، دست (افزايشي)

5-    جان ، جهان افزايشي / جان ، آن اختلافي

6-    نياز ، ناز افزايشي / در ، درد (افزايشي)

7-    درخش ، رخش (افزايشي )

8-    كان ، مكان (افزايشي) / كار ، كان (اختلافي)  

9-    بر، سر (اختلافي) / سر ، سرو (افزايشي )

خودآزمايي درس 20 (اشتقاق) صفحه 140

- آرايه ي اشتقاق را دربيت هاي زير بيابيد و صامت هاي مشترك را تعيين كنيد .

1-    يكساني  3 صامت (ش ع ر) در شعر وشعور و شاعر 

2-    يكساني  3صامت (خ ن د) در خندان ونخندد وهم ريشه بودن آنها

3-    يكساني  3صامت (ح ر م) در حرم ، حريم ، حرمت و هم ريشه بودن  .

4-    يكساني  3 صامت (د ل ل) در دليل ، دلالت

5-    يكساني  3 صامت (ن ظ ر) در نظر، منظر . يكساني در واج ها ( ء ن د  ز)  در انداز و اندازيم .

6-    يكساني 3 صامت ( م ح ب ) در محبان ، محبت / يكساني در 2 صامت ( ز ن ) در زنم ، زند

7-    يكساني  واج هاي ( ب ي ن ) در بينند ، مي بينم / يكساني در واج هاي ( خ  ن ) در خوانند ، مي خوانم

8-    يكساني  3 صامت ( ع ش ق ) در عاشق و معشوق

خودآزمايي درس 20(تكرار وتصدير )  صفحه 142

   - دراشعار زير ، آرايه ي تكرار يا تصدير را پيدا كنيد و واژه هاي تكراري را معين نماييد. 

-         تكرار« جهان» 2 بار ، تكرار « در » 3 بار  چون تكرار آرايه اي لفظي است لفظ ((در)) با اينكه معاني مختلف دارد لفظاٌ تكرار است.

-         تكرار وتصدير « طيران » 2 بار

-         تكرار وتصدير «خوش » 2 بار

-          تكرار وتصدير بار  3 مرتبه

-         تكرار و تصدير «دوست » 3بار ، « جان » 2 بار

-         تكرار و تصدير « شمع نكورويي » 2بار

-         تكرار وتصدير « گل » 2بار ، تكرار « خيال » و « جهان » و «گنجد » 2 بار

-         تكرار «شكر »و«هم » 4 بار ، تكرار « قمر » 2 بار ،تكرار « اندر » 3بار

-         تكرار وتصدير « نماز» 2بار ، تكرار « باشد » و « تو» 2بار

-         تكرار وتصدير « خواب وخور» 2بار ، تكرار « خويش » 2بار

-         تكرار « جان » 4 بار

خود آزمايي درس 21 (مراعات نظير ) صفحه 146

-         درشعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي مراعات نظير را بيابيد و مشخص كنيد كه تناسب واژه ها از چه جهت است ؟

1-    ابر ، باد ( ازنظر همراهي ) / مه ، خورشيد ، فلك ( مكاني )

2-    شعاع ، آفتاب ( از نظرهمراهي ) / عقيق ، زر ، ياقوت ( از نظر نوعي )

3-    درد ، بنالد ، دردمند ، طبيب  ( از نظر همراهي )

4-     چمن ، گل ، خار ( از نظر همراهي )

5-    سر، تن ، دست ( از نظرهمراهي )

6-    كمان ، سپر ، پيكان ( از نظر نوعي و همراهي ) 

7-    گفتار ، كردار ، رفتار ( از نظرهمراهي ) / زبان ، دست ، پا ( از نظر همراهي  )

8-    تير ، دي ، ارديبهشت ( از نظر زمان ) / خاك وخشت ( از نظرجنس )

9-    سر ، دل ، ديده ( از نظر همراهي  ) گهر ودريا  ( از نظر همراهي) 

خود آزمايي درس 21 ( تلميح )  صفحه 150

- در بيت ها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تلميح را مشخص كنيد و دانسته ي مورد نظر را در دو سطر توضيح دهيد .

1-    خسرو وشيرين : تلميح دارد به عشق خسرو وشيرين ورقابت فرهادكوه كن با او در آن ميدان و روي آوردن خسرو به زني به نام «شكر» براي منصرف شدن ازعشق فرهاد .

2-    شاه تركان : تلميح دارد به حوادث زندگي سياوش : سياوش فرزند كاووس پرورش يافته ي رستم ==== از آن جا كه به ابراز علاقه نامادري اش سودابه پاسخ نداد به خيانت متهم شد وبراي اثبات بي گناهي اش به سلامت از آتش گذشت با اين حال به خاطر وسوسه هاي نامادري اش مورد بي مهري پدر بود تا بالاخره بعد از جنگي بين ايران وتورانيان به شاه تركان (افراسياب ) پناه برد .

او فرنگيس دختر افراسياب را به همسري برگزيد اما چندي بعد افراسياب در اثر بدگويي هاي گرسيوز ، برادر ويكي از پهلوانان افراسياب نسبت به سياوش بدبين وبدگمان شد و او را بي گناه كشت .

3-    روضه و گندم : اشاره دارد به ماجراي آدم و حوا و خوردن گندم ميوه ممنوعه كه سبب شد تااو وهمسرش حوا از بهشت رانده شوند .

4-  پوردستان : تلميح دارد به بخش پاياني داستان رستم و شغاد . شغاد ، نابرادري رستم ، دختر شاه كابل را كه باج گزار رستم بود به زني گرفت پس از آن از رستم خواست كه از گرفتن باج ازشاه كابل صرف نظر كند اما رستم نپذيرفت شغاد با پدر زن خود بر ضد رستم نقشه اي كشيد  به اين ترتيب كه به ظاهر با خاطري آزرده كابل را ترك كرده وبه زابلستان آمد و از رستم خواست كه به كابل بيايد واز او رفع توهين كند شاه كابل هم به تزوير ، براي پوزش خواهي به پيشباز رستم رفت و او را به ميهماني وپس از آن به شكار گاه دعوت كرد در شكار گاه چندين چاه كه در آن خنجر وتيغ گذاشته شده وروي آن با خاك پوشيده بود ، سرراه او قرار داشت . رخش بوي خاك تازه را حس كرد وپيش نرفت اما رستم با تازيانه او را وادار به حركت كرد ، رخش جستي زد وبه ته چاه رفت و به اين ترتيب رستم و رخش هر دو كشته شدند اين برادر كشي همواره در ادب فارسي بازتاب داشته است .

5-    به داستان «بيژن ومنيژه » تلميح دارد . بيژن ، پهلواني ايراني به فرمان كيخسرو و همراه با گرگين براي جنگ با گرازها عزيمت كرد ولي گرگين او را فريب داد وبه سوي دشتي برد كه منيژه ، دختر افراسياب در آن خيمه افراشته وجشن برپا كرده بود . بيژن ومنيژه عاشق يكديگر شدند . منيژه ، بيژن را به كاخ خود دعوت كرد. افراسياب پس از آگاهي از حضور بيژن در قصر ، او را اسير ودر چاهي زنداني كرد و دخترش را نيز سروپا برهنه از كاخ بيرون كرد . منيژه هر روز بر سر چاه مي رفت وناني را كه از راه گدايي به دست آورده بود به بيژن مي رساند . سرانجام رستم د رجامه ي بازرگانان به جست و جوي بيژن به توران آمد و به راهنمايي منيژه بر سرچاه رفت ، بيژن را نجات داد ومنيژه نيز با او به ايران گريخت .

6-    تلميح دارد به عشق فرهاد نسبت به شيرين كه به شوق وصال او به كوه كني مي پردازد واز عشق او گريه وزاري فراوان مي كند وسرانجام با شنيدن خبر دورغ مرگ شيرين ، در را وصال او جان مي دهد .

7-    تلميح درمصراع دوم است : قارون از خويشان حضرت موسي (ع) بود كه طبق روايات از او كيمياگري آموخت بسياري از فلزات را به زر تبديل وثروت بيشماري جمع كرد . پس از آن غرور مال ، او را نسبت به موسي نافرمان كرد . .. سرانجام به نفرين موسي زمين شكافت برداشت وقارون را با گنج فراوانش در خود فرو برد .

8-    تلميح درپايان عبارت است «ظلوم و جهول » اشاره اي است به بخش پاياني آيه 72 سوره احزاب (33) انا عرضنا الامانه علي الموات والارض .فابين ان يعملنها واشفتن منها وعملها الانسان انه كان ظلوما جهولا.

9-    تلميح درپايان جمله اول است اشاره به قحطي هفت ساله اي كه درمصر و كنعان روي داد وسبب شد كه برادران يوسف درطلب غله راهي مصر شوند وبارديگر به ديدار يوسف نائل گردند واز كار گذشته خويش پشيمان گردند واز طرفي حضرت يوسف با بيچارگان همدردي مي كرد.

خود آزمايي  درس 22 ( تضمين ) صفحه 154

-         درشعرها و جمله هاي زير ، آرايه تضمين را بيابيد و مورد تضمين شده را تعيين كنيد .

1- همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي                     به پيام آشنايي بنوازد آشنا را

شهريار اين شعر را از حافظ تضمين كرده است .

2-    كلم الناس علي قدر عقولهم

سعدي اين حديث را در نثر خود تضمين كرده است .

3-    بوي جوي موليان آيد همي

حافظ اين مصراع را از رودكي تضمين كرده است .

4-    احسن كما احسن  الله اليك

سعدي در ضمن كلام خود اين آيه قرآن را آورده است .

5-    كل يوم هو في شأن

آيه ي  قرآن است كه مولوي تضمين كرده است .

6-    روسربنه به بالين تنها مرا رها كن

اين مصراع از مولوي است كه دكتر شفيعي كدكني آن را تضمين كرده است .

7-    وقنا ربنا عذاب النار

سعدي اين آيه ي قرآن را در ضمن سخن خود آورده است .

8- گر بركنم دل از تو  و بردارم از تو مهر                             آن مهر بركه افكنم آن دل كجا برم ؟

بيتي است از كمال الدين اسماعيلي كه حافظ آن را تضمين كرده است .  

خود آزمايي  درس 22 ( تضاد ) صفحه 158

- در شعرها و عبارت هاي زير ، آرايه ي تضاد را بيابيد .

1-    بنشست ، برخاست  /برخاست ، بنشست

2-    بسي ، هيچ /هستم ، نيستم / مي روم ، نروم

3-    دشمن ، دوست   بداند ، ندانم

4-    رسيدم ، نرسيدم

5-    ترشي ، شيرين / بد ، نيك خواه 

6-    آب ، آتش

7-    نفرين ، دعا / تلخ ، شكر

8-    دشمن ، دوست

9-    نيك انجام ، بد فرجام

10-           زود ، دير

11-           برود، نرود

12-            آب ، سنگ / دوستان ، دشمنان / زندگي ، مرگ 

خود آزمايي درس 23 ( تناقض ) صفحه 162

آرايه ي تناقض را دربيت هاي زير بيابيد .

