عيدتان مبارك
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در یکشنبه بیستم مهر 1393 و ساعت |
۲۰مهر روز بزرگداشت حافظ گرامي باد


+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در یکشنبه بیستم مهر 1393 و ساعت |
فرا رسيدن سال تحصيلي جديد مبارك
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در چهارشنبه دوم مهر 1393 و ساعت |
سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 ه.ش در روستای زیبای «خوشکناب» آذربایجان متولد شده است. او در خانواده ای متدین، کریم الطبع و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل و عارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.

شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر «حیدر بابا» گذرانده بود. او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود. هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی، فارسی و عربی آشنا شد.

طبع توانای شهریار توانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم «حیدر بابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند.

شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه طب تحـصیل کرد و در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی در سال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد. شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

سرانجام خورشید حیات شهریار ملک سخن و آفتاب زندگی ملک الشعرای بی بدیل ایران پس از هشتاد وسه سال تابش پر فروغ در کوهستانهای آذربایجان غروب کرد. 27 شهریور ماه سال 1367 شمسی سالروز وفات آن شاعرعاشق و عارف بزرگ است.

 

 

 

 

استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد شهریار در کنار فرزندانش استاد شهریار در کنار فرزندانش استاد سید محمد حسین شهریار در کنار فخرالدین حجازی و مهدی طالقانی استاد سید محمد حسین شهریار در کنار فخرالدین حجازی و مهدی طالقانی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در میانسالی استاد شهریار در کنار هوشنگ ابتهاج، منوچهر آتشی، شفیعی کدکنی و اصغر فردی استاد شهریار در کنار هوشنگ ابتهاج، منوچهر آتشی، شفیعی کدکنی و اصغر فردی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی استاد سید محمد حسین شهریار و اصغر فردی استاد سید محمد حسین شهریار و اصغر فردی استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی استاد سیدمحمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار در کهنسالی نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار نمایی از منزل مسکونی استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 و ساعت |
به مناسبت 27شهريورماه روز شعر وادب فارسي وبزرگداشت شهريار دوازده سال پيش به پيشنهاد نماينده وقت مردم تبريز درمجلس شوراي اسلامي، شوراي فرهنگ عمومي كشور27شهريورماه سالروز درگذشت مرحوم سيدمحمدحسين بهجت تبريزي (شهريار )را به عنوان روز شعر وادب فارسي اعلام نمود. درباره وجه تسميه ومنشا لفظ شعر اختلاف زيادي وجود دارد . عده اي ريشه آن را آرامي يا عبري از شير(به كسر ش وتخفيف ي) هم ريشه با«شور»موسيقي وبه معني نغمه ،سرود وآواز ذكركرده اند، چون دربيشترموارد شعر با موسيقي والحان همراه بوده است . برخي ديگر معتقدند شعر ريشه عربي دارد و به معناي آگاهي وشعوربه كار رفته است شعر در تمامي امور وشئون زندگي بشرجلوه گر است .از لحظه تولد با لالايي هاي مادر آغاز وتاپس ازمرگ (برروي آگهي ترحيم وسنگ قبر و...) كاربرد دارد. اولين شعر بشر به حضرت آدم (ع) منسوب است كه در فراق فرزندكشته شده اش هابيل بر زبان رانده است .در اساطير ايران باستان «سروش» نام ايزد شعر بوده است .گات هاي زردشت ،منظومه درخت آسوريك ويادگار زريران از نمونه هاي شعر قبل از اسلام درايران شمرده شده است . علامه اميني از 33نفر درصدراسلام نام مي برد كه از شعر به عنوان شمشيري برنده در مقابله با دشمنان استفاده كرده ومورد توجه پيامبر(ص) واهل بيت (ع) هم قرارگرفته اند. كساني همچون :كعب بن زهير،حسان بن ثابت، دعبل و... اشعاري به حضرت حمزه وديواني به حضرت علي(ع) هم منسوب است. در زبان فارسي هم چندنفر به عنوان اولين گوينده مطرح گرديده اند .