1-    بحر آتش 2-دولت فقر 3- جام غم خوردن به شادي كسي – بدين غم شادماني مي كند   4- فقيران منعم ، گدايان شاه

 5- كسب جمعيت ( آرامش خاطر ازپريشاني زلف )    6-  پيدايي و پنهان ، پيدا و پنهان  7- مدد خواستن از باد براي برافروختن چراغ 8- شرم سرافرازي ، ازپا افتادن را معراج شمردن .

خود آزمايي درس (حس آميزي )  صفحه 164

در جمله ها وبيت ها ومصراع هاي زير آرايه ي حس آميزي را بيابيد .

1- لباس ( بينايي ) ، چشاندن ( چشايي )

2- قصه ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي )

3- شب ( بينايي ) ، نمناك ( لامسه )

4- بوي ( بويايي ) ، مي شنوم ( شنوايي ) ، رنگ ( بينايي ) ، مي شنوم ( شنوايي )

5- صداي ( شنوايي ) ، نديدم ( بينايي )

6- نجواي ( شنوايي ) ، نمناك ( لامسه )

7- بشنوي ( شنوايي ) ، بوي ( بويايي )

8- ترانه هاي (شنوايي ) ، شيرين ( چشايي ) ، بهانه هاي ( شنوايي ) ، رنگين ( بينايي )

9- سرنوشت ( شنوايي ) ، تر ( لامسه )

10- روشني ( ديدني ) ، بچشيم ( چشايي )

خود آزمايي درس 24( ايهام )  صفحه 168

در هر يك از بيت هاي زير ، آرايه ي ايهام را بيابيد ومعناي مختلف واژه اي كه اين آرايه را پديد مي آورد برشماريد .

1-    بوي (1- بو ، 2- آرزو )

2-    مردم دارش ( 1- خوش رفتار با مردم ، 2- چشمي كه داراي مردمك است )

3-    مدام ( 1- شراب ،2- پيوسته ومداوم )

4-    زدي ( 1- كوبيدن وضربه زدن ، 2- تابيدن )

5-    راست ( 1- چشم راست ، از روي حقيقت و درستي )  چشم چپ (چپ بيني )

6-    در نمي گيرد ( 1- موثر واقع مي شود ،2- شعله ور نمي شود و نمي سوزد )

7-    دل سيه ( 1- نامهربان ، 2- نقطه ي سياه وسط چشم)،جانب هيچ آشنا نگاه ندارد(1- نگاه نمي كند،2- حمايت وجانبداري نمي كند )

8-    رود ( 1- نهر آب ،2- نام سازي كه عود وبربط ناميده مي شود . 3- عزيز و دلبند)

9-    مالك دينار ( 1- صاحب سكه ومال وثروت ، 2- نام عارف نامدار قرن دوم )

خود آزمايي درس 24 (ايهام تناسب ) صفحه 171

1-     درهريك از بيت هاي زير آرايه ي ايهام تناسب را بيابيد و ضمن بيان هردو معني ، مشخص كنيد كه واژه در معني دوم با كدام واژه ي ديگر تناسب دارد.

                                 الف ) ضربه زدن                                                                            الف )ضربه زدن

1-    ضرب                                                                                               بزن

                                ب) نام سازي است با چنگ تناسب دارد                                          ب) نواختن موسيقي با چنگ تناسب دارد

                           

                                الف ) ماده ي خوراكي شيرين

2-    شكر 

                             ب ) نام زن خسرو پرويز با شيرين تناسب دارد

 

                                الف) چهره ، صورت

3-    رخ             

                                ب) مهره ي شطرنج (قلعه ) با اسب ، پيل و شهمات تناسب دارد.

 

                              الف ) اسب                                                                                    الف) فيل

اسب                                                                                                      پيل

                             ب) مهره شطرنج با رخ و فيل تناسب دارد                                       ب) مهره شطرنج با رخ و اسب تناسب دارد

                               

                                 الف: پيوسته

4-    مدام

                                ب: شراب با مست تناسب دارد

 

                              الف ) نشانه

5- آيت

                            ب) آيه ي قرآن با تفسير تناسب دارد

 

                           الف) نام سازي است

6-عود 

                          ب ) ماده اي خوش بو با سوخت تناسب دارد

 

                             الف ) عدد هزار

7- هزار

                            ب ) عندليب بلبل با باغ تناسب دارد

 

 

خود آزمايي درس 25 (لف و نشر )  صفحه 175

2-     در شعر ها و عبارتهاي زير ، آرايه ي لف و نشر را بيابيد و با نشان دادن لف ها و نشرها ، نوع آن ها را تعيين كنيد .

1- لف : فرو رفت و بر رفت        نشر : به ماهي نم خون و بر ماه ، گرد

    لف و نشر مرتب

2- لف : ملك و دين        نشر : پادشاه بي حلم و زاهد بي علم

     لف ونشر مرتب

3- لف : زيب فلك و زينت دهر       نشر: مه روي تو ، اشك چو پروين

     لف و نشر مرتب

4- لف : آينه و ترازو         نشر : خموش و گويا

لف و نشر مرتب

5- لف : دل و كشور     نشر : جمع و محمود

     لف و نشر مرتب

6- لف : خال و خط        نشر : دام و دانه

     لف و نشر مشوش

7- لف : عفو و خشم - نشر : روز و شب            لف و نشر مرتب - لف : مهر و كين - نشر : شهد و سم              لف و نشر مرتب

8- لف : لب ضحاك و چشم فتان - نشر : كيد و سحر - لف ونشر مرتب - لف : كيد وسحر ، نشر : ضحاك وسامري - لف و نشر مرتب

9-لف : روي وچشم - نشر : گهر مي ريزد ، زر مي زند - لف و نشر مشوش

10-  لف : شمشير و خنجر وگرز و كمند - نشر : بريد و دريد و شكست و ببست - لف و نشر و مرتب

لف : بريد و دريد و شكست و ببست - نشر : سرو سينه و پا و دست - لف و نشر مرتب 

 

خود آزمايي درس 25 (اغراق ) صفحه 179

الف )اغراق هاي به كار رفته را در بيت هاوجمله ها زير بيابيد و آن ها را توضيح دهيد .

1-كل بيت اغراق است . ادعاي اغراق آميز در مورد لطافت بدن است اين لطافت به حدي است كه اگر به جاي پارچه ، لباسي از گلبرگ گل سرخ هم بر تن او كنند ، باز بدنش آزرده مي شود .

2- «هزار فرسنگ » ادعاي اغراق آميز و بيش از حدمعمول براي « فاصله بسيار دور » است .

3- كل بيت اغراق است . « درياي آب شدن كوه آهن » ادعاي اغراق آميز وبيش ازحدمعمول در مورد قدرت افراسياب است كه حتي اگر كوه آهن نام او رابشنود از شدت ترس فرو مي ريزد ومانند آب درياسرازير مي شود .

3-    «هزار من سنگ بالا بردن » ادعاي اغراق براي توانايي جسمي است .

4-    توصيفي اغراق آميز درمورد زيبايي فردي به حدي كه سبب زيبايي زيورها گردد.

5-    ادعاي اغراق آميز زيبايي شعرحافظ است به گونه اي كه حتي فرشتگان هم به رقص در مي آيند كه اين يك ادعاي نامتعارف وتقريبا محال است .

6-    شاعر هنر رامين را درنواختن چنگ اين گونه اغراق آميز بيان كرده است كه از شنيدن صداي آن حتي سنگ به رقص در مي آيد .

7-    شب و روز به فكر فردي بودن بيان اغراق آميز است درمورد توجه شاعر به محبوب خود .

8-    اين كه گوش آدمي قصه ايمان را بشنود ومست شود ادعاي اغراق آميز وبيش از حد معمول است براي بيان تاثير ايمان ويقين .

9-    اداعاي اغراق آميز درمورد بارش شديد برف وزيادي آن به گونه اي كه زمين لقمه اي در دهان برف است .

ب) مثل ابر بهاري گريه مي كرد

- از شدت تب مثل كوره مي سوخت .

- از خوشحالي درپوست خود نمي گنجيد .

- آن قدر شلوغ بود كه جاي سوزن انداختن نبود .

- هزار بار به تو گفتم .

- مثل برق رفت و برگشت .

خود آزمايي درس 26( حسن تعليل )  صفحه 183

1-درشعرهاي زيرارا يه ي حسن تعليل رابيابيد.

الف -علت بارش باران ازابر ،شرم ابرازچهره ي زيباي معشوق دانسته است. (يعني ازديدن چهره ي زيباولطيف تو،ابر خجالت مي كشدوان چه به شكل باران مي بارد،عرقي است كه ازشرم ،برپيشاني ابر نشسته است .                               

ب- در بيت دوم شمع (موم) خطاب به پروانه مي گويد علت سوختن و شعله ور شدن من اين است كه عسل (شيريني ) ازمن رفته است (البته در اين بيت شيريني ايهام تناسب زيبايي با فرهاد نيز دارد .)

پ- علت بي خزاني درخت سرو را شاعر راستي و صداقت آن دانسته است (علم از راستي زدن سرو در بالاي راست و متعادل آن جلوه گر شده است )

ت- شاعربه زيبايي طالب چشمه ي خورشيد بودن و به سوي خورشيد رفتن ذره را به علت اديبانه ي همت عالي داشتن ذره دانسته است .

ث- شاعر (رودكي ) به زيبايي و رندي علت سياه كردن (رنگ كردن ) موهاي خود را نه پيري بلكه از آن مي داند كه به مصيبت مرگ جواني نشسته است .

ج- شاعر در اين بيت علت خلوت گزيني زاهدان را دلبري شاهدان معرفي كرده است (كه دنيا و دين و عقل را مي برند .

2-براي مثال هاي زير،علت ادبي ذكركنيد.                                                                                                                                                                          الف ) باغبان ميوه ها را چيده و برده است و برگها از اندوه ودوري ، زرد و پژمرده اند .

ب) روي بي قرار ونالان بسوي مادرش ، دريا مي رود تا در آغوش او آرام گيرد .

3- براي حسن تعليل سه مثال خلق كنيد و بنويسيد .

الف - ابرها به حال مردم بيچاره مي گريند .

ب‌-    بعضي از بسته ها براي درامان ماندن خاموش ولب بسته اند .

پ- برگ ها در فصل خزان از فراق گرما زرد و پژمرده شده اند .

ت- باغ پاييزي در فراق بهار زرد روي گشته است .

4- ابيات زير را شرح كنيد و آرايه ي حسن تعليل را در آنها نشان دهيد .

الف -آمدن روز و طلوع خورشيد به خاطر صداقت صبح دانسته است . شاعر دراين بيت با ارائه يك تمثيل از ارزش راست گويي وتاثير آن سخن گفته است صبح صادق برخلاف صبح كاذب واقعي است وبه روز مي پيوندد اين صبح به دليل راستي وصداقتش مانندشخص ثروتمندي است كه همه جارا با اشعه هاي زرين خورشيد مي پوشاند .

ب- ازبسياري شاخه ها وبرگها وسايه انبوه درختان ، زير درختان تاريك شده و خداوندبراي از بين بردن اين تاريكي ، گل انار را مثل چراغي آفريده ودرختان را با آن چراغاني كرده است يعني شكفتن گل در زير برگهاي درخت ، يك علت طبيعي است اما سعدي علت رويش اين برگها را روشن كردن زير درخت دانسته است .

پ- علت بي كينه بودن شاعر اين است كه دلش خانه عشق ومهر يار است وجايي براي كينه وجود ندارد .

ت- علت بارش ابر بهار بر سمن ، بد عهدي و بي وفايي روزگار است كه گلها و گياهان از آسيب روزگار در امان نيستند . شاعر براي بارش ابر بهاري دليلي شاعرانه وزيبا آورده است چون ابر بهاري از بي وفايي وبد عهدي روزگار خبر دارد ومي داند كه روزگار اين گلهاي زيبا وياسمن ونسرين وسنبل را كه خود پرورده است هنگام پاييز نابود مي كند از آغاز تولد گل ها و شكوفايي آنها به خاطر بي وفايي روزگار وسرانجام آنها گريان است . 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

خود آزمايي درس 11 ( استعاره ي مصرحه ‹آشكار›)  صفحه ي 85

1- در شعرهاي زير ، استعاره ي مصرحه رابيابيد و بگوييد كه چگونه پديد آمده اند . مشبه ، مشبه به و وجه شبه را نيزبيابيد .

- شمس وقمرم آمد ، سمع وبصرم آمد                                    وان سيم برم آمد ، وان كان زرم آمد

 شمس و قمر ، سمع ، بصر ، كان زرم« استعاره مصرحه» است

محبوب و معشوق :مشبه                       نورانيت و زندگي بخشي : وجه شبه                      مانند : ادات تشبيه                                  شمس و قمر: مشبه به

محبوب من :مشبه                                 هوشياري و آگاهي بخشيدن :وجه شبه               مانند : ادات تشبيه                               سمع و بصر   :مشبه به

محبوب من : مشبه                                 ارزشمندي و منزلت :وجه شبه                             مانند :ادات تشبيه                            معدن طلا : مشبه به                                                                                                                                                                                            -در اين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است                                  خدايا،منعمم گردان به درويشي و خرسندي       

-         بازار:استعاره از دنيا        دنيا :مشبه           بازار:مشبه به          ( در اين بازار هر كسي سرمايه ي عمرخود راخريد وفروش مي كند.)

وجه شبه : سودمندي ، سود بخشي                                                                                                                                                     -       مرا در خانه سروي هست كاندر سايه ي قدش                             فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم  

-          سرو :استعاره از معشوق و فرد قد بلند       يار من :مشبه       زيبايي و قامت بلند :وجه شبه        سرو :مشبه به

-          بخت آن نكند با من، كان شاخ صنو بر را                               بنشينم وبنشانم،گل بر سرش افشانم

-         شاخ صنوبر:استعاره از معشوق       معشوق من :مشبه        زيبايــي و شــــادابي :وجه شبه      شاخ صنوبر :مشبه به

-         اي غنچه ي خندان ،چراخون در دل ما مي كني ؟                       خاري به خود مي بندي و ما را ز سر وا مي كني                                     غنچه ي خندان :استعاره از محبوب      محبوب :مشبه          خنده رويي و زيبايي: وجه شبه      غنچه ي خندان :مشبه به

-         چوتنها ماند ماه سرو بالا                                                           فشاند از نرگسان لؤ لوي  لالا                                                              ماه سروبالا :استعاره از معشوق زيبا             نرگسان :استعاره از دو چشم ، لؤلؤ : استعاره از اشك

-         معشوق من از نظر زيبايي مانند ماه است كه از چشمان خمارش كه مانند نرگس است قطرات اشك درخشان و شفاف مانند لؤلؤ فرو مي چكد . (سرو بالا تشبيه است = بالاي او مانند سرو است )

        معشوق :مشبه     ماه :مشبه به      زيبايي: وجه شبه    چشمان :مشبه       نرگس :مشبه به     خماري :وجه شبه  قطرات اشك :مشبه 

        لؤلؤ :مشبه به     درخشان و شفاف :وجه شبه     ( در تمامي تشبيهات بالا فقط از اركان تشبيه ، مشبه  به باقي مانده لذا استعاره ي

         مصرحه به وجود آمده است . )

2-با واژه هاي زير استعاره ي مصرحه بسازيد؟

- كاروان سرا : هر روز از اين كاروان سرا (استعاره از دنيا ) عده اي به سراي ديگر مي شتابند .

- ماه : ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد

1-    استعاره هاي مصرحه ي زير را به تشبيه تبديل كنيد و تمامي پايه هاي تشبيه را نام ببريد ؟                                         -  مرا برف باريده بر پر زاغ                                     نشايد چو بلبل تماشاي باغ

در بيت دو استعاره ي مصرحه وجود دارد : برف :استعاره از موي سفيد        زاغ :استعاره از موي سياه در دوران جواني

الف : موهايم در پيري مانند برف سفيد شده است .          موهايم :مشبه      مانند: ادات تشبيه     برف :مشبه به     سفيد:وجه شبه

ب : موهايم در جواني مانند پرزاغ سياه بود.                     مو :مشبه         مانند: ادات تشبيه    پرزاغ :مشبه به    سياه : وجه شبه

-باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است                         شمشاد خانه پرور من از كه كم تر است                                                                             محبوب من در شادابي وزيبايي مانند شمشاد است .                                                                                                                              محبوب من :مشبه       شادابي و زيبايي :وجه شبه     مانند :ادات تشبيه     شمشاد:مشبه به                                                                                                                                    باز امشب اي ستاره  تابان نيامدي                                           باز اي سپيد ه ي شب هجران نيامدي                                                                                   در بيت دو استعاره وجود دارد:            1-ستاره ي تابان       2- سپيده ي صبح (هر دو استعاره از معشوق است.)                                                                                                                                 محبوب من درزيبايي و روشني بخشي مانند ستاره است.                  محبوب من در اميد بخشي مانند سپيده ي صبح است.                                                                                                                                                                       محبوب من:مشبه     زيبايي وروشني بخشي واميد بخشي:وجه شبه             مانند:ادات تشبيه       ستاره و سپيده ي صبح :مشبه به

تا تو را جاي شد اي سرو روان در دل من             هيچ كس مي نپسندم كه به جا ي تو بود

سرو :استعاره از محبوب است      محبوب من در خو ش قا متي وتنا سب اندام مانند سرو است .     محبوب من:مشبه      

خوش قامتي وتنا سب اندام : وجه شبه    مانند : ادات تشبيه       سرو : مشبه به                                                                                          

 همه بند گان موي كردند باز در اين ابيات شش استعاره وجود دارد .           1-مشكين كمنددراز:موي سياه و بلند  

2-فندق : استعاره از ناخن      3-گل :استعاره از چهره       دربيت دوم:   4 –ارغوان: استعاره از گونه   5 -نرگس :استعاره ازچشم    

6- گل:استعاره از چهره      دربيت سوم : موي فرنگيس :مشبه   بلندي وسياهي :وجه شبه     مانند: ادات تشبيه    كمندسياه ودراز:مشبه به                                        ناخن فرنگيس:مشبه    انحنا ورنگ: وجه شبه       مانند: ادات تشبيه        فندق: مشبه به         چهره ي فرنگيس: مشبه                       لطا فت و قرمز ي :وجه شبه                 مانند : ادات تشبيه        گل  :مشبه به           چشم فرنگيس : مشبه        خماري: وجه شبه           مانند: ادات تشبيه       نرگس :مشبه به                                     

گونه فرنگيس :مشبه                    قرمزي و گلگوني :وجه شبه       مانند : ادات تشبيه            ارغوان : مشبه به                    

 خود آزمايي درس 12 (استعاره ي مكنيه ، شخصيت بخشي ‹تشخيص › ) صفحه93- 91

1-    در شعرهاي زير ، استعاره هاي مكنيه را بيابيد و در هر استعاره ، مشبه و مشبه به و وجه شبه را تعيين كنيد .

الف: كس چو حافظ نگشود از رخ انديشه نقاب                  تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

رخ انديشه : استعاره ي مكنيه (تشخيص )      انديشه : مشبه            انسان : مشبه به محذوف        وجه شبه : داشتن رخ وظاهر

زلف سخن : استعاره ي مكنيه (تشخيص )          سخن : مشبه            عروس : مشبه به محذوف     وجه شبه :  داشتن زلف چون همان طور كه زلف را مي آرايند مي توان سخن را نيز با قلم آراست .   هردو استعاره ي مكنيه به صورت اضافه ي استعاري آمده است

(در اين بيت زيبا قلم را به شانه تشبيه كرده است .)

ب: هركاو نكاشت مهر وزخوبي گلي نچيد          در رهگذار باد نگهبان لاله بود

مهر : استعاره ي مكنيه              مشبه : مهر                مشبه به محذوف : گياه           وجه شبه : كاشتن و ماندگار بودن

پ: اي ابر بهمني نه به چشم من اندري              تن زن زمانكي و بياساي و كم گري

ابر بهمني : استعاره ي مكنيه (تشخيص )    مشبه : ابر           مشبه به محذوف : انسان        وجه شبه: از آن لحاظ كه مي تواند مورد خطاب واقع شود .

ت : فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد             شرمنده رهروي كه عمل برمجاز كرد

پيشگاه حقيقت : استعاره ي مكنيه (اضافه ي استعاري )          مشبه : حقيقت       مشبه به محذوف : كاخ و بارگاه       وجه شبه : داشتن پيشگاه و بزرگي

2-    استعاره هاي مكنيه را بيابيد و معين كنيد كه كدام يك تشخيص است ؟

الف: آسمان تعطيل است / باد ها بي كارند / ابرها خشك و خسيس / هق هق گريه ي خود را خوردند.

آسمان : استعاره ي مكنيه        باد: استعاره ي مكنيه ، تشخيص         ابر: استعاره ي مكنيه ، تشخيص

ب - شب ايستاده است / خيره نگاه او / برچارچوب پنجره ي من

شب : استعاره ي مكنيه ، تشخيص     نگاه او (= نگاه شب ) : استعاره ي مكنيه ، تشخيص

پ : بخز در لاكت اي حيوان كه سرما / نهاني دستش اندر دست مرگ است / مبادا پوزه ات بيرون بماند / كه بيرون برف و باران وتگرگ است .    حيوان : استعاره ي مكنيه ، تشخيص       سرما: استعاره ي مكنيه ، تشخيص ، دستش (دست سرما) ودست مرگ : استعاره ي مكنيه و تشخيص

ت : در آفاق گشاده است و ليكن بسته است              از سر زلف تو در پاي دل ما زنجير

درآفاق : استعاره ي مكنيه                    پاي دل : استعاره ي مكنيه ، تشخيص

ث: گل بخنديد و باغ شد پدرام             اي خوشا اين جهان بدين هنگام

گل : استعاره مكنيه ، تشخيص          (پدرام : آراسته )

3-    استعارات موجود در اشعار مصرحه اند يا مكنيه ؟

الف: آينه ت داني چرا غماز نيست                چون كه زنگار از رخش ممتاز نيست

آينه : استعاره ي مصرحه ( دل)          زنگار : استعاره ي مصرحه ( آلودگي ) رخش (رخ آينه ) : استعاره ي مكنيه (اضافه ي استعاري )

ب: گرچه من خود زعدم دل خوش و خندان زادم        عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن

عشق : استعاره ي مكنيه

پ: ملكا ، مها ، نگارا، صنما ، بتا ، بهارا                   متحيرم ، ندانم كه توخود چه نام داري

ملك ، مه ، نگار ، صنم ، بت و بهار : همه  استعاره ي مصرحه اند .