از بهرام گور گرفته تا حنظله بادغيسي ،محمد بن وصيف سيستاني و... شعر در دوره هاي مختلف براي منظورهاي گوناگون ودرقالب هاي متعددبه كار گرفته شده است . مدح ،هجو ،وصف ،عرفان ،تعليم،سياست و.... اوج تاثيرگذاري شعر در دوران اخير را مي توان در دوره مشروطه مشاهده كرد كه شعر به عنوان ابزار تبليغ انديشه هاي سياسي وخواست مردمي و درحكم رسانه به كار گرفته شد .به گونه اي كه اگر شعر نبود دموكراسي خواهي مردم شايد به اين شيوه محقق نمي شد. درمورد شعر، شاعران زيادي سخن گفته اند كه به عنوان نمونه به چند شعر اشاره مي كنيم : پيش وپسي بست صف انبيا پس شعرا آمد وپيش انبيا (نظامي) گنج هايي به زير عرش خداست كه كليدش زبان ما شعراست(؟) شعر وعرش وشرع از هم خاستند اين دوعالم زين سه حرف آراستند (عطار) شعر داني چيست؟ مرواريدي از درياي عقل شاعر آن افسونگري كاين طرفه مرواريد سفت (بهار) شعر فكر ظريف را گويند نظم نغز ولطيف را گويند شعر نظمي بود به سحر حلال كه كند اهل ذوق حال به حال شعر آميخته است با دل وجان شير وشكر بود به كام جهان بي تو انسان نمي تواند زيست آن كه بي شعر زيست، انسان نيست (شهريار)
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 و ساعت |
چهل وپنجمين سالروز درگذشت جلال آل احمد نويسنده شهيرفارسي را گرامي مي داريم .
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در سه شنبه هجدهم شهریور 1393 و ساعت |
هشتاد و پنج بهار از عمر پر فراز و نشیبش می‌گذرد، در تمام این سال‌ها به فعالیت علمی در دانشگاه و حوزه پرداخته است و عمرش را پای مفاخر زبان و ادب فارسی صرف کرده است. بسیاری از اساتید خودش در زمان تحصیل از جمله آیت‌الله کاشف الغطاء و آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری، آقا شیخ محمدتقی آملی و بدیع‌الزمان فروزانفر را در دانشگاه تهران یا انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کشور مورد تجلیل قرار داده است. روحانی‌زاده مشهدی که البته اصالتش به دامغان باز می‌گردد، دو دوره‌ رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی شده و در هر دوره نیز تلاش کرده تا به اعتلای فعالیت‌های فرهنگی این سازمان بیافزاید و مهمترین تلاشش نیز در راستای تقدیر از مفاخر ایرانی و اسلامی بوده است. «مهدی محقق» مردی که سال‌های عمرش را در اعتلای فرهنگ و ادب ایران زمین گذاشته، مؤسس مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در تهران، عضو و رئیس انجمن استادان زبان و ادبیات فارسی، عضو هیئت امنای انجمن فلسفه ایران و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، عضو ایرانی فرهنگستان زبان و ادب مصر است. وی برای فعالیت‌های علمی و از جمله تدریس‌ به کشورهای مختلفی سر زده و مدتی هم تدریس کرده، زمانی که از ایران صحبت می‌کند چشم‌هایش برق خاصی می‌زند و هیچ جا را به جز ایران برای زندگی مناسب نمی‌داند چرا که اینجا محل زندگی آباء و اجداد و حتی آیندگانش است و از همه مهمتر اینکه همسرش نوش‌آفرین انصاری نیز همچون خودش علاقه‌مند ایران است. وی در چندین کنگره بین‌المللی و ملی شرکت کرده و در همه آنها خطابه داشته که برخی از آنها شامل کنگره مؤتمر اسلامی (قاهره -1334)، انجمن شعر لندن (1340)، سمینار مقایسه گرامر زبان‌های سامی (دانشگاه لندن - 1341)، سمینار میراث مشترک فرهنگی ایران و پاکستان و ترکیه و ... است. محقق، پدیدآورنده بیش از هشتاد عنوان کتاب تألیف و ترجمه و تصحیح و مجموعه مقالات و یکصد و پنجاه مقاله فارسى و عربى و سى و پنج مقاله انگلیسى است که این مقالات در مجلّات دانشگاه‌هاى ایران و نشریّات علمى کشور و همچنین در مجلّات علمى کشورهاى انگلستان و فرانسه و ... منتشر شده است. تصحیح دیوان ناصر خسرو، تصحیح و انتشار کتاب‌های وجود قرآن تفلیسی و لسان التزیل در زمینه‌ علوم قرآنی، شرح منظومه سبزواری به عربی و ترجمه به