ت: خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه                  كز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

دست غم : استعاره ي مكنيه (اضافه ي استعاري )

ث: اي بخارا ، شاد باش و شاد زي              مير زي تو شادمان آيد همي

بخارا: استعاره ي مكنيه

4-    استعاره هاي زير را به تشبيه تبديل كنيد و پايه هاي تشبيه را نام ببريد .

الف: جاده نفس نفس مي زد

جاده     مانند      انساني    نفس نفس مي زد               جاده استعاره ي مكنيه است

مشبه     ادات     مشبه به         وجه شبه

ب:  ما آبروي فقر و قناعت نمي بريم      با پادشه بگوي كه روزي مقدر است

آبروي فقر و قناعت : استعاره ي مكنيه

فقر و قناعت        در داشتن آبرو و ارزش    همانند    انسان   است .

 مشبه                        وجه شبه                   ادات      مشبه به

خود آزمايي درس 13 (حقيقت و مجاز) صفحه98- 97

1-    واژه هاي مشخص شده كدام حقيقت و كدام مجاز است ؟ در هر مجاز قرينه را نشان دهيد .

الف - برو هرچه مي بايدت پيش گير          سر ما نداري ، سر خويش گير

هردو سر مجاز است . قرينه : مضاف واقع شده اند .سر اول : قصد (محليه )سر دوم :راه (علاقه :جزئيه زيراهرراهي سرآغاز وانتهايي دارد )

ب : اگر به زلف دراز تو ، دست  ما نرسد           گناه بخت پريشان و دست  كوته ماست

هردو دست مجاز : دست اول : مجاز از دسترسي و در اختيار داشتن قرينه : بقيه جمله  دست دوم :  بخشي از دست (الزامي نيست كه همه دست برسد )   قرينه : كوتاه ما   (علاقه آليه )

قرينه بقيه ي حمله                     مجاز از دسترسي و دراختيار داشتن

پ : ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار                دشمن شوند و سربرود هم بر آن سريم

سر مصراع اول : مجاز    قرينه : بقيه ي جمله    ما باتو سري داريم (فكر و قول و قراري داريم ) علاقه: محليه

سر اول در مصراع دوم : مجاز از جان (جان رفتن كنايه از مردن)

سر دوم در مصراع دوم : مجاز    قرينه : بقيه ي جمله     برآن سريم (برآن پيمان هستيم ) علاقه: محليه

ت : آفرين جان آفرين پاك را             آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را

خاك : مجاز از انسان    قرينه : ايمان و جان به آن بخشيد        (علاقه : ماكان زيرا انسان قبلاً خاك بوده است )

ث: چو آشاميدم اين پيمانه را پاك         در افتادم زمستي بر سرخاك  

پيمانه : مجاز از نوشيدني    قرينه : آشاميدم       خاك : حقيقت

ج: از تو به كه نالم كه دگر داور نيست           وزدست تو هيچ دست بالاتر نيست

هر دو دست : مجاز از قدرت         قرينه : بقيه ي عبارت   (علاقه آليه )

ز: كار پاكان را قياس از خود مگير               گرچه ماند در نبشتن شير و شير

هردو شير حقيقت است .

2-    در ميان مجازها ، استعاره ها را مشخص كنيد .

الف : گل برگ را ز سنبل مشكين نقاب كن         يعني كه رخ بپوش و جهاني خراب كن

گل برگ : استعاره از چهره         سنبل : استعاره از گيسوان

ب : عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت           فتنه انگيز جهان نرگس جادوي تو بود

نرگس جادو : استعاره از چشم

پ – هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي                 من در ميان جمع و دلم جاي ديگر است

دل در اين بيت مجاز است از ميل و رغبت چون دل محل ميل و رغبت است .

ت: زبان خامه ندارد سر بيان فراق          وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق  

سر مجاز از قصد  و علاقه ي آن محليه است .

ث : الا اي باد شبگيري بگو آن ماه مجلس را            تو آزادي و خلقي درغم رويت گرفتاران

ماه مجلس استعاره از يار

ج : ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد               دل رميده ي ما را انيس و مونس شد

ستاره : استعاره از محبوب              ماه مجلس: استعاره از محبوب

چ : دفتر فكرت بشوي ، گفته ي سعدي بگوي          دامن گوهر بيار بر سر مجلس ببار

مجلس مجاز است از مجلسيان علاقه : محليه

خودآزمايي درس 14 (علاقه هاي مجاز) صفحه 102

1-     در شعرها و جمله هاي زير ، علاقه ي مجازهاي  مشخص شده را تعيين كنيد .

الف- سر : علاقه محليه به معني تصميم و انديشه

ب- سر : علاقه كليه همه ي سر را گفته ولي بخشي ازسر مورد نظر است چون همه ي سر  درد نمي كند .

پ- قلم : علاقه آليه قلم ابزار نوشتن است .

ت- حلق : علاقه جزيي دهان چون حلق جزيي از دهان است .

ث- سير : علاقه سببيه زيرا سيري سبب بيزاري و كسالت است .

ج- ماه :  علاقه لازميه مهتاب زيرا نور لازمه وهمراه ماه است .

چ-عالمي : علاقه محليه وكليه عالم مجاز از مردم عالم است .

2-     مجازهايي كه دربيت به كار رفته است معين كنيد ؛ قرينه ي آن ها را نشان دهيد و نوع علاقه رابيان نمايد .

الف- سرم- علاقه كليه ، محليه : چون موي سر سپيده شده است نه تمام سر               سپيد شدن قرينه ي آن است .

ب- جهان - علاقه كليه و محليه : نعمت ها و امكانات زندگي است        قرينه : واژه ي (خوردم ) زيرا آنچه در جهان قابل خوردن است نعمت ها ست نه خود جهان .

پ- بيت : مجاز (از شعر )         علاقه : جزئيه              قرينه :  مي گفت    

      كوه مي سفت           كوه مجاز (از سنگ)        علاقه  : كليه          قرينه : مي سفت           

ت- ايران : مجاز (قهرمانان وپهلوانان ايران ) علاقه : محليه وكليه    قرينه : برآشفت

ث- خون : مجاز(كشتن ومرگ) علاقه : لازميه    قرينه : اضافه شدن ناحق به خون

ج: صفرا : مجاز (ازخشم ) علاقه : سببيه     قرينه : برنيامدم (به عقيده پيشينيان يكي از اخلاط چهارگانه صفرا بوده است كه موجب خشم مي شد.

چ: الحمد : مجاز( از قرآن)         علاقه : جزئيه           قرينه : خواندن بعد از مرگ (بعد از مرگ قرآن مي خوانند )

ح : دم : مجاز (ازسخن )           علاقه : سببيه     قرينه : شنو ، هردو دم مجاز است و قرينه در جمله ي دوم : راحت پديد شود ، است .

خ : دينار و درم : مجاز (از ماديات )     علاقه : جزئيه         قرينه : جمله

سر اول مجاز از وجود و جان   علاقه : جزئيه  قرينه : بقيه ي عبارت

سردوم مجاز از انديشه    علاقه : محليه    قرينه : اضافه  شدن دينار و درم به آن

د- دست (هردودست ) مجاز از قدرت     علاقه : آليه       قرينه : بقيه ي جمله

ذ - چشم ، مجاز (از خود فرد)  علاقه : جزئيه      قرينه : نخفت

ر - جهان : مجاز   (بزرگان )  علاقه : محليه     قرينه : انجمن شد

3-     واژه هاي زير را درمعني مجازي به كار ببريد .

شهر : پيكر پاك شهدا بردوش شهر حمل مي شد .

قلم : او صاحب قلم است .

چشم : چشمش به من افتاد . (= نگاه )

زبان : او شيرين زبان است . (= سخن )

دست : دست خدا بالاترين دستهاست .

سر : سرآن ندارد امشب كه برآيد آفتابي ./ برسر آنم كه گر زدست برآيد . /  سرش (جان )را درراه خدا از دست داد‌.

خورشيد : خورشيد دشت را روشن كرد. ( نورخورشيد )

4- واژه هاي زير را به صورت مجاز و استعاره به كار ببريد.

ماه زمين را روشن مي كند ( نور ماه مجاز)

ماه من ، زندگي بي تو تاريك و بي رونق است ( استعاره  )

سرو : خم آورد بالاي سرو سهي (  استعاره )- گنجشك بر سرو نشسته بود . (مجاز) 

خود آزمايي درس 15 ( كنايه ) صفحه 107

درجمله ها و شعرهاي زير كنايات را مشخص كنيد ، مفهوم آن ها را بيان كنيد .

1- ريش سفيد : كنايه از باتجربه بودن يكي از نشانه هاي با تجربگي پيري وريش سفيدي است .

2-گهي پشت بر زين : كنايه از موفقيت و پيروزي يا قدرتمند وتوانا بودن/گهي زين به پشت : كنايه از شكست يا خوار وذليل بودن .

3-كشتن جو و گندم ستاندن : نتيجه ي كار باپايان آن يكسان است يعني نتيجه بدي كردن ، بدي ديدن است .

4- قيمت مقطوع است : كنايه از چانه نزنيد .

5- سر فرو نياوردن : كنايه ازتسليم نشدن وخاضع نگشتن

6- دهان به دهان گشتن سخن : كنايه از رواج وشيوع پيدا كردن .

7- هر كجا پاي نهد: كنايه ازواردشدن به جايي / دست ندارندش پيش : كنايه ازمانع نشدن . جلو او نمي گيرند .

8- دست روي دست گذاشتن : كنايه از انجام ندادن كار و بيكاري

9- مصراع دوم : آغاز هركار باپايان آن مناسب است.يعني نتيجه خوبي كردن ،خوبي ديدن است و نتيجه ي بدي كردن ، بدي ديدن است .

10- دست از دامن بدار: كنايه از رها كردن 

11-جاي بودن نديد : كنايه از فرار كردن  

12- بنشاندت پيش آموزگار : كنايه از ميل به آموختن واقرار به ناداني

13- دستش نگيرم : كنايه از مانع نشدن / تيرم زند : كنايه ازكشتن

14- دل پيش كسي داشتن : كنايه از عاشق بودن. ريش در دست ديگري داشتن : اختيارآدمي به دست ديگري بودن است .

15- پاي لغزيدن : كنايه از خطا كردن يا دچارگرفتاري ومشكل ناگهاني ونامنتظر شدن .

16- با هم يك زبانند: كنايه از متحد بودن  / كمان را زه كن : كنايه از براي جنگ ودفاع آماده شدن / سنگ بر باره ببر :  كنايه از براي جنگ و دفاع آماده شو .

بخش چهارم

خود آزمايي درس 16 ( موسيقي دروني و معنوي شعر ، واج آرايي ) صفحه 114 و115

- دربيت هاي زير واج آرايي را بيابيد و شمار هر صامت  يا مصوت تكراري را تعيين كنيد .

1- 7 بار صامت ( س) ، 7بار صامت (ت وط) ، 6 بار مصوت (الف)، 8 بار مصوت (ــ )

2- 7 بارصامت ( س، ت ) 

3- 6  بارصامت هاي ( ل ،ب)

4- 8  بار صامت (ل) ، 9 بار صامت (م)

5- 9 بار صامت (ن) ، 7بار مصوت بلند (ا) 6 مصوت (ــ ) زيرا به صورت تتابع اضافات آمده و خيلي محسوس است .  

6-6بار صامت (ر) ، 5 بار صامت (ش) ، 10بار مصوت كوتاه (ــ)

7- 9 بار صامت (د) ، 8 بار مصوت بلند (ا)

8- 11  بار صامت (ر) ، 6 بار صامت ( ه ) 

9- 3 بار صامت (ش) ، 5 بار صامت (ن)  

10- 6 بار صامت ( س ، ت ) ، 8 بار مصوت بلند (يي)

11- 6 بار صامت (م) ، 5 بار صامت (ن) ،  7 بار مصوت بلند (‌او)

12- 4 بار صامت (ش) ، 5 بار مصوت بلند (ا) ، 7 بار مصوت كوتاه (ــ )

13- 6 بار صامت ( خ ) ، 4 بار صامت ( ب)   

خود آزمايي درس 17( سجع ، انواع سجع ) صفحه 117

درجمله هاي زير سجع را نشان دهيد .

- چراغ و داغ : سجع مطرف

- برآيد و نپايد : سجع متوازي

- حيف و طرح : سجع متوازن

-         دسترس و كس : سجع مطرف

-         نهفتني وپيمودني : سجع متوازي

-     گفتني  و نمودني : مطرف

-         بي زر ، بي پر ، بي بر، بي در : سجع متوازي

-          عزيز ، ذليل : سجع متوازن

-         خورد ، مرد: سجع متوازي - كشت ، هشت : سجع متوازي

خودآزمايي درس انواع سجع صفحه ي 120-119

1-    دراشعار وجمله هاي زير ، سجع ها را بيابيد ، درباره ي ارزش موسيقايي هريك اظهار نظر كنيد .

-         زاينده ، پاينده : سجع متوازي (داراي ارزش والا )

-          بيازارد ، بيارد : سجع مطرف (نوع متوسط)

-          ترازو ، بازو : سجع مطرف (نوع متوسط)

-         خوب ، مكتوب : مطرف (نوع متوسط) اما در اين عبارت صنعت ازدواج (تضمين المزدوج ) ديده مي شود : تحصيل سيرت خوب : ترتيل سورت مكتوب 

-         محتاج ، مشتاق : سجع متوازن (ارزش موسيقايي اين سجع كم است )

-          محجوب ، معذور : سجع متوازن (ارزش موسيقايي آن كم است )

       تبريز ، خيز : مطرف (نوع متوسط) ، برداريد ، بگذاريد : متوازي (ارزش والا)

-         باغ ، داغ : سجع متوازي (داراي ارزش والا ) لاله ، ناله : متوازي (داراي ارزش والا)     ورد ، درد: سجع متوازي (داراي ارزش والا ) لاله و ورد ، ناله و درد (تضمين المزدوج)

-         منتعش و مشتعل : سجع متوازن ارزش موسيقايي آن كم است . مكتوب و مطلوب (متوازي ) (تضمين المزدوج)

-          روز ، سوز : سجع متوازي (داراي ارزش والا) سوز با افروز سجع مطرف (ارزش متوسط )

-          گرم ، شرم ، نرم : سجع متوازي (داراي ارزش والا )

-         گردون ، افسون : سجع متوازي (ارزش والا )

-         كرامت ، سلامت : سجع متوازي (ارزش والا)

-         فرسود ، نگشود : سجع متوازي (ارزش والا) نگشود ، بود : سجع مطرف (ارزش متوسط )

-          رسيدي،كشيدي:سجع متوازي (ارزش والا) مي گذرم،مي نگرم :سجع متوازي (ارزش والا) خورده : مرده : سجع متوازي (ارزش والا)

خودآزمايي درس 18 موازنه و ترصيع صفحه ي 124-123   به ترتيب بيت ها :

آرايه ي موازنه دركدام يك ازبيت هاي زيربه كاررفته است؟علت آن رابيان كنيد.آيا درميان((موازنه ها ))ترصيع نيزديده مي شود ؟ آنها را نيز تعيين كنيد .

1- موازنه   2- موازنه      3- موازنه         4- ندارد          5- موازنه            6- موازنه             7- ترصيع               8-  موازنه

9- ترصيع             10- موازنه              11- ندارد                   12- ترصيع               13- ندارد

14- موازنه    

15- ترصيع              16- موازنه              17- موازنه               18- موازنه

خودآزمايي درس 18 - صفحه ي 126

- دراشعار و جمله هاي زير ، جناس ها را بيابيد و اگر اختلافي در صامت ها يا مصوت ها  است ، بيان كنيد .

1-    روان ، روان : جناس تام  (جاري ، روح )

2-    صورت (نقاشي ، تصوير ) صورت (ظاهر ) : جناس تام

3-    سير ، شير : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) - زهره ، زهره : جناس ناقص حركتي (اختلاف در مصوت )

4-    شمع ، جمع : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي ) - ما، ماه : جناس ناقص افزايشي (افزايش يك صامت )

5-     نماز ، نياز: جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت مياني ) درد ، كرد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت آغازي )

6-    شاه ، شاد : جناس ناقص اختلافي (اختلاف درصامت پاياني )

7-    كينه ، سينه : جناس ناقص اختلافي (اختلاف در صامت آغازي ) - آيين و آيينه ، جناس ناقص افزايشي (افزايش يك مصوت درپايان )

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |

پاسخ خود آزمايي هاي آرايه هاي ادبي (سال 83)

بخش اول : مقدمات

خود آزمايي درس 1 ( آشنايي با چند اصطلاح ) صفحه ي7

1-    نمي كند.

2-    ــَ ن

3-    سخن

4-    حافظ در بيت آخر

5-  بيت اول                                                         

6- خير ، هر دو قالب غزل است . حجم شعر ،محتواي شعر ، وجو د تخلص از نشانه هاي غزل ، درهردو موجود است. 

7-تكليف دانش اموزان است.

خود آزمايي درس 2 ( وزن ، اصلي ترين عامل موسيقي شعر) صفحه ي 12

1- درواژه هاي زير صامت ها و مصوت ها را نشان دهيد.

نسيم = صامت / ن / + مصوت كوتاه /ــ/ + صامت / س / + مصوت بلند /ي/ + صامت / م/ 

آسمان = صامت/ ء/ + مصوت بلند/ ا /+ صامت/س/ + مصوت كوتاه /ــ/ِ + صامت/م/ + مصوت بلند/ ا/ + صامت/ن/

خوبي = صامت /خ / + مصوت بلند/ و/ + صامت /ب / + مصوت بلند/ي/

جوان مردي = صامت /ج/ + مصوت كوتاه /ـــ/  + صامت / و / + مصوت بلند/ ا / + صامت /ن/ + صامت /م / + مصوت كوتاه /ــ/ + صامت /ر / + صامت / د/ + مصوت بلند / ي / 

ابر = صامت/ ء /+ مصوت   كوتاه /ــ/ + صامت /ب / + صامت /ر /

همت = صامت /هـ / + مصوت كوتاه /ــ/ِ + صامت /م /+ صامت/ م/ +مصوت كوتاه /ــ/ + صامت/ ت/

2- واژه هاي زير از چند هجا ساخته شده اند ؟ نوع هجا را مشخص كنيد.

 آتشين =3 هجا ، آ (هجاي بلند) +تَ (هجاي كوتاه) ، شين1 (هجاي بلند) _ U _ ) )

بيدار = 2 هجا ،بي (هجاي بلند ) + دار(هجاي كشيده ) (U_  _ )

فقر = 1 هجا ، هجاي كشيده (U_ )

مستانه = 3 هجا ،مَس ( هجاي بلند ) ، تا ( هجاي بلند ) ، نِ ( هجاي كوتاه ) (U_  _ )

دانش آموز = 4 هجا ، دا (هجاي بلند ) ، نِ ( هجاي كوتاه ) ، شا ( هجاي بلند ) ، موز ( هجاي كشيده) (U--U-)

                                                          

     يا           دا (هجاي بلند ) ، نش ( هجاي كشيده ) ، آ ( هجاي بلند ) ، موز ( كشيده ) (U_ _ _ _   )       

نكته : اين واژه مي تواند دوگونه تلفظ شود در تلفظ اول همزه ي آغاز بخش دوم ( آموز ) حذف مي گردد .

3- هجاهاي مصراع زير را تعيين كنيد و هر نوع را با علامت خاص خود بنويسيد. 

  تـ ـ وا ـ نا ـ بـ ـ ود ـ هر ـ كـ ـ دا ـ نا ـ بـ ـ ود

U    ـ     ـ    U    ـ      ـ     U   ـ   ـ     U   ـ

4- مصوت كوتاه و بلند از نظر امتداد چه تفاوتي دارد؟

 مصوت بلند از نظر امتداد  دو برابر مصوت كوتاه است ؛ ( امتداد هجا ، يعني مقدار زماني كه يك هجا درهنگام بيان به خود اختصاص

 مي دهد .) از اين رو درتقطيع هجاها و شمارش واج ها معادل دو واج محسوب مي شود . 

5- براي هريك ازواژه هاي زير، يك واژه هم وزن بنويسيد ، به گونه اي كه حرف آخر آن ها متفاوت باشد.

 صدق : حسن ، عقل ، مِهر ، ترس ، نيك ، راست  ، ترس ، مُهر

 نيكي : نيكو ، زيبا ، جالب ، بهتر ، رحمت ، سازش ، دانا ، مردم

جواني : محبت ، سعادت ، برادر ، سراسر ، ملامت ، نماند 

تقوا : همت ، صادق ، عالم، فاسد ، شاهد ، بالغ

ميلاد : سالار ، دلدار ، آرام ، تاريك ، مهتاب ، مشتاق

انتظار : اتحاد ، سرفراز ، سربلند ، دل پسند

6- براي هريك از واژه هاي زير ، يك واژه ي هم وزن بنويسيد كه حرف آخر آن ها يكي باشد.