انگلیسی، انتشار پرسش و پاسخ‌های ابوریحان و ابن سینا، الهیات شفای ابن سینا و رساله الحکومه، شرح باب حاوی عشر، فیلسوف محمد بن زکریای رازی و مفتاح‌الطب ابن هندو و بستان الاطباء از جمله تألیفات محقق در حوزه‌های علوم قرآنی، فلسفه، کلام و ادبیات از سوی محقق صورت گرفته است. محقّق در سال 1378 از سوی هیأت امناى انجمن آثار و مفاخر فرهنگى به ریاست هیئت مدیره آن انجمن منصوب شد. از جمله فعالیت‌هاى او در طول ده سال مدیریت خود در آن مرکز، برگزارى یکصد و شش مراسم بزرگداشت براى نام آوران در عرصه‌هاى علمى و فرهنگى بود که براى هر یک از آنها بزرگداشت نامه‌اى هم تألیف مى‌شد، ایشان پس از یک دوره تعویق دوباره به سمت ریاست این انجمن در آمده است. همیشه منتظر یک فرصتی برای گپ و گفت خودمانی با مهدی محقق بودیم تا اینکه پس از سالی این فرصت پیش از آغاز مراسم تجلیل یکی از اساتید در دفتر استاد محقِق،‌ محقَق شد. چهره‌اش خسته و تکیده است اما گردش چشم‌ها و سخنانش گویای حافظه قوی و همینطور علاقه‌مندی به فعالیت علمی‌اش دارد. همسرش، نوش آفرین انصاری نیز در دفتر کارش حضور دارد. با هم مشروح گپ‌وگفت با استاد محقق را می‌خوانیم: *استاد متولد چه سالی و کجا هستید؟ -من سال 1308 در مشهد در خانه‌ای روحانی‌زاده به دنیا آمدم. پدرم حاج شیخ عباسعلی محقق واعظ خراسانی است و نوه مرحوم آخوند ملابمانعلی دامغانی هستم. پدرم توجه زیادی به اخبار و احادیث و منبر و وعظ داشت به طوریکه زمانی مرحوم حاج شیخ عباس قمی کتاب سفینة البحار را تألیف می‌کرد پدرم از ترس اینکه مبادا امکان چاپ آن با شرایط و اوضاع آن زمان دست ندهد همه کتاب را با دست خود استنساخ کرد و الان یک دوره سفینه خطی در منزل پدری من است. واقعه مسجدگوهرشاد مشهد تلخ‌ترین خاطره کودکی‌ام است *از دوران کودکی‌تان کمی برایمان بگویید؟ -این را البته بارها گفته‌ام که واقعه خونین مسجد گوهرشاد مشهد تلخ‌ترین خاطره دوران کودکی‌ام است. هنوز صدای گلوله‌های شلیک شده آن شب در گوشم طنین‌انداز است همزمان با این حادثه پدرم نیز مخفی شده بود به این علت که در شب واقعه منبر رفته بود و از انگلیس بد گفته بود که البته پس از مدتی به زندان قصر رفت و سه سال آنجا بود. پس از آزادی او ممنوع المنبر شد و ما به تهران مهاجرت کردیم و اوضاع اقتصادی‌مان بسیار بد بود، پدرم و دو برادر بزرگترم به حجره‌ای در مدرسه سپهسالار رفتند و خانواده‌ام در اتاق کوچکی در بازار نائب السلطنه ساکن شدند، همین‌ها باعث تعویق افتادن تحصیلاتم شد. پدرم بزرگترین مشوق تحصیلم بود/ در یک دوره علم زده شده بودم *تحصیلاتتان را پس چطور و کجا آغاز کردید؟ - من تا 9 سالگی در مشهد بودم بعد که به تهران آمدیم، در دبستان فرهنگ تحصیل کردم و سال 1321 دبیرستان رفتم اما مشکلات مادی باعث شد تا وارد بازار کار شوم سپس به مدرسه مروی رفتم و تحصیلاتم را ادامه دادم و چند ماه درس حاج سید هادی ورامینی را فراگرفتم به مدرسه سپهسالار رفتم و دوباره به مشهد بازگشتم و در حوزه علمیه آنجا در محضر آیت‌الله کاشف الغطاء و آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری تلمذ کردم. البته این را بگویم که زمانی که دبیرستانی بودم به تعبیری علم زده شدم و همان دوره بود که به کسب آزاد زدم اما طی سفرهایی که با پدرم به مشهد داشتم به مسائل دینی علاقه مند بودم که با تشویق پدرم دوباره شروع به تحصیل کردم البته علمای بزرگ همچون مرحوم ادیب نیشابوری که نزدشان ادبیات عرب خواندم، میرزا محمدتقی آملی، استاد فلسفه من در این راستا کمکم کردند. 5سال لباس روحانیت بر تن داشتم *پس اول حوزه درس خواندید و سپس دانشگاه. تحصیلات دانشگاهیتان را چطور آغاز کردید؟ - بله من دیگر در سال‌های 1330 ملبس به لباس روحانیت شدم البته در سال 27، نفر سوم امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول شدم و سپس در این دانشکده تحصیل کردم در سال دوم دانشکده ادبیات که بودم مناسب این دیدم که لباس روحانیت که مدت پنج سال بر تن داشتم کنار بگذارم و این را با مشورت پدر و مرحوم راشد انتخاب کردم و به من گفتند که تدریس و تحقیق برایم بهتر است و اینها مقید به لباس نیست. در یک دوره پس از اخذ لیسانس سال‌های 1330 تا 1339 دبیر و در مجموعه نسخ خطی کتابخانه ملی فرهنگ آن دوره نیز فعال شدم، سپس دکترای الهیات و معارف اسلامی گرفتم و یک سال بعد از آن هم دکترای زبان و ادب فارسی و به دانشیاری دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در آمدم. تکیه‌کلام آیت‌الله کاشانی «بی‌سواد» بود *پس به فاصله یک سال دو دکتری گرفتید. چطور شد که به دبیری و تدریس علاقه‌مند شدید؟ - دبیری را با تشویق آیت‌الله کاشانی آغاز کردم. «مرحوم آیت‌الله کاشانی معتقد بود که در من فصاحتی وجود دارد که در معلمی باید از آن استفاده کنم و وقتی تعلل مرا در امر استخدام دید، گفت «شما بی سوادان خودتان را کنار می‌کشید، همه جاها را کافران گرفتند». کلمه «بی سواد» تکیه کلام آن مرحوم بود. لذا نامه‌ای در صلاحیت من به وزارت فرهنگ نوشت و من به تشویق آن مرحوم از آن سال کار تدریس را شروع کردم. *پس از انقلاب فعالیتتان را چطور ادامه دادید؟ -یک سال که رئیس دانشکده دماوند شدم و دو سال استاد مهمان دانشگاه لندن و هشت سال در دانشگاه مک گیل کانادا تدریس کردم و سپس شعبه مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در تهران را تأسیس کردم. *چه سالی بازنشسته شدید؟ -سال 61 از دانشگاه تهران بازنشسته شدم اما پس از آن در دانشگاه‌های مشهد، امام صادق (ع)، تربیت مدرس، الزهرا و شهید مطهری تدریس کردم. در همان سال هم برگزیده طرح سپاس بهمن 85 در فرهنگسرای ابن سینا شدم. تاریخچه‌ای از فعالیت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران *استاد از فعالیت‌تان در انجمن آثار و مفاخر ملی بفرمایید. شما دومین مرتبه است که به عنوان رئیس انجمن اینجا فعال می‌شوی؛ با توجه به وضعیت فرهنگی کشور آیا رویکردهایتان نسبت به گذشته در انجمن متفاوت شده یا خیر؟ -ابتدا یک مقدمه‌ای بگویم که این انجمن در سال‌های 1301 تا 1304 به وسیله تنی چند از دانشمندان ایران زمین تأسیس شد در آن زمان رئیس هیئت مدیره انجمن، مرحوم ذکاءالملک فروغی بود و هدف از تأسیس انجمن این بود که اولاً آثار دانشمندان بزرگ ایران را زنده کنیم آثار افرادی اعم از شعرا، عرفا یا نویسندگان و در ضمن آرامگاه آنها را نیز مورد توجه قرار دهیم که برای نخستین بار آرامگاه فردوسی در سال 1313 رونمایی و در آن مراسم عده زیادی از دانشمندان دنیا جمع شدند که در یک مجموعه بزرگ به نام هزاره فردوسی سخنرانی‌هایشان منتشر شد. این مجموعه توسط انجمن آثار و مفاخر چاپ شد که شامل مجموع مقالات دانشمندان ایرانی و خارجی درباره فردوسی است. 106 بزرگداشت از سال 78 تاکنون برگزار کردیم از آن تاریخ به بعد، فعالیت انجمن بیشتر و مقبره ابن سینا ساخته و آثارش چاپ شد آن آثار را هم ـ بیشتر آثار فارسی‌اش ـ را منتشر کردیم از زمانی که من به این انجمن آمدم در سال 1378 تاکنون حدود 106 بزرگداشت برگزار و یک بزرگداشت نامه هم منتشر کردیم که این بزرگداشت نامه سند علمی دانشمندان بزرگ ماست، در میان این دانشمندان هم کسانی که روحانی بودند مثل مرحوم آیت الله جوادی آملی و آیت الله حسن زاده آملی و استاد میرزا ابوالحسن شهرانی و سیدکاظم عصار و بدیع الزمان فروزان فر، محمد معین، جلال‌الدین همایی بزرگداشتشان را برگزار کردیم. بزرگداشت اخیرمان هم برای حاج آقای مصطفوی از اساتید فلسفه دانشگاه امام صادق (ع) است و از معدود اساتید نسل گذشته است که باقی هستند، درس فلسفه می‌دهند و آثار ابن سینا و فارابی را تدریس می‌کنند. ما در این مدت بزرگداشت‌هایی که برگزار کردیم،‌ جناحی عمل نکردیم و همه کسانی را که بزرگداشتشان برگزار شد حتی از اهل سنت کردستان که در رأسشان استاد بدیع الزمانی کردستانی بودند که عربی دان درجه یک ایران محسوب می‌شدند یا برخی خانوم‌ها مثل توران میرهادی، نوش آفرین انصاری که تخصص کتاب کودک دارند و فرهنگ نامه کودک و نوجوان منتشر کردند، تقدیر شدند که اسامی همه آنها در فهرست کتاب تقدیری‌های انجمن آثار و مفاخر اسلامی درج شده است. هر ماه یک بزرگداشت در انجمن آثار و مفاخر برگزار می‌شود *پس بنا بر این است که بزرگداشت‌ها ادامه پیدا کند؟ -بله با همان کیفیت خوب گذشته هر ماه قرار است یک بزرگداشت داشته باشیم از مهمترین بزرگداشت‌های این دوره، تقدیر از استاد انوری بود، این فرد عمرش را در خدمت زبان و ادبیات فارسی گذاشت و نشان داد که باید زبان یکپارچه باشد به تعبیر دیگر حتی اگر ما ترک و لر و کرد باشیم، باز هم باید زبان ملی‌مان را حفظ کنیم. محمدعلی مدرس تبریزی استاد فقه آیت‌الله شیخ جعفر سبحانی بودند استاد من نیز بودند که در انجمن آثار و مفاخر ملی بزرگداشتشان برگزار شد. *خیلی از این اساتیدی که برایشان بزرگداشت برگزار کردید در دوره‌هایی اساتید خودتان هم محسوب می‌شدند، کدام یک از این اساتید برای شما تعلق خاطر دیگری داشته‌اند؟ -اولاً بزرگداشت‌ها را خود من در این مملکت مرسوم کردم پیش از انقلاب 1355بزرگداشتی گرفتیم برای یکی از اساتید، استاد جلال الدین همایی که چندین سال بود این استاد بازنشسته شده بود و از منزل بیرون نیامده بود وقتی که برای بزرگداشت ایشان را مجبور به بیرون آمدن از منزل کردند و پا به تالار فردوسی گذاشت و جمعیت را دید خودش باورش نمی‌شد که چنین تعدادی آمدند عصایش را به دست گرفته بود و از پله‌ها که پایین می‌آمد ما را دعا می‌کرد و می‌گفت خدا خیرتان بدهد، شاگردان قبلی او زمانی که دارالفنون تدریس می‌کرد وزیر شده بودند و نزدش آمدند و دست و پایش را بوسیدند بنابراین این حرکت‌ها در تجلیل و احترام گذاشتن به اساتید در دانشگاه تهران صورت گرفت. برای استاد همایی کتاب هم منتشر کردیم به نام «همایی نامه». چنین جشن نامه‌ها و آثاری را برای مرحوم مدرس رضوی، احمد آرام هم کار کردیم من همیشه آرزو می‌کردم که در شرایطی باشم تا بتوانم این کار را ادامه دهم و خوشبختانه اکنون هم اینجا هستم و فعالیتم را ادامه می‌دهم. *نگفتید استاد به کدام یک از اساتیدتان بیشتر علاقه داشتید؟ -مرحوم آقاشیخ محمدتقی آملی استاد آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله حسن زاده آملی. آیت‌الله جوادی آملی و حسن زاده خود را مدیون آقاشیخ محمدتقی آملی می‌دانند *در چه دوره‌ای استادتان بودند؟ - فکر می‌کنم بین سال‌های 1330 تا 1340. استاد جوادی آملی می‌گوید که اگر آقاشیخ محمدتقی آملی نبود من و آیت‌الله حسن‌زاده دو بچه شانزده ـ هفده ساله بودیم، از آمل سفر کردیم که کسی را در شهر جدید نمی‌شناختیم ایشان دست ما را گرفت و راهنمایی‌مان کرد و مثل فرزند خودش ما را پرورش داد وگرنه ممکن بود ما شاگرد بقال بشویم! بنابراین ایشان چنین شخصیتی بودند. علاوه بر ایشان، استاد فروزان فر هم از بهترین چهره‌های استادی من بودند. *در جایی گفته بودید که با مرحوم شهید مطهری هم خیلی حشر و نشر داشتید، درست است؟ -بله هفتاد سال ایشان را می‌شناختم از سال 24 که مرحوم آیت‌الله بروجردی از پدر بنده تقاضا کردند به قم مشرف شوند و در منزل یکی از بازرگانان منبر بروند که الان نوه آیت‌الله بروجردی در همان منزل ساکن است، من هم به پدر ملحق شدم و قم رفتم. مشهدی‌ها در مدرسه فیضیه و دارالشفاء پای منبر پدر من می‌آمدند یک زمان دقت کردم دیدم این طلبه‌ها دور یک طلبه بزرگتر از خودشان جمع می‌شوند که آن طلبه مطهری نام دارد و طلبه‌ها مشکلاتشان را به او می‌گفتند این نخستین آشنایی‌ام با شهید مطهری بود. بنابراین تا بیست سالگی هر هفته او را در جلساتی که روزهای چهارشنبه داشتیم می‌دیدم این جلسات دوستانه در مدرسه سپهسالار که اکنون مدرسه شهید مطهری است، تشکیل می‌شد. آخرین شبی هم که با ایشان تماس داشتم شبی بود که ایشان از من پرسیدند شنیده‌ام شما کتاب قبسات میرداماد را چاپ کرده‌ای و از من درخواست که د و نسخه برایشان بفرستم. کتاب‌ها را که به منشی‌شان دادم منشی ساعت 10 شب با من تماس گرفت و خبر ترور شهید مطهری را داد. از گذشته خودم راضی هستم/ علاقه‌ای به زندگی خارج از کشور ندارم *شما در حوزه‌های مختلف علمی از الهیات تا ادبیات تحصیل کردید اگر دوباره به گذشته بازگردید همین حوزه علوم انسانی و چنین زمینه‌های تحصیلی را انتخاب می‌کنید؟ -بله من از گذشته ام راضی هستم و همین مسیر را انتخاب می کردم برای من گذشته‌ام باعث خیر و برکت بوده هم به لحاظ مادی و هم علمی وگرنه 50 سال پیش من استاد دانشگاه لندن بودم و هفت ـ هشت سال هم استاد دانشگاه کانادا، آکسفورد و مالزی می‌توانستم همانجا بمانم ولی اینکار را نکردم. *چرا نماندید؟ -هیچ وقت علاقه نداشتم خارج از کشور زندگی کنم وگرنه همان 50 سال پیش senior lecturer در دانشگاه لندن بودم و هفته‌ای چهار ـ پنج ساعت درس می‌دادم بهرحال اینجا وطن من و محل زندگی آبا و اجداد و آیندگان من است البته همسر من هم اینجا بود ایشان در ایران درس می‌خواندند، خانوم نوش آفرین انصاری زبان‌های بسیاری می‌دانند و در حوزه کتاب کودک فعال هستند. *بله استاد اطلاع داریم چطور شد که با ایشان ازدواج کردید؟ -بهرحال باید ازدواج می‌کردم دیگر(با خنده) همسرم شاگردم بود *منظورم این است که چطور با هم آشنا شدید؟ -بله یک زمانی ایشان نزد من درس می‌خواندند و می‌خواستند رشته حقوق تحصیل کنند و کار کنند البته این ارتباط زود قطع شد چرا که پدرشان سفیر ایران در شوروی شد بعد دیگر من ایشان را ندیدم خودم هم به لندن رفتم و زمانی که به ایران بازگشتم مدتی در دانشگاه کار می‌کردم و ایشان را ملاقات کردم اینطور شد که با هم ازدواج کردیم. *الان چند فرزند دارید؟ -2 فرزند *خدا حفظشان کند. از وضعیت جسمانیتان بفرمایید در گذشته کسالت داشتید الان بهتر هستید؟ -بله خدا را شکر نسبت به گذشته بهتر هستم. *خداراشکر. با این حال ما بیش از این وقت شما را نمی‌گیریم به عنوان نکته پایانی شنیدم که کتابی در دست ترجمه دارید؟ -بله تاریخ علم پزشکی در ایران و اسلام را در دست کار دارم که در مرحله تکمیل شدن است و الان دیگر کارش به اتمام رسیده است. *ان‌شاءالله که همیشه سلامت باشید ممنون از وقتی که در اختیارمان گذاشتید. -خواهش می‌کنم زحمت کشیدید. بخشی از گفت وگو با نوش آفرین انصاری همسر مهدی محقق و عضو هیئت مدیره و دبیر شورای کتاب کودک: * خانم انصاری شما چقدر در دوره‌های مختلف زندگی هم گام و هم‌راه همسرتان بودید؟ - ما هر دو همیشه مستقل کار کردیم ولی در عین استقلال در کنار هم بودیم ، تا به حال نشده که کاری من انجام دهم ایشان در جریان نباشد یا برعکس به طور مثال زبان عربی را در کنار ایشان یاد گرفتم و بنده هم در ترجمه انگلیسی به ایشان کمک می‌کردند، هر کاری که در شورای کتاب کودک داشتم با مشارکت ایشان بوده و هر دو همیشه احساس رضایت کردیم به همین همیشه احساس نیرومندی و انرژی مثبت داشتیم. خوشبختانه خیلی از آرمان‌ها و آرزوهایمان را با هم جامه عمل پوشاندیم. *آیا برای تربیت فرزندانتان محدودیت قائل شدید؟ -خیر هیچ محدودیتی برای ماندن یا نماندن آنها حتی زندگی و تحصیل در ایران یا خارج از کشور نبود. آنها هم در خارج تحصیل می‌کنند و هر از گاهی به ایران می‌آیند. باید بزرگترها و پدر و مادرها ناظران و توصیه گران زندگی بچه‌ها باشند نه اینکه آنها را به اجبار به راهی بیاورند. بنابراین جبر، بستن، تعطیل کردن و ممنوع کردن بی فایده است باید امکان فعالیت‌ها را در اختیار بچه‌ها گذاشت با آنها بحث و صحبت کرد و همه چیز را به نقد و نقادی گذاشت. *از اینکه برای زندگی همسرتان همیشه تمایل داشته که ایران بماند،‌مشکلی نداشتید با توجه به اینکه خودتان از کودکی در دیگر کشورها تحصیل و زندگی کردید؟ -خیر من همیشه علاقه مند فرهنگ ایران بودم و تمایل داشتم در ایران زندگی کنم وقتی هم که در سال 42 به ایران بازگشتیم فکر می‌کردم با مردی ازدواج کنم که هرگز نخواهد سفر کند(با خنده) البته این محقق نشد منتها زندگی‌مان در ایران باعث خرسندی‌ام است او هم مثل بنده ایران را دوست دارم و تمام عمرش را وقت ایران کرده است. *با تشکر از وقتی که برای ما گذاشتید. موفق باشید.
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در شنبه پانزدهم شهریور 1393 و ساعت |
ميلادهشتمين خورشيد امامت و ولايت حضرت رضا ع مبارك باد.
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در جمعه چهاردهم شهریور 1393 و ساعت |

اداره کل آموزش وپرورش استان اصفهان

مديريت آموزش وپرورش شهرستان دهاقان

دبیرستان شهيدزماني

نام رشته: عمومي

نام کلاس : اول

                     به نام خدا

نام :

 نام خانوادگی :

نام پدر :

شماره كلاس :

نام آزمون : زبان فارسي 1

تاریخ آزمون :      /6/93

مدت آزمون :75دقیقه

شماره صفحه : 1 از2

نام دبیر:

ردیف

سوالات

بارم

الف

زبان شناسي 4نمره

--

1

براي ويژگي زايايي زبان يك مثال ذكركنيد.

25/

2

درتعريف زبان منظورازكلمه (علمي) چيست؟

5/

3

دليل آساني استفاده از زبان چيست؟

5/

4

تعدادواج هاي زبان فارسي را بنويسيد.

25/

5

نحو چيست؟

 

75/

6

رابطه معنايي كلمات ( خوب وبد – درخت وكاج  - پدروبابا ) را بنويسيد.

 

75/

7

زبان شناسي همگاني را توضيح دهيد.

 

1

ب

نگارش  5نمره

--

8

منظور از ويرايش زباني چيست؟

5/

9

يك بندادبي سه سطري درباره ماه بنويسيد.

 

 

 

1

10

موادسازنده توصيف كدامند؟

5/

11

جمله داده شده را خلاصه كنيد. (هركه دركارهاي بزرگ و مهمات با خردمندان وعقلا مشورت وهم انديشي مي كند در واقع شريك عقل وانديشه آنان مي شود. )

 

1

12

نامه اي رسمي به مدير آموزشگاه بنويسيد ودر آن از زحمات وي تشكركنيد.

 

 

 

 

 

1

13

به جاي واژگان داده شده برابر هاي مناسب بنويسيد.     ( كانديدا                 كامپيوتر      )

5/

14

عام ترين وصميمانه ترين نوع نوشته چيست؟ يك اثر دراين زمينه نام ببريد.

5/

پ

املا وبياموزيم 3نمره

--

15

دليل نادرستي جملات زيرواصلاح شده آن را بنويسيد.

*كتاب داستاني كه تازه منتشر شده بودرا خريدم.

 

*آن قدر حرف زدم كه به قول معروف خسته شدم.

 

* گزارشات زيادي به من رسيده است .

 

5/1

16

اگر كلمه اي به صامت ختم شود درحالت اضافه .......................... يا .......................... مي گيرد.

5/

17

صحيح گروه كلمات نادرست را بنويسيد.

غرب وبعد –     يال وغارب  -    رايت والم  -    دناعت وپستي –      ابراز مصرت –        نغز غرض

 

1

ت

دستور زبان 8نمره

--

18

نام دقيق اجزاي جمله ذكرشده را بنويسيد.            پرندگان لانه مي سازند.

75/

19

موارد خواسته شده را از مصدر « خوردن» بنويسيد.

مضارع التزامي دوم شخص جمع                       ماضي بعيداول شخص جمع

5/

20

ساختمان اسامي ذكرشده چگونه است؟         هوا                گلدان                 سفيدرود

75/

21

جمع مكسر كلمات داده شده را بنويسيد             كتاب               نسخه

5/

22

فعل «دويد» را گذرا به مفعول كرده ودرجمله اي مناسب به كارببريد.

 

1

23

انواع نقش نما را با نام دقيق هريك نشان دهيد. ( اي پسر كوشش بسيار تورا به مقصود مي رساند)

 

1

23

كلمه (بد) را يك باربه عنوان صفت وبارديگر به عنوان قيد درجملات جداگانه به كارببريد.