 گل : مل ، پل ، يل ، دل، گل

سخن : چمن ، دهن ، كهن ، سمن ، دمن

سحر : خبر ، اثر ، كمر ، سفر ، سپر ، پدر

صبا : رها ، رضا ، وفا ، دعا ، جفا ، هما

گلزار : گلنار ، دلدار ، بيزار ، بيدار ، رهوار

اشك : مشك ، رشك ، خاك ، خشك ، نيك

7- هجاهاي دو مصراع زير را جدا كنيد و با مقايسه ي آن ها نشان دهيد كه دومصراع ، هم وزن اند .

گو         ينـ         د           مـ          را         چ          زا         د           ما         در

بنـ         شي       ن          م           صبـ       ر          پيـ         ش        گيـ         رم                   

نكته :

هجاي كشيده از نظر امتداد برابر با يك هجاي بلند ويك هجاي كوتاه است ودرشمارش هجاها ، آن را يك بلند ويك كوتاه محسوب

مي كنيم مثل : ((يند)) كه هجاي كشيده است برابر است با ((شي)) و ((ن))  

هر دو مصراع چنانكه مي بينيد، هم وزن هستند، زيرا تعداد هجاهاي آن ها با هم برابر است ( هرمصراع 8 هجا دارد ) ونظمي كه در تكرار هجاهاي كوتاه وبلند ديده مي شود ، درهر دو مصراع يكي است .   

بخش دوم ـ قالب هاي شعر فارسي

خود آزمايي درس 3 ( قصيده ، غزل)  صفحه ي 28

1-     قصايد مدحي از چه بخش هايي تشكيل مي شود ؟

تغزل ، تخلص ، تنه ي اصلي ، شريطه ( دعا )

2- تفاوت اصطلاح ((تخلص )) در قصيده و غزل را توضيح دهيد .

 تخلص در قصيده ، بيتي است كه مقدمه ي قصيده و تنه ي اصلي را به هم مرتبط مي سازد / تخلص در غزل ، نام شعري شاعر است كه معمولاً در بيت آخر مي آيد .

نكته :  در قصايد مدحي هم ، شاعر نام خود را در بيت آخر مي آورد پس تخلص در قصيده ي مدحي به دو صورت است .

الف ) بيت رابط مقدمه و تنه ي اصلي        ب) آمدن نام شاعر در پايان شعر

3- عمده ترين مضامين قصيده هاي فارسي را بيان كنيد.

 مدح ، رثا ، حكمت ، پند و اندرز ، شكايت ، عرفان و وصف

4- قالب قصيده و غزل را از ديد محتوا با هم مقايسه كنيد .

محتواي قصيده : مدح ،وصف ، رثا ، حكمت ، پند و اندرز است ولي در غزل ، عشق وعرفان  آميزه اي از اين دو است . از زمان مشروطه ، مضامين اجتماعي هم به غزل راه يافته است البته در غزل هاي متأخر مضامين مدحي هم وجود دارد منتهي براي ائمه ي اطهار و سلاطين

5-تفاوت محتوايي غزل هاي سنتي را با غزل هاي پس از مشروطه بنويسيد.

محتواي غزل هاي سنتي عاشقانه و عارفانه است ولي محتواي غزل هاي پس از مشروطيت اجتماعي و وطني است .

6- با مراجعه به كتاب ادبيات سال دوم شعر(( باغ عشق )) و (( دركوچه سار شب )) را از ديد قالب و محتوا با هم مقايسه كنيد .

شعر« باغ عشق » در قالب قصيده است ومحتواي آن اخلاقي و حكمي و عرفاني است .ولي شعر « كوچه سارشب » در قالب غزل است و مضمون سياسي و اجتماعي دارد . 

خود آزمايي درس 4(قطعه ، ترجيع بند ، تركيب بند )  صفحه ي 39

1- علت نام گذاري قطعه را بنويسيد.

نامگذاري اين قالب به اين دليل است كه گويي اين شعر ، قطعه اي جدا شده از ميان يك قصيده است .

2- موضوع هاي رايج قالب قطعه را بيان كنيد .

اخلاقي و حكمي ، تعليمي ، شكايت ، مدح ، هجو و تقاضا ، حكايت و ...

3-شعر ((متاع جواني)) ادبيات سال اول را از ديد قالب و موضوع بررسي كنيد.

قالب : قطعه    موضوع :  پند و اندرز يعني  قدر جواني را دانستن

4- تفاوت قالب ترجيع بند با قالب غزل را توضيح دهيد.

ترجيع بند از چند غزل پيوسته تشكيل شده است كه هر غزل قافيه متفاوت با غزل ديگر دارد ولي در يك غزل قافيه ثابت است . قالب ترجيع بند بلندتر از غزل است . وهمچنين درترجيع بند درپايان هر غزل (رشته) تخلص ديده نمي شود و بين رشته ها بيت ترجيع(بيت تكراري ) مي آيد . 

5- تفاوت تركيب بند محتشم با تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق را بنويسيد.

مضمون تركيب بند محتشم كاشاني  رثاي امام حسين (ع)  در حالي كه مضمون تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق  نعت و ستايش پيغامبر (ص) است .

6- قالب تركيب بند چه تفاوتي با قالب ترجيع بند دارد؟

در تركيب بند ، بيت برگردان در پايان هر بخش  يا رشته متفاوت است در حالي كه در ترجيع بند يكسان است .

 

 

خود آزمايي درس 5 (مسمط ، مثنوي ) صفحه ي 46

1-     ((رشته)) در ترجيع بند چه تفاوتي با رشته در قالب مسمط دارد؟

در مسمط ، در هر رشته همه ي مصرع ها به جز مصرع آخر هم قافيه است و هر رشته از چهار ، پنج يا شش مصرع تشكيل شده است ولي در ترجيع بند هر رشته مثل غزل است يعني مصرع اول با مصرع هاي دوم هم قافيه است .

2- پديد آورنده ي قالب مسمط كيست ؟

 منوچهري دامغاني

3- قالب مسمط تضميني را توضيح دهيد.

 در مسمط تضميني ، شاعر ، غزل شاعر ديگري را بيت بيت مي كند و هر بيتي را به ترتيب به جاي دو مصراع آخر هر يك از رشته هاي مسمط خود به كار مي برد.

4- كدام قالب براي بيان داستانها و مطالب طولاني مناسب تر است  چرا؟

مثنوي ، چون قافيه ي هر بيت مستقــل است و شـــاعر مي توانــد پس از چند بيت، از قافيه هاي قبلي استفاده كند بنابراين شاعر كمتر با مشكل قافيه مواجه مي شود .

5- انواع مثنوي از ديد محتوا را بنويسيد .

 الف) حماسي وتاريخي ، مانند : شاهنامه ي فردوسي واسكندر نامه ي نظامي گنجه اي .

     ب) اخلاقي وتعليمي ، مانند : بوستان سعدي .

     پ) عاشقانه و بزمي ، مانند: خسرو شيرين نظامي وويس و رامين فخر الدين اسعد گرگاني .

     ت) عارفانه ، مانند : مثنوي مولوي ، حديقه الحقيقه ي سنايي و منطق الطير عطار .

6- شعر (( با تو ياد هيچ كس نبود روا)) و ((مرغ گرفتار )) از ادبيات سال اول را از ديد قالب و محتوا با هم مقايسه كنيد.

شعر« با تو ياد هيچ كس نبود روا »  در قالب «مثنوي» و محتواي آن «عارفانه» است .

شعر« مرغ گرفتار» در قالب« غزل» و محتواي آن «اجتماعي و ميهني» است كه شاعر اشتياق خود را به آزادي مطرح مي كند .

خود آزمايي درس 6 (رباعي ، دوبيتي ، چهار پاره)  صفحه ي 54

1- قالب رباعي چه خصوصياتي دارد؟

 الف) رباعي شعري چهار مصرعي است كه  رعايت قافيه در مصراع اول و دوم وچهارم آن اجباري است و درمصراع سوم قافيه اختياري است .

ب)اين نوع شعر مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه هاي كوتاه شاعرانه است  در همه ي  دوره ها رواج داشته است .

  پ) قالب رباعي ، خاص زبان فارسي است .

 ت) درون مايه ي آن بيش تر عارفانه ، عاشقانه يا فلسفي است .

ث) رباعي داراي وزن خاص است . رايج ترين وزن رباعي ( لاحول ولا قوه الا باالله ) مي باشد.

2- چگونگي تشخيص قالب رباعي از دو بيتي را بنويسيد.

 از وزن آن ها تشخيص داده مي شود زيرادوبيتي بر وزن مفاعيلن ،مفاعيلن ، مفاعيل(فعولن ) سروده شده است در حالي كه       رايج ترين وزن  رباعي « لاحول و لا قوه الا بالله » است .  نخستين هجا درهر مصراع ، دردو بيتي كوتاه و در رباعي بلند است .

3- چهار پاره چگونه قالبي است ؟

چهارپاره ، شعري است شامل چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف كه از نظر معني با هم ارتباط دارند . در چهار پاره معمولاٌ مصرع هاي زوج هر پاره هم قافيه اند . اين نوع شعر در روزگار معاصر پديد آمده وبه وزن هايي غير از وزن دوبيتي نيز سروده شده است .

4- قالب چهار پاره از چه هنگام و با چه هدفي رواج يافت ؟

پس از مشروطيت در روزگار معاصر در ايران رواج يافت و تلاشي بود در جهت ايجاد يك قالب نو كه درون ماية ي تازه داشته باشد . و بيش تر «اجتماعي و غنايي» است .

5- چهارپاره از نظر محتوا معمولاً چه تفاوتي با دوبيتي و رباعي دارد؟

دوبيتي مطلعش مصرع است در حالي كه مصرعهاي زوج دوبيتي هاي چهارپاره معمولاٌ باهم هم قافيه است و مطلعش مصرع نمي باشد . معمولاٌ قالب چهارپاره ،  براي بيان مضمون هاي «اجتماعي وغنايي » استفاده شده است در حالي كه قالب هاي رباعي ودو بيتـي براي مضمـون هاي « عاشقانه و عارفانه و فلسفي » استفاده مي شود .

6- شعر (( در امواج سند )) ادبيات سال اول را از ديد قالب و محتوا بررسي كنيد .

 شعر «در امواج سند»در قالب چهارپاره است ؛ زيرا  از چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف تشكيل شده است .  مطلع آن مصرع نيست .  مصرع هاي زوج آن هم قافيه است . محتواي آن به هم مرتبط است . محتواي آن در مورد« وطن و ميهن »است .

خود آزمايي درس 7 (مستزاد، شعر نيمايي ) صفحه ي 61

1-     قالب مستزاد چگونه پديد مي آيد ؟

 با افزودن واژه يا واژه هايي هم وزن به پايان مصراع هاي قطعه ،رباعي و غزل مي توان مستزاد سرود وبه سبب همين بخش هاي اضافي ، اين قالب را « مستزاد »گويند .

2-     اهميت قالب مستزاد در چيست ، چرا؟

 اهميت قالب مستزاد از آن روست كه احتمالاٌ از منابع الهام نيما در كوتاه و بلند كردن مصراع هاي شعر نو بوده است . زيرا اين قالب تنها قالب شعر سنتي است كه مصراع هاي آن با هم مساوي نيستند .

3- وزن و قافيه در شعر سنتي و نيمايي چه جايگاهي دارد؟

 قافيه در شعر« سنتي» الزامي است و جايگاه ثابتي دارد . يعني ، در پايان مصرع ها مي آيد ولي در شعر نيمايي قافيه الزامي نيست و شاعر هر جا كه بيان خود را نيازمند واژه هاي هم قافيه مي بيند از آن استفاده مي كند.

شعر «سنتي»،« موزون» است و مصراع ها از نظر امتداد برابرند ، شعر« نيمايي» مانند شعر« سنتي» موزون است يعني وزن و آهنگ آن با گوش احساس مي شود اما در اين نوع شعر چون طول مصرع ها با هم مساوي نيستند و همچنين وجود قافيه الزامي نيست دريافت و احساس وزن به دقت بيشتري نياز دارد .

4- درمورد مضمون شعر نيمايي توضيح دهيد.

 مضمون شعر نيمايي مبتني بر تجربه ي شخصي است . يعني ، شاعرحق داردازهرانديشه اي اعم ازغنايي، فلسفي ، اجتماعي ، سياسي و سخن بگويد به شرط آن كه سخن برخاسته از احساس وي باشد عمده ترين درون مايه ي شعر نيمايي عشق ، سياست و اجتماع است .

5- شعر (( هماي رحمت )) و (( پشت درياها)) از ادبيات سال دوم را از نظر قالب ودرون مايه با هم مقايسه كنيد.

 شعر « علي اي هماي رحمت » با توجه به تعداد ابيات همچنين محتواي ستايشي آن ، «قصيده» است و به لحاظ داشتن زبان نرم و احساسات لطيف ، «غزل» است  .

پشت درياها : قالب نيمايي است و محتواي آن مطالب فلسفي ،معرفي آرمان شهر (مدينه ي فاضله ) و بيان احساسات شخصي شاعر و ميل او به كمال و عروج انساني است . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش سوم ـ علم  بيان

خود آزمايي درس 8 (تشبيه ) صفحه 69

1-در شعر ها وعبارت هاي زير پايه هاي تشبيه را معين كنيد .

   -ايام گل ( مشبه) ،  عمر ( مشبه به) ، چو (ادات تشبيه) ،به رفتن شتاب كردن ( وجه شبه)

-گفتا برو : ضمير مستتر تو كه به فقيه بر مي گردد (مشبه) ، خاك: (مشبه به ) ،چو( ادات تشبيه) ، تحمل كردن (وجه شبه )

- گرت زدست برآيد :  ضمير مستتر تو در باش ( مشبه) ، نخل (مشبه به ) ، چو ( ادات تشبيه ) ، كريم بودن ( وچه شبه ) 

     -   ضمير مستتر تو در باش ( مشبه ) ، سرو ( مشبه به ) ، چو ( ادات تشبيه ) ، آزاد بودن ( وجه شبه )

-چون شبنم اوفتاده بدم :  شناسه ي م ( من )در بدم (مشبه ) ، شبنم ( مشبه به ) ، چون ( ادات تشبيه ) ، افتاده بودن ( وجه شبه)

 - همچو چنگم :م درچنگم (مشبه)،چنگ( مشبه به )،همچو( ادات تشبيه)،به نشانه ي تسليم و ارادت سر در پيش افكندن (وجه شبه ) 

الف) تو هم چون گل زخنديدن لبت با هم نمي آيد  .تو( مشبه)،گل (مشبه به)،هم چون (ادات تشبيه)،هميشه خندان بودن وبه هم نيامدن لب ها(وجه شبه)

 ب) من (مشبه) ، بلبل (مشبه به ) ، ادات تشبيه و وجه شبه محذوف است . (تشبيه بليغ)

     پ)  من (مشبه )،  بوتيمار(مشبه به) ، چو (ادات تشبيه) ، نشستن (وجه شبه)

2- واژه ها وتركيبات زير، طرفين تشبيه اند . براي هر مشبه ، مشبه به  مناسب انتخاب كنيد .

حسود : حسود مانند بيمار است .                    زندگي : زندگي مانند رودخانه است .

    علم : علم مانند چراغ است .                     سخن سودمند : سخن سودمند مانند باران بهاري است .

3- بيت زير را معني كنيد و زيبايي تشبيه آن را توضيح دهيد.

 من در اين مجلس باشمع هم دل و هم درد هستم . يعني ، شادي و غم ، گريه و خنده با هم دارم . سخن گيرا و كلام پرنفوذ دارم ولي افسوس كه اثر نمي كند .(من مانند شمع در ميان گريه از سر تأسف و دريغ مي خندم زيرا چون شمع زباني گرم  مؤثر و گيرا دارم اما در كسي اثر نمي كند )

زيبايي اين تشبيه در اين است كه براي يك تشبيه دو وجه شبه آورده است .

من(مشبه)،شمع(مشبه به) ، چون (ادات تشبيه)،ميان گريستن ، خنديدن(وجه شبه اول)،داشتن زبان آتشين اما بي اثربودن(وجه شبه دوم)

نكته : اين بيت آرايه ي تضاد ، تشخيص ، استعاره مكنيه ، ايهام و دارد .

4- با هريك از مشبه هاي زير يك تشبيه بسازيد .

 شب : شب همچون ابري سياه در دامن آسمان پديدار شد . شب چون پرده اي از سقف آسمان آويخته شد( يا آسمان را پوشاند )

 كتاب : كتاب همچون گلستاني است كه گلهاي دانش را در بر مي گيرد .

 عشق : عشق مانند خورشيد ، گرمابخش است يا همانند دارويي شفابخش است . 

دوست : دوست مانند آينــه اي عيـب ها را به انسـان مي نماياند. 

5-باهريك ازمشبه به هاي زير يك تشبيه بسازيد .

 دريا : جمعيت همچون دريا خروشان بود يا زندگي مانند دريا گاه آرام و گاه متلاطم است

آينه ي روشن : مؤمن مانند آينه ي روشن عيب هارا به انسان نشان مي دهد .

گل سرخ : روي او همچون گل سرخ لطيف است .

6- با وجه شبه هاي زير تشبيه بسازيد و طرفين تشبيه را در آن نشان دهيد .

 بخشندگي : او در بخشندگي مانند حاتم طايي است يا لطف و كرم خدا در بخشندگي چون باران بهاري است.

 پاكي : دل مؤمن به پاكي آب زلال است

زيبايي : چشم تو در زيبايي چون نرگس شهلا است .

7- درختي را در كوير به اختصار وصف كنيد و در توصيف خود سه تشبيه به كار ببريد.

گز و تاق در كوير مي رويد . اين درختان مانند انسانهاي شجاع و صبور علي رغم كوير بي نياز از آب و خاك از سينه ي خشك و سوخته ي كوير، سر به آتش مي كشند و مي ايستند و مي مانند و هر يك مانند رب النوعي بي هراس ومغرور تنها و غريب  وگويي سفيران عالم ديگرند كه دركويرظاهرمي شوند .                                                                     ( از كوير دكتر شريعتي )

خود آزمايي درس 9 (تشبيه بليغ )  صفحه ي 73

1- در بيت ها و جمله هاي زير ، تشبيهات را بيابيد و تعيين كنيد كه در آن ها ، كدام يك از پايه هاي تشبيه حذف شده است ؟

- شبي چون شبه ، روي شسته به قير                                نه بهرام پيدا نه كيوان نه تير

شبي : مشبه                                    شبه : مشبه به                    چون : ادات تشبيه  

وجه شبه :  روي به قير شستن كه كنايه از سياهي وتاريكي كامل است .

- درشجــاعت شيـر ربــا نيــستي                               درمروت خـود كه داند كيستي ؟

ي=(تو) : (حضرت علي ) مشبه                 شير : مشبه به                   در شجاعت : وجه شبه                          ادات تشبيه : محذوف

- فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردين بگسترد ودايه ي ابر بهاري را فرموده تا بنات نبات در مهد زمين بپرورد.

تشبيه اول ؛ باد صبا : مشبه             فراش : مشبه به            گستردن فرش : وجه شبه                              ادات تشبيه : محذوف

 تشبيه دوم؛  ابر بهاري : مشبه        دايه : مشبه به                 پرورنده بودن : وجه شبه                           ادات تشبيه : محذوف

تشبيه سوم ؛  نبات : مشبه             بنات : مشبه به                 پرورش يافتن  : وجه شبه                     ادات تشبيه : محذوف

تشبيه چهارم ؛ زمين : مشبه          مهد : مشبه به                  مكان مناسب براي پرورش : وجه شبه (محذوف)        ادات تشبيه : محذوف 

- لبت تا درلطافت لاله ي سيراب را ماند                          دلم در بي قراري چشمه ي سيماب را ماند

لبت : مشبه                لالة ي سيراب : مشبه به                  لطافت : وجه شبه             ماند : ادات تشبيه 

دلم : مشبه                چشمةي سيماب : مشبه به            بي قراري : وجه شبه         ماند : ادات تشبيه

- وزرا برمثال اطبا اند .

وزرا : مشبه               اطبا : مشبه به            برمثال : ادات تشبيه            وجه شبه : محذوف(چاره جويي و مشكل گشابودن )

-         يكي را گفتند : عالم بي عمل به چه ماند ؟ گفت به زنبور بي عسل .
عالم بي عمل : مشبه              زنبور بي عسل : مشبه به           ماند : ادات تشبيه                وجه شبه : محذوف (بي فايده و مضر بودن)

- دروغ گفتن به ضربت لازم ماندكه اگر نيز جراحت درست شود ، نشان بماند .

دروغ گفتن : مشبه             ضربت لازم : مشبه به             ماند : ادات تشبيه           به جا ماندن اثر(نشان) :   وجه شبه

- اي شده چون سنگ سياهي صبور / پيش دروغ همه لبخندها / بسته چو تاريكي جاويد گور/ خانه به روي همه سوگندها

تشبيه اول : تو : مشبه  (محذوف )              سنگ سياه : مشبه به                     صبوري وتحمل پذيري :  وجه شبه                           چون : ادات تشبيه

تشبيه دوم :خانه : مشبه                           گور : مشبه به                                بسته بودن : وجه شبه                                    چو : ادات تشبيه        

- از بس كه كوته است وسيه زلف يار من                           گويي كه روزمن بود و روزگار من

زلف يار : مشبه                     روز من  : مشبه به            كوتاهي  : وجه شبه              گويي : ادات تشبيه(  در اين بيت لف و نشرمرتب وجود دارد . )

زلف يار: مشبه                      روزگار من : مشبه به           سياهي : وجه شبه              گويي : ادات تشبيه(  در اين بيت لف و نشر مرتب وجود دارد . )

- قطره تويي ، بحر تويي، لطف تويي ، قهر تويي                  قند تويي ، زهر تويي ، بيش ميازار مرا

 تو : مشبه                  قطره : مشبه به                     ادات تشبيه و وجه شبه : محذوف

 تو : مشبه                 بحر : مشبه به                         ادات تشبيه و وجه شبه : محذوف

 تو : مشبه                قند : مشبه به                           ادات تشبيه و وجه شبه : محذوف              

 تو : مشبه                 زهر : مشبه به                          ادات تشبيه و وجه شبه : محذوف   

2-دربيت زيريك تشبيه بليغ اضافي به كاررفته است ،آن رابيابيد وبه گونه اي بازنويسي كنيدكه همه پايه هاي تشبيه درآن ديده شود.