 

1

24

نوع ضماير را در جمله ( دراين كتاب نويسنده اش چه نوشته است؟ ) بنويسيد.

5/

25

نام دقيق انواع وابسته را درجمله ( بهترين كتاب ها را از اين قفسه زرد برداريد)بنويسيد.

 

1

26

نوع دقيق قيدهاي به كار رفته را بنويسيد.«البته من ديشب واقعا اورا به سختي مي ديدم»

1

--

                                                    موفق باشيد                                             جمع

20

+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 و ساعت |
اداره کل آموزش وپرورش استان اصفهان مديريت آموزش وپرورش شهرستان دهاقان دبیرستان : شهيد زماني نام کلاس :اول به نام خدا نام : نام خانوادگی : نام آزمون : ادبيات فارسي 1 تاریخ آزمون : /6/93 مدت آزمون :75دقیقه ردیف سوالات بارم الف معني ومفهوم شعر ونثر 6نمره (معني اشعار وجملات زير رابه نثر روان بنويسيد) -- 1 هر آن كه از روي ناداني نه او را گزيد گزند او ناچار بدو رسيد. 1 2 همي خواست پيروزي ودستگاه نبود آگه از بخشش هور وماه 75/ 3 در اين كار تعبيه اي است. 25/ 4 حالي آن لعل آبدارگشاد پيش آن ريگ آبدارنهاد 5/ 5 بيچارگي ورا چو ديدند درچاره گري زبان كشيدند 5/ 6 بزرگي خرد ودانش راست نه گوهر وتخمه را . 75/ 7 دردكان بودي نگهبان دكان نكته گفتي با همه سوداگران 5/ 8 دربيرنگ اسب حرفي به كارش بود. 5/ 9 مرد پارسي وسعتي نداشت كه حال مرا مرمتي كند. 5/ 10 ازجلوه ي سبز وسرخ طرح چمني ريزم گشته است ختن صحرا ازبوي دلاويزم 75/ ب معني لغت 2نمره (معني لغات مشخص شده را بنويسيد) -- 11 مقبل آن كز خداي گيرد پشت . آفتاب نعمتم شد زير ميغ . دل شيطان را از رعب مي لرزانند. مشروطه يعني آسايش رعيت . مردم غريو شادي سر دادند . درفراغ به پارس رسيديم . درچنان بيغوله اي آشنايي غنيمتي بود. سرسان مشو عدو. 2 ج 12 13 شعر حفظي 2نمره (ابيات زير را كامل كنيد) ............................................. روح خراب ومست شد عقل خمار مي رسد ****** گفتم كه نوش لعلت ما را به آرزو كشت ............................................................. 5/ 5/ 14 ........................................................ آتش كه به زير ديگ سوداست در آن نوبت كه بندد دست .......................... به پاي سروكوهي ........... 5/ 5/ د خودآزمايي 3نمره -- 15 مفهوم كنايات زير را بنويسيد. بند پوتين را محكم بستن - به روي بزرگوارخود نياورد 1 16 (لباس پوست دوم انسان نيست) يعني چه؟ 5/ 17 چرا ناصرخسرو دعوت وزير را نپذيرفت ؟ 5/ 18 « زمانه بيامد نبودش توان » يعني چه؟ 5/ 19 منظور از (هم چون مرواريد در دل صدف كج وكوله اي سال ها بسته ماند )چيست؟ 5/ ه درك مطلب 4نمره -- 20 منظور از كلمه متاع در( متاعي كه من رايگان دادم ازكف تو گر مي تواني مده رايگاني ) چيست؟ 5/ 21 پيام كلي بيت (خانه اي كاوشود ازدست اجانب آباد زاشك ويران كنش آن خانه كه بيت الحزن است ) چيست؟ بيت الحزن به كدام داستان اشاره دارد؟ 1 22 «وتقدير چنين شد كه آفتاب سنگ مزارش باشد » درمورد كيست ؟ به چه موضوعي اشاره دارد؟ 1 23 با توجه به بيت( ولي بامن بگو آن ديده وركيست كه خاري ديد واحوال چمن گفت) ديده ور كيست؟ 1 24 منظور از(چارچنگول روي قالي روماتيسم مي گيرند) چيست؟ 5/ و دانش هاي ادبي3نمره -- 25 دوشاعرغرل اجتماعي سرادر عصرمشروطه نام ببريد. 5/ 26 چهارپاره چه نوع شعري است؟ 5/ 27 تفاوت شعرنيمايي وسنتي درچيست؟ 1 28 نام پديد آورندگان آثارزير را بنويسيد. سمك عيار بحردركوزه ليلي ومجنون سياحت نامه ابراهيم بيگ 1 موفق باشيد جمع
+ نوشته شده توسط خادم الفقرا در سه شنبه یازدهم شهریور 1393 و ساعت |