گذشت روزگاران بين كه دوران شباب ما                                        دراين سيلاب  غم ، دسته گلي شاداب را ماند

الف ـ سيلاب غم : تشبيه بليغ      غم همانند سيلاب ويرانگر است.

ب ـ تشبيه غير بليغ       دوران شباب ما : مشبه  ، دسته گل  : مشبه به ، ماند : ادات تشبيه

 وجه شبه : محذوف (زودگذر بودن عمر )

3-تشبيهاتي بسازيد كه ادات تشبيه در آن ها ذكر شده باشد و مشبه آن ها واژه هاي زير باشد.

 آسمان  :  آسمان مانند درياست (بي كران بودن : وجه شبه )

غروب :  غروب مانند غربت است (غم انگيز بودن :وجه شبه )

غم  : غم مانند گرد و غباري ، بر چهره اش نشسته است  / يا غم مانند كوهي بر دلم سنگيني مي كند .

4- تشبيهاتي بسازيد كه مشبه به آن ها واژه هاي زير باشد و ادات تشبيه از آن ها حذف شده باشد .

نسيم : نسيم عمر ،گذرا است / يا نسيم محبت ، زندگي بخش است .

 بهار  :  بهار جواني ، شورانگيز است / يا بهار آزادي ، دل انگيز است .

 شبنم  : شبنم اشك بر گلبرگ چهره اش نشسته است.

5- تشبيهاتي بليغ ( اضافي و غير اضافي)  بسازيد كه واژه هاي زير مشبه آن ها باشد .

دانش :چراغ دانش (تشبيه اضافي ) / دانش چراغ  است  .(تشبيه غيراضافي)

تعليم : گوهر تعليم (اضافي) / تعليم گوهر است .

دوستي  : درخت دوستي (اضافي) / دوستي درختي است .

6- تكيلف دانش آموزان است .

خود آزمايي درس 10 (تشبيه مفرد، تشبيه مركب )  صفحه ي 79

1-    در تشبيهات مركب زير ، طرفين تشبيه و وجه تشبه را تعيين كنيد ؟

الف ـ آن شاخه هاي نــارنج انــدر ميان ابــر           چون پاره هاي اخگر اندر ميان دود               آن شاخه هاي نارنج اندر ميان ابر : مشبه                       پاره هاي اخگر اندر ميان دود : مشبه به     چون : ادات تشبيه    قرارگرفتن بخشهاي قرمز در ميان توده ي خاكستري رنگ : وجه شبه

ب ـ جرم گردون تيره و روشن در او آيات صبح                                  گويي اندر جان نادان ، خاطر داناستي

 جرم گردون تيره و روشن در او آيات صبح  : مشبه               اندرجان نادان خاطر داناست يا (پيدا شدن دانايي در جان نادان ) : مشبه به        گويي : ادات تشبيه                قرار گرفتن روشني درون سياهي: وجه شبه

بازگرداني بيت :  آيات روشن صبح   درجرم تيره گردون مثل خاطر دانا در جان انسان نادان است .

پ ـ به چمن خرام وبنگر برتخت گل كه لاله                                       به نديم شاه ماند كه به كف اياغ دارد

حالت قرار گرفتن لالة ي سرخ در كنار گل : مشبه                  به حالت نديم شاه كه در كنار تخت او ايستاده و جام شراب در دست دارد : مشبه به                                      قرار گرفتن شي ء بلند در كنار شي ء كوتاه تر در حالتي كه در بالاي آن شي ء بلند، قرمز يي ديده مي شود : وجه شبه

ت ـ كنيــزان و غلامــان، گـردخــر گاه                                           ثـريــا وار ، گــرد خــرمن مـــاه

مصرع اول : مشبه    قرار گرفتن مجموعه ي ستاره ثريا در اطراف ماه : مشبه به    وار (مانند) : ادات تشبيه  قرار گرفتن اشياء كوچك مدور در اطراف يك شي ء بزرگ و روشن سپيد وزيبا يا حلقه زدن دور چيزي :وجه شبه

 س ـ آن قطره ي باران كه برافتد به گل سرخ                                    چون اشك عروسي است بر افتاده به رخسار

 مصرع اول : مشبه     اشك عروسي برافتاده بر رخسار : مشبه به    چون : ادات تشبيه    قرار گرفتن يك چيز سفيد و شفاف بر روي يك چيز قرمز لطيف و زيبا : وجه شبه

ج ـ درخم زلف تو آن خال سيه داني چيست ؟                                     نقطه ي دوده كه درحلقه ي جيم افتاده است

 خال سياهي كه گيسوي خميده دور آن راگرفته است:مشبه   مصرع دوم:مشبه به    ادات تشبيه : محذوف   قرار گرفتن نقطه اي سياه در ميان شي ء حلقه اي : وجه شبه

2-    در شعرها و عبارتهاي زير تشبيهات مفرد و مركب را تعيين كنيد . (دراين سئوال فقط تعيين نوع تشبيه كافي است و ساير موارد فقط جهت استفاده ي همكاران است .)

الف ـ رخ گل را كه عكس روي يار است                                            هوا مشاطه ، آب آيينه دار است .

 بيت سه تشبيه مفرد دارد: 1) رخ گل مانند عكس روي يار است،  2) هوا مانند مشاطه است ، 3) آب آيينه دار است .

ب ـ هركه علم خواند و عمل نكرد ، بدان ماند كه گاو راند وتخم نيفشاند .

بيت يك  تشبيه مركب دارد :     هر كه علم خواند و عمل نكرد : مشبه    كسي كه گاو راندو تخم نيفشاند : مشبه به 

وجه شبه : وجود شرط لازم و انجام ندادن آن

پ ـ  عرقت بر ورق روي نگارين به چه ماند                                        همچو برصفحه ي گل قطره ي باران بهاري

بيت يك تشبيه مركب دارد:     عرقت بر ورق   روي نگارين( دانه هاي عرق نشسته بر چهره ي زيبارو) : مشبه       قطره ي باران بهاري بر صفحه گلبرگ  : مشبه به

ماند : ادات تشبيه               قرار گرفتن سفيدي و روشني بر سرخي : وجه شبه  

ت ـ زلف تو مگــر جانا اميد و نــياز است                                          زيرا كه چنين هر دو سياه است و درازاست

 بيت دو تشبيه مفرد دارد :   زلف : مشبه            اميد ونياز : مشبه به                                  درازي و سياهي:  وجه شبه 

ث ـ ماه خورشيد نمايش زپس پرده ي زلف                                         آفتابي است كه درپيش ، سحابي دارد

بيت  يك تشبيه  مركب دارد:       مصرع اول : مشبه           آفتابي است كه ابري در مقابل دارد : مشبه به           ادات تشبيه : محذوف  

يكساني حالت و رنگ يا قرار گرفتن سفيدي در پشت سياهي : وجه شبه   

ج ـ آن فســون ديــو در دل هــاي كژ                                            مي رودچـون كفش كـژ در پـاي كـژ

بيت يك  تشبيه مركب دارد :            فرو رفتن و نفوذ افسون شيطان در دل هاي ناپاك : مشبه           فرو رفتن پاي كج در كفش كج : مشبه به

 قرار گرفتن انحراف در محل منحرف يا قرارگرفتن هرچيز نا مناسب در محل نامناسب  : وجه شبه

 

چ ـ قــرار در كـف آزادگـان نگــيرد مال                                          چو صبر در دل عاشق ، چو آب در غربال

 بيت تشبيه مركب دارد :       قرار نگرفتن مال در دست انسان هاي آزاده : مشبه          (1)  نبود صبر در دل عاشق (2) قرار نگرفتن آب در غربال : مشبه به  

 در اين بيت دو «مشبه به» وجود دارد.                       گريز يك چيز از يك چيز ديگر يا ماندگار نبودن و ناپايداري يك چيز در چيز ديگر : وجه شبه

ح ـ اي زلــف تو هـــر خــمي ، كمنــدي                                       چشــمت به كرشمه ، چشـم بنـد ي

بيت دو تشبيه مفرد دارد  1)هر خم زلف تو :  مشبه                          كمند : مشبه به                                         خميدگي : وجه شبه

                                       2 )چشم تو : مشبه                                   چشم بند : مشبه به                                  كرشمه  : وجه شبه                  

خ   ازديده گر سرشك چو باران چكد ، رواست                                 كاندر غمت چوبرق بشد روزگار عمر 

بيت دو تشبيه مفرد دارد: 1) سرشك : مشبه                   باران : مشبه به                   چو : ادات تشبيه                   پياپي فروچكيدن : وجه شبه

                                     2) روزگار عمر : مشبه           برق : مشبه به                     چو : ادات تشبيه                  به سرعت سپري شدن : وجه شبه

3ـ با مشبه هاي زير تشبيه مركب بسازيد ؟

ـ اشكي بر رخسار يك كودك : اشكي كه بر رخسار يك كودك فرو مي ريزد همانند مرواريدي است كه بر صفحه ي سفيد فرو مي غلتد يا قطره شبنمي است بر برگ گل .

- مرددانايي كه درجامعه ي خود شناخته شده نيست : مانند مرواريدي است كه در بين خرمهره ها گم شده است يا چون گوهري است درمعدن و...

شكوفه هاي سرخ در ميان برگ هاي سبز يك درخت : مانند قطرات خون شهيدي است كه بر جامه ي سبز رنگش پاشيده باشد يا چون عقيق است بر زبرجد.   

4-با مشبه به هاي زير تشبيه مركب بسازيد ؟

گل هاي سپيد كه در مرغزاري سبز روييده اند : كلمات زيباي او كه بر تابلو كلاس نقش مي بستند مانند گل هاي سپيدي بود كه يكي پس از ديگري در مرغزاري سرسبز مي رويند / پولك هاي نقره اي دوخته شده بر آن پارچه ي لطيف سبز رنگ مانند گل هاي سپيدي است كه در مرغزاري سرسبز روييده اند .

چراغ هاي مهتابي كه در حال چشمك زدن هستند : كرم هاي شبتابي كه از لابه لاي برگ ها خــود نمايي مي كردند مانند چراغهاي مهتابي بودند كه چشمك مي زدند .ستارگان در هر گوشه ي آسمان نورافشـاني مي كردند ؛ گويي چراغ هاي مهتــــابي بودند كه چشمك مي زدند .

5- تكليف دانش آموزي 

